کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 6 - مرجع - بخش 1

در اینجا شما واژگان از واحد 6 - مرجع - بخش 1 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نشانه"، "سافاری"، "سرسبز"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
to cruise [فعل]
اجرا کردن

به سفر دریایی رفتن

Ex: They cruised on a luxury liner with many activities .

آن‌ها با یک کشتی لوکس با فعالیت‌های زیاد کروز کردند.

cultural [صفت]
اجرا کردن

فرهنگی

Ex: Cultural differences can lead to misunderstandings , but they also offer opportunities for learning and growth .

تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند به سوءتفاهم منجر شوند، اما آنها همچنین فرصت‌هایی برای یادگیری و رشد ارائه می‌دهند.

historical [صفت]
اجرا کردن

تاریخی

Ex: The historical mansion is now a museum open to the public .
capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

barren [صفت]
اجرا کردن

بایر (زمین)

Ex:

زمستان‌های سخت و کیفیت پایین خاک منطقه را بی‌حاصل کرد، که رشد درختان را دشوار ساخت.

desert [اسم]
اجرا کردن

بیابان

Ex: He spent three days in the desert with no water .

او سه روز در بیابان بدون آب سپری کرد.

famous [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The famous actor won numerous awards for his performances in blockbuster movies .

بازیگر معروف برای بازی‌هایش در فیلم‌های پرفروش جوایز زیادی کسب کرد.

landmark [اسم]
اجرا کردن

بنای تاریخی

Ex: The Taj Mahal in India , with its stunning white marble architecture , is a universally recognized landmark .

تاج‌محل در هند، با معماری خیره‌کننده‌ی مرمر سفیدش، یک نشانه جهانی شناخته‌شده است.

abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

sightseeing [اسم]
اجرا کردن

تماشای اماکن دیدنی

Ex: The travel agency organized a sightseeing tour of the most popular landmarks in the city .

آژانس مسافرتی یک تور گردشگری از محبوب‌ترین نقاط دیدنی شهر ترتیب داد.

to relax [فعل]
اجرا کردن

استراحت کردن

Ex: She went to the spa to relax and get a massage .

او به اسپا رفت تا آرامش پیدا کند و ماساژ بگیرد.

independent [صفت]
اجرا کردن

مستقل

Ex: The independent state formed a new constitution to establish its government .
adventure [اسم]
اجرا کردن

ماجراجویی

Ex: The children 's book series follows the young protagonists on magical adventures in faraway lands .

مجموعه کتاب کودکان، شخصیت‌های جوان را در ماجراهای جادویی در سرزمین‌های دور دنبال می‌کند.

package [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: The delivery driver dropped off the package at the front door .

راننده تحویل بسته را جلوی درب انداخت.

beach [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The beach was crowded with people enjoying the sun and surf .

ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت می‌بردند.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex:

او کمپینگ در کمپ را به جای طبیعت وحشی ترجیح می‌دهد.

sailing [اسم]
اجرا کردن

قایق‌رانی (سرگرمی)

Ex: Sailing requires not only skill but also knowledge of wind patterns and navigation techniques .

قایقرانی نه تنها به مهارت بلکه به دانش الگوهای باد و تکنیک‌های ناوبری نیاز دارد.

local [صفت]
اجرا کردن

محلی

Ex: The local community center offers various programs and activities for residents .

مرکز جامعه محلی برنامه‌ها و فعالیت‌های مختلفی را برای ساکنان ارائه می‌دهد.

safari [اسم]
اجرا کردن

سیاحت اکتشافی (به‌ویژه در آفریقا)

Ex:

بسیاری از لودج‌ها و کمپ‌های سافاری اقامتگاه‌های لوکسی ارائه می‌دهند که اقامتی راحت و به یاد ماندنی در میان زیبایی وحشی ساوانا را تضمین می‌کنند.

اجرا کردن

فراموش‌نشدنی

Ex: His kindness and generosity made an unforgettable impression on everyone he met .

مهربانی و سخاوت او تاثیری فراموش‌نشدنی بر همه کسانی که ملاقات کرد گذاشت.

journey [اسم]
اجرا کردن

سفر

Ex: The family embarked on a road trip , making stops at various landmarks and attractions during their journey .

خانواده به یک سفر جاده‌ای رفتند و در طول سفر خود در نقاط دیدنی و جاذبه‌های مختلف توقف کردند.

coastline [اسم]
اجرا کردن

خط ساحلی

Ex: The country has a long and diverse coastline .

کشور دارای یک خط ساحلی طولانی و متنوع است.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

lush [صفت]
اجرا کردن

انبوه (پوشش گیاهی)

Ex: Explorers marveled at the lush vegetation along the banks of the Amazon River .

کاشفان از پوشش گیاهی انبوه در امتداد سواحل رودخانه آمازون شگفت زده شدند.

mountain [اسم]
اجرا کردن

کوه

Ex: We enjoyed a picnic at the base of the mountain , surrounded by nature .

ما از یک پیک نیک در پای کوه، محصور در طبیعت لذت بردیم.

pebbly [صفت]
اجرا کردن

ریگدار

Ex:

مسیر با بالا رفتن آنها از تپه سنگی‌تر شد.

rocky [صفت]
اجرا کردن

سنگی

Ex: The soil in the garden was rocky , making it difficult to dig and plant flowers .

خاک باغ سنگلاخ بود، که کندن و کاشتن گل را دشوار می‌کرد.

sandy [صفت]
اجرا کردن

شنی

Ex: The sandy texture of the beach made it perfect for building castles .

بافت شنی ساحل آن را برای ساختن قلعه‌ها عالی کرده بود.