رسانه و ارتباطات - مردم در رسانه های پخش

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به افراد در رسانه های پخش مانند "گوینده"، "مدیر کف" و "میزبان" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
رسانه و ارتباطات
broadcaster [اسم]
اجرا کردن

گوینده (رادیو و تلویزیون)

Ex: His role as a broadcaster includes interviewing guests and presenting news .

نقش او به عنوان گوینده شامل مصاحبه با مهمانان و ارائه اخبار است.

announcer [اسم]
اجرا کردن

گوینده (رادیو و تلویزیون)

Ex: At the sports game , the announcer provided play-by-play commentary .

در بازی ورزشی، گوینده تفسیر لحظه به لحظه ارائه داد.

anchor [اسم]
اجرا کردن

گوینده (خبر)

Ex: The anchor kept viewers informed during the storm with updates from the field reporters .

گوینده بینندگان را در طول طوفان با به‌روزرسانی‌های گزارشگران میدانی مطلع نگه داشت.

اجرا کردن

فیلم‌بردار‌

Ex: During the concert , the camera operator moved quickly to capture the best shots of the performers .

در طول کنسرت، اپراتور دوربین به سرعت حرکت کرد تا بهترین تصاویر از اجراکنندگان را ثبت کند.

disk jockey [اسم]
اجرا کردن

دی‌جی

Ex: The radio station hired a new disk jockey to host the morning show .

ایستگاه رادیویی یک دی‌جی جدید برای میزبانی نمایش صبحگاهی استخدام کرد.

اجرا کردن

مدیر صحنه

Ex: The floor manager is responsible for keeping track of time during the live broadcast to avoid delays .

مدیر صحنه مسئول ردیابی زمان در طول پخش زنده است تا از تاخیر جلوگیری شود.

guest [اسم]
اجرا کردن

مهمان (در برنامه تلویزیونی، کنسرت و...)

Ex: The TV host welcomed the celebrated author as their special guest .

مجری تلویزیون از نویسنده مشهور به عنوان مهمان ویژه خود استقبال کرد.

host [اسم]
اجرا کردن

مجری

Ex: As a radio show host , he brought humor and wit to every broadcast .

به عنوان مجری یک برنامه رادیویی، او در هر پخش طنز و ذکاوت می‌آورد.

newscaster [اسم]
اجرا کردن

مجری خبری (تلویزیون و رادیو)

Ex: The seasoned newscaster anchored the evening news with authority and clarity .

گوینده خبر با تجربه، اخبار عصر را با اقتدار و وضوح ارائه داد.

producer [اسم]
اجرا کردن

تهیه‌کننده (رادیو، تلویزیون و...)

Ex: He became a famous producer known for his blockbuster films .

او به یک تهیه‌کننده مشهور معروف به فیلم‌های پرفروش تبدیل شد.

narrator [اسم]
اجرا کردن

راوی (برنامه تلویزیونی، فیلم و...)

sponsor [اسم]
اجرا کردن

حامی مالی

Ex: The network thanked the sponsor before the broadcast .
shock jock [اسم]
اجرا کردن

مجری رادیویی بددهن

Ex: Some people find shock jocks funny , while others feel they go too far with their humor .

برخی افراد دی‌جی‌های شوک را خنده‌دار می‌دانند، در حالی که دیگران احساس می‌کنند آن‌ها با شوخی‌هایشان خیلی دور می‌روند.

اجرا کردن

هواشناس

Ex: Our local meteorologist warned about icy roads during the morning commute .

هواشناس محلی ما در مورد جاده های یخ زده در هنگام رفت و آمد صبحگاهی هشدار داد.

viewer [اسم]
اجرا کردن

بیننده

Ex: With the advent of streaming services , viewers now have greater control over what they watch and when , allowing for more personalized viewing experiences .

با ظهور سرویس‌های استریمینگ، تماشاگران اکنون کنترل بیشتری بر آنچه تماشا می‌کنند و زمان آن دارند، که امکان تجربیات تماشای شخصی‌تر را فراهم می‌کند.

listener [اسم]
اجرا کردن

شنونده (رادیو، پادکست و...)

Ex: The talk show 's host has a loyal following of listeners who appreciate his insightful commentary on current events .

مجری برنامه گفتگو دارای دنبال کنندگان وفاداری از شنوندگان است که از نظرات بصیرتی او در مورد رویدادهای جاری قدردانی می کنند.

panelist [اسم]
اجرا کردن

کارشناس برنامه

Ex: The show featured a panelist from each industry to discuss the future of work .

این نمایش یک پنلیست از هر صنعت را برای بحث در مورد آینده کار ارائه کرد.