صفات ویژگی‌های اشیا - صفت‌های شکل‌های هندسی

صفت‌های اشکال هندسی اطلاعاتی در مورد ویژگی‌ها، زوایا، اضلاع یا تقارن‌های اشکال مختلف ارائه می‌دهند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ویژگی‌های اشیا
flat [صفت]
اجرا کردن

مسطح

Ex: The paper was flat , without any creases or folds .

کاغذ صاف بود، بدون هیچ چین یا تا.

square [صفت]
اجرا کردن

مربع‌شکل

Ex: The square cake was divided into even portions , with each slice the same size .

کیک مربعی به قسمت‌های مساوی تقسیم شد، هر برش به یک اندازه بود.

round [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The round moon shone brightly in the night sky , casting a soft glow .

ماه گرد در آسمان شب به روشنی می‌درخشید و نوری نرم می‌پراکند.

linear [صفت]
اجرا کردن

خطی

Ex: Geometric art is characterized by linear forms constructed from basic line segments and their intersections rather than organic curves .

هنر هندسی با اشکال خطی ساخته شده از بخش‌های خطی پایه و تقاطع‌های آنها به جای منحنی‌های ارگانیک مشخص می‌شود.

circular [صفت]
اجرا کردن

مدور

Ex: The circular window flooded the room with natural light , creating a welcoming atmosphere .

پنجره دایره‌ای اتاق را با نور طبیعی پر کرد و فضایی دلپذیر ایجاد کرد.

rounded [صفت]
اجرا کردن

گرد

Ex: The rounded corners of the table prevented accidental bumps and injuries .

گوشه‌های گرد میز از برخوردها و آسیب‌های تصادفی جلوگیری کرد.

diagonal [صفت]
اجرا کردن

قطری (خط)

Ex: The diagonal line across the square split it into two congruent triangles .

خط مورب در سراسر مربع آن را به دو مثلث متجانس تقسیم کرد.

symmetric [صفت]
اجرا کردن

متقارن

Ex: The symmetric pattern of the wallpaper repeated evenly across the wall .

الگوی متقارن کاغذ دیواری به طور یکنواخت روی دیوار تکرار شد.

asymmetric [صفت]
اجرا کردن

نامتقارن

Ex: The asymmetric pattern on the rug added visual interest to the room , with irregular shapes and colors .

الگوی نامتقارن روی فرش، با اشکال و رنگ‌های نامنظم، جذابیت بصری به اتاق اضافه کرد.

rectangular [صفت]
اجرا کردن

مستطیلی

Ex: The artist painted on a large rectangular canvas .

هنرمند روی یک بوم بزرگ مستطیل‌شکل نقاشی کرد.

cubic [صفت]
اجرا کردن

مکعبی

Ex: The cubic salt crystals formed naturally in the cave , sparkling in the dim light .

بلورهای نمک مکعبی به طور طبیعی در غار تشکیل شدند و در نور کم می‌درخشیدند.

spherical [صفت]
اجرا کردن

کروی

Ex: The spherical ornament hung from the Christmas tree , reflecting twinkling lights .

تزئین کروی از درخت کریسمس آویزان بود و نورهای چشمک‌زن را منعکس می‌کرد.

hexagonal [صفت]
اجرا کردن

شش‌ضلعی‌مانند

Ex: The architecture of the building incorporated hexagonal windows , allowing for both aesthetics and natural light .

معماری ساختمان پنجره‌های شش‌ضلعی را در بر می‌گرفت که به هر دو زیبایی‌شناسی و نور طبیعی اجازه می‌داد.

tubular [صفت]
اجرا کردن

لوله‌ای‌شکل

Ex: The playground equipment included tubular slides , offering children an exciting play experience .

تجهیزات زمین بازی شامل سرسره‌های لوله‌ای بود که تجربه بازی هیجان‌انگیزی را برای کودکان فراهم می‌کرد.

cylindrical [صفت]
اجرا کردن

استوانه‌ای

Ex: The cylindrical barrel stored wine in the cellar , its wooden staves sealed with metal bands .

بشکه استوانه‌ای شراب را در انبار ذخیره می‌کرد، تخته‌های چوبی آن با نوارهای فلزی مهر و موم شده بود.

pentagonal [صفت]
اجرا کردن

پنج ضلعی

Ex: The decorative mirror on the wall had a pentagonal frame , adding a touch of sophistication to the room .

آینه تزئینی روی دیوار قاب پنج ضلعی داشت که به اتاق حالتی از پیچیدگی می‌داد.

oval [صفت]
اجرا کردن

بیضی‌شکل

Ex:

استخر بیضی‌شکل در نور خورشید می‌درخشید و شناگران را به یک شیرجهٔ خنک دعوت می‌کرد.

conical [صفت]
اجرا کردن

مخروطی‌شکل

Ex: The conical shell housed a tiny hermit crab , its spiraled form providing protection .

پوسته مخروطی محل زندگی یک خرچنگ گوشهنشین کوچک بود، که فرم مارپیچی آن محافظت را فراهم می‌کرد.

triangular [صفت]
اجرا کردن

مثلثی

Ex:

پرچم یک الگوی مثلثی منحصر به فرد در لبه‌ها داشت.

angular [صفت]
اجرا کردن

با لبه‌های تیز

Ex: The angular rock formations jutted out of the landscape , creating a rugged and picturesque scene .

تشکیلات سنگی زاویه‌دار از چشم‌انداز بیرون زده بودند، صحنه‌ای ناهموار و نقاشی‌گونه ایجاد می‌کردند.

symmetrical [صفت]
اجرا کردن

متقارن

Ex: The symmetrical wings of the butterfly fluttered gracefully as it soared through the air .

بال‌های متقارن پروانه با ظرافت در هوا به پرواز درآمد.

اجرا کردن

نامتقارن

Ex: The asymmetrical pattern on the rug featured irregular shapes and sizes , giving it a unique charm .

الگوی نامتقارن روی فرش دارای شکل‌ها و اندازه‌های نامنظم بود که به آن جذابیت منحصر به فردی می‌داد.