کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 6 - مرجع - بخش 1
در اینجا شما واژگان از واحد 6 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نشانه"، "سافاری"، "سرسبز"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to go on vacation by a ship or boat

به سفر دریایی رفتن, دریاگردی کردن
خانواده تصمیم گرفت به جای پرواز، کروز برود.
involving a society's customs, traditions, beliefs, and other related matters

فرهنگی
انسانشناس، شیوههای فرهنگی قبیله بومی ساکن در منطقه دورافتاده را مطالعه کرد.
belonging to or significant in the past

تاریخی
مستند یک رویداد تاریخی بزرگ را بررسی کرد.
the city or town that is considered to be the political center of a country or state, from which the government operates

پایتخت
پایتخت میزبان بیشتر رویدادهای سیاسی کلیدی کشور است.
(of land or soil) not capable of producing any plants

بایر (زمین)
پروژههای بازسازی محیط زیست با هدف احیای مناطق بیحاصل از طریق معرفی مجدد گیاهان بومی و بهبود حاصلخیزی خاک انجام میشوند.
a large, dry area of land with very few plants, typically one covered with sand

بیابان, صحرا
آنها در حین رانندگی در بیابان گم شدند.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
a structure or a place that is historically important

بنای تاریخی
در واشنگتن دیسی، بنای یادبود لینکلن هم به عنوان ادای احترام به رئیسجمهور لینکلن و هم به عنوان یک نشانه قدرتمند از تاریخ آمریکا عمل میکند.
in or traveling to a different country

به خارج, در خارج
شرکت چندین کارمند را برای کنفرانس به خارج فرستاد.
the activity of visiting interesting places in a particular location as a tourist

تماشای اماکن دیدنی
گردشگری آنها در لندن شامل برج لندن، موزه بریتانیا و کاخ باکینگهام بود.
to feel less worried or stressed

استراحت کردن, آسودن
او سعی کرد با گوش دادن به موسیقی آرامش بخش آرامش پیدا کند.
(of a country, state, etc.) function without being controlled or influenced by others

مستقل
دستیابی به حکومت مستقل به کشور اجازه داد تا سیاستهای اقتصادی خود را تعیین کند.
an exciting or unusual experience, often involving risk or physical activity

ماجراجویی
آنها یک سفر کمپینگ در طبیعت برنامهریزی کردند، مشتاق آزادی و هیجان ماجراجویی در فضای باز.
a box or container in which items are packed

بسته
بسته با دستورالعملهایی برای مراقبت در حمل و نقل برچسبگذاری شده بود.
an area of sand or small stones next to a sea or a lake

ساحل
ما در ساحل شنی پیک نیک داشتیم و از نسیم دریا لذت بردیم.
the activity of living outdoors in a tent, camper, etc. on a vacation

کمپینگ, چادر زدن در طبیعت
ما در حال برنامهریزی برای یک سفر کمپینگ در آخر هفته هستیم.
the practice of riding a boat as a hobby

قایقرانی (سرگرمی)
آنها به قایقرانی در امتداد ساحل رفتند، از مناظر زیبا و زندگی دریایی شگفتزده شدند.
related or belonging to a particular area or place that someone lives in or mentions

محلی
او یک مشتری ثابت در بار محلی است، جایی که از ملاقات با دوستانش لذت میبرد.
a journey, typically for observing and photographing wild animals in their natural habitat, especially in African countries

سیاحت اکتشافی (بهویژه در آفریقا)
چه گرفتن عکسهای خیرهکننده از حیات وحش باشد و چه فقط لذت بردن از آرامش طبیعت، یک سافاری وعدهدهنده یک سفر غنی و الهامبخش برای ماجراجویان در هر سنی است.
so memorable that being forgotten is impossible

فراموشنشدنی
لحظه فراموشنشدنی وقتی که برای اولین بار ملاقات کردند، برای همیشه در خاطراتشان حک شد.
the act of travelling between two or more places, especially when there is a long distance between them

سفر
سفر به قله کوه استقامت جسمی و انعطافپذیری ذهنی آنها را محک زد.
the boundary between land and water, particularly as seen on a map or from above

خط ساحلی, ساحل
گردشگران زیبایی خط ساحلی مدیترانه را تحسین کردند.
surprising or exciting in appearance or effect

چشمگیر, قابلتوجه، برجسته, پرشور, دراماتیک
ورود او به مهمانی نمایشی بود و بلافاصله توجه همه را جلب کرد.
having the color of fresh grass or most plant leaves

سبز
کاسه سالاد پر از سبزیجات تازه، ترد و سبز بود.
(of vegetation) growing densely and looking strong and healthy

انبوه (پوشش گیاهی), سرسبز، پرشاخوبرگ
تاکستان در آب و هوای مدیترانهای شکوفا شد، و در میان محیطی سرسبز انگور تولید کرد.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
ما به کوه صعود کردیم و از منظره نفسگیر از بالا لذت بردیم.
covered with or composed of small, smooth, rounded stones or pebbles

ریگدار
او از احساس زمین سنگی زیر پاهایش لذت برد.
having a surface that is covered with large, uneven, or rough rocks, stones, or boulders

سنگی
منطقه سنگی و ناهموار بود، با صخرههایی که به شدت از دره پایین بالا میآمدند.
