صفات ارتباطی - صفت‌های سیاست

این صفات به ویژگی‌ها یا پدیده‌های مرتبط با حوزه سیاست و فعالیت‌ها، ایدئولوژی‌ها یا سیستم‌هایی که جوامع را اداره می‌کنند اشاره دارند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
socialist [صفت]
اجرا کردن

سوسیالیست

Ex: Socialist movements have historically focused on workers ' rights and empowerment through collective action .

جنبش‌های سوسیالیستی به طور تاریخی بر حقوق کارگران و توانمندسازی آنها از طریق اقدام جمعی متمرکز بوده‌اند.

nationalist [صفت]
اجرا کردن

ملی‌گرا

Ex: Nationalist movements often emphasize cultural heritage and traditions as symbols of national identity .

جنبش‌های ملی‌گرا اغلب بر میراث فرهنگی و سنت‌ها به عنوان نمادهای هویت ملی تأکید می‌کنند.

fascist [صفت]
اجرا کردن

فاشیستی

Ex: Fascist movements scapegoat minority groups and use fear to consolidate power .

جنبش‌های فاشیستی از گروه‌های اقلیت به عنوان قربانی استفاده می‌کنند و از ترس برای تحکیم قدرت استفاده می‌کنند.

communist [صفت]
اجرا کردن

کمونیستی

Ex: Communist revolutions seek to overthrow capitalist systems and establish socialist societies .

انقلاب‌های کمونیستی به دنبال سرنگونی نظام‌های سرمایه‌داری و برقراری جوامع سوسیالیستی هستند.

capitalist [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نظام سرمایه‌داری

Ex: The capitalist system allows for the accumulation of wealth through private enterprise and investment .

سیستم سرمایه‌داری امکان انباشت ثروت را از طریق شرکت‌های خصوصی و سرمایه‌گذاری فراهم می‌کند.

democratic [صفت]
اجرا کردن

دموکراتیک

Ex: Democratic governments are accountable to the people and subject to checks and balances .

دولت‌های دموکراتیک در برابر مردم پاسخگو هستند و تحت نظارت و تعادل قرار دارند.

liberal [صفت]
اجرا کردن

لیبرال

Ex: Liberal education encourages critical thinking , creativity , and the pursuit of knowledge for its own sake .

آموزش لیبرال تفکر انتقادی، خلاقیت و پیگیری دانش را برای خودش تشویق می‌کند.

republican [صفت]
اجرا کردن

جمهوری خواه

Ex: Republican voters tend to prioritize economic growth and job creation in their political preferences .

رای‌دهندگان جمهوری‌خواه تمایل دارند که رشد اقتصادی و ایجاد شغل را در ترجیحات سیاسی خود در اولویت قرار دهند.

اجرا کردن

مرتبط با جغرافیای سیاسی

Ex: Geopolitical considerations play a significant role in determining international alliances and diplomatic relations .

ملاحظات ژئوپلیتیکی نقش مهمی در تعیین اتحادهای بین‌المللی و روابط دیپلماتیک دارند.

اجرا کردن

مستبد

Ex: He displayed an authoritarian attitude towards his subordinates .

او نگرش استبدادی نسبت به زیردستانش نشان داد.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

اجرا کردن

مشروطه

Ex: The constitutional monarchy ensures that the monarch 's powers are limited by law .

سلطنت مشروطه تضمین می‌کند که اختیارات پادشاه توسط قانون محدود شده‌اند.

اجرا کردن

مربوط به ریاست‌جمهوری

Ex: Presidential debates offer voters insight into the candidates ' policies and leadership abilities .
electoral [صفت]
اجرا کردن

انتخاباتی

Ex: Electoral districts are redrawn periodically to ensure equal representation for all citizens .

مناطق انتخاباتی به صورت دوره‌ای بازنگری می‌شوند تا نمایندگی برابر برای همه شهروندان تضمین شود.

partisan [صفت]
اجرا کردن

متعصب

Ex: Partisan rhetoric can inflame tensions and deepen divisions within society .

گفتار حزبی می‌تواند تنش‌ها را شعله‌ور کند و شکاف‌ها را در جامعه عمیق‌تر نماید.

bipartisan [صفت]
اجرا کردن

دو حزبی

Ex: The bipartisan agreement on environmental policies showcased a commitment to addressing climate change through cooperative efforts .

توافق دو حزبی در مورد سیاست‌های محیط زیستی نشان‌دهنده تعهدی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی از طریق تلاش‌های مشترک بود.

diplomatic [صفت]
اجرا کردن

دیپلماتیک

Ex:

مذاکرات دیپلماتیک با هدف دستیابی به توافق‌های دوجانبه سودمند انجام می‌شود.

اجرا کردن

تمامیتخواه

Ex: Totalitarian regimes often rely on surveillance and censorship to suppress dissent .

رژیم‌های تمامیت‌خواه اغلب برای سرکوب مخالفت‌ها به نظارت و سانسور متکی هستند.

elective [صفت]
اجرا کردن

انتخابی

Ex: The elective office of mayor is filled through democratic elections .

سمت انتخابی شهردار از طریق انتخابات دموکراتیک پر می‌شود.

libertarian [صفت]
اجرا کردن

لیبرترین

Ex: The libertarian party advocates for limited government and voluntary associations .

حزب لیبرترین از دولت محدود و انجمن‌های داوطلبانه حمایت می‌کند.