کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه - واحد 3 - مرجع - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 3 - مرجع - بخش 2 در کتاب درسی Total English Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "توریستی"، "تخت دوطبقه"، "ضایعات"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'توتال اینگلیش' متوسطه
picturesque [صفت]
اجرا کردن

تماشایی

Ex: The picturesque cabin by the lake provided a peaceful retreat from city life .

کلبه دل‌انگیز کنار دریاچه، پناهگاهی آرام از زندگی شهری ارائه می‌داد.

ugly [صفت]
اجرا کردن

زشت

Ex: The makeup made her look ugly , she looked much better without it .

آرایش او را زشت نشان داد، بدون آن بسیار بهتر به نظر می‌رسید.

traditional [صفت]
اجرا کردن

سنتی

Ex: They decorated the house with traditional holiday ornaments .

آنها خانه را با تزئینات سنتی تعطیلات آراستند.

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.

friendly [صفت]
اجرا کردن

خونگرم

Ex: She was always friendly to everyone she met , making new friends easily .

او همیشه با همه کسانی که ملاقات می‌کرد دوستانه رفتار می‌کرد و به راحتی دوستان جدیدی پیدا می‌کرد.

unwelcoming [صفت]
اجرا کردن

غیردوستانه

Ex: She felt uneasy in the unwelcoming office .

او در دفتر غیردوستانه احساس ناراحتی می‌کرد.

touristy [صفت]
اجرا کردن

توریستی (منفی)

Ex: While the beach is beautiful , it 's very touristy during the summer , making it hard to find a quiet spot .

اگرچه ساحل زیبا است، اما در تابستان بسیار توریستی است، که یافتن مکانی آرام را دشوار می‌کند.

unspoiled [صفت]
اجرا کردن

دست نخورده

Ex: The remote village maintained its unspoiled charm , with traditional houses and untouched landscapes .

روستای دورافتاده جذابیت دست‌نخورده خود را حفظ کرد، با خانه‌های سنتی و مناظر دست‌نخورده.

اجرا کردن

تهویه هوا

Ex: She enjoys the refreshing breeze provided by the air conditioning after a long day outside .

او از نسیم خنک تهویه مطبوع بعد از یک روز طولانی در بیرون لذت می‌برد.

bunk bed [اسم]
اجرا کردن

تخت دوطبقه

Ex: The bunk bed had a sturdy ladder for easy access to the upper bed .

تخت دو طبقه یک نردبان محکم برای دسترسی آسان به تخت بالا داشت.

اجرا کردن

سیستم گرمایش مرکزی

Ex: She adjusted the central heating thermostat to maintain a comfortable temperature throughout the day .

او ترموستات گرمایش مرکزی را تنظیم کرد تا دمای راحتی را در طول روز حفظ کند.

اجرا کردن

صفحه نمایش کامپیوتر

Ex: The computer screen showed a warning message .

صفحه نمایش کامپیوتر یک پیام هشدار نشان داد.

DVD player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش دی‌وی‌دی

Ex:

ما دیشب با استفاده از دی‌وی‌دی پلیر یک فیلم تماشا کردیم.

اجرا کردن

تلفن همراه

Ex: He lost his mobile phone at the concert and spent hours searching for it afterward .

او تلفن همراه خود را در کنسرت گم کرد و ساعتها بعد از آن به دنبالش گشت.

sofa bed [اسم]
اجرا کردن

مبل تختخواب‌شو

Ex: We bought a new sofa bed that matches the living room decor , and it 's very comfortable to sleep on .

ما یک مبل تختخوابشو جدید خریدیم که با دکوراسیون اتاق نشیمن مطابقت دارد، و خوابیدن روی آن بسیار راحت است.

اجرا کردن

استخر

Ex: The resort 's swimming pool overlooked the ocean , offering stunning views .

استخر این اقامتگاه مشرف به اقیانوس بود و چشم‌اندازهای خیره‌کننده‌ای ارائه می‌داد.

اجرا کردن

ماشین لباس‌شویی

Ex: The washing machine has different settings for different types of fabrics .

ماشین لباسشویی تنظیمات مختلفی برای انواع مختلف پارچه دارد.

adaptable [صفت]
اجرا کردن

سازگار

Ex: The adaptable nature of the plant enables it to thrive in different environments .

طبیعت انعطاف‌پذیر گیاه به آن امکان می‌دهد در محیط‌های مختلف رشد کند.

climate [اسم]
اجرا کردن

اقلیم

Ex: The Mediterranean climate is characterized by hot summers and mild winters .

آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل مشخص می‌شود.

flooding [اسم]
اجرا کردن

آب‌گرفتگی

Ex: The town 's flood defenses were overwhelmed by the rapid onset of flooding .

دفاع‌های سیلاب شهر توسط شروع سریع سیلاب تحت الشعاع قرار گرفت.

fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت

Ex: Coal has been a traditional fuel for power plants .

زغال سنگ یک سوخت سنتی برای نیروگاه‌ها بوده است.

household [اسم]
اجرا کردن

خانوار

Ex: She runs a busy household , balancing her job and taking care of her elderly parents .

او یک خانوار پر مشغله را مدیریت می‌کند، بین کارش و مراقبت از والدین سالخورده‌اش تعادل برقرار می‌کند.

waste [اسم]
اجرا کردن

پسماند

Ex: Hazardous waste , such as chemicals and electronic waste , requires special handling and disposal methods to prevent harm to human health and the environment .
insulated [صفت]
اجرا کردن

عایق

Ex: The insulated attic space kept the interior of the house cool in the summer and warm in the winter .

فضای زیر شیروانی عایق‌بندی شده داخل خانه را در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه می‌داشت.

recycling [اسم]
اجرا کردن

بازیافت

Ex: The school organized a recycling campaign .
اجرا کردن

خودکفا

Ex: Moving to a rural area taught her how to be self-sufficient , from growing her own vegetables to fixing minor household repairs .

انتقال به یک منطقه روستایی به او یاد داد که چگونه خودکفا باشد، از کاشت سبزیجات خود گرفته تا تعمیرات جزئی خانه.

sound wave [اسم]
اجرا کردن

موج صوتی

Ex: The scientist studied how sound waves travel through different materials .

دانشمند مطالعه کرد که چگونه امواج صوتی از طریق مواد مختلف حرکت می‌کنند.