هنرها و صنایع دستی - حوزه های عکاسی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زمینه‌های عکاسی مانند "هولوگرافی"، "عکس پرتره" و "تصویربرداری پزشکی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
هنرها و صنایع دستی
mugshot [اسم]
اجرا کردن

عکس بازداشت

Ex:

پس از دستگیری، افسر عکس چهره و اثرانگشت مظنون را گرفت.

selfie [اسم]
اجرا کردن

سلفی (عکاسی)

Ex: Taking a selfie with the scenic backdrop of the mountains was a highlight of their hiking trip .

گرفتن یک سلفی با منظره زیبای کوه‌ها یکی از نقاط برجسته سفر کوهنوردی آنها بود.

اجرا کردن

عکاسی خبری

Ex: The Pulitzer Prize for Breaking News Photography recognizes outstanding achievements in the field of photojournalism .

جایزه پولیتزر برای عکاسی خبری فوری، دستاوردهای برجسته در زمینه عکاسی خبری را به رسمیت می‌شناسد.

paparazzi [اسم]
اجرا کردن

عکاس سمج و مزاحم

Ex: The paparazzi 's aggressive pursuit of celebrities has raised concerns about privacy and harassment .

تعقیب تهاجمی افراد مشهور توسط پاپاراتزی نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آزار و اذیت ایجاد کرده است.