صفات ارتباطی - صفت های فیزیک

این صفات مربوط به حوزه فیزیک هستند، که قوانین و اصول اساسی حاکم بر ماده، انرژی، حرکت و غیره را بررسی می‌کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
kinetic [صفت]
اجرا کردن

جنبشی

Ex: Kinetic friction occurs between surfaces in contact , resisting the relative motion between them .

اصطکاک جنبشی بین سطوح در تماس رخ می‌دهد و در برابر حرکت نسبی بین آنها مقاومت می‌کند.

vibrational [صفت]
اجرا کردن

ارتعاشی

Ex:

حالت‌های ارتعاشی روش‌های مختلفی را توصیف می‌کنند که اتم‌ها در یک مولکول می‌توانند نسبت به یکدیگر حرکت کنند.

dimensional [صفت]
اجرا کردن

بعدی

Ex: The dimensional stability of materials refers to their ability to maintain size and shape under various conditions .

پایداری ابعادی مواد به توانایی آنها در حفظ اندازه و شکل تحت شرایط مختلف اشاره دارد.

metric [صفت]
اجرا کردن

متریک

Ex: Metric measurements are preferred for international trade and scientific research .

اندازه‌گیری‌های متریک برای تجارت بین‌المللی و تحقیقات علمی ترجیح داده می‌شوند.

magnetic [صفت]
اجرا کردن

آهن‌ربایی

Ex:

تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) از میدان‌های مغناطیسی قوی برای ایجاد تصاویر دقیق از ساختارهای داخلی بدن استفاده می‌کند.

اجرا کردن

الکترومغناطیسی

Ex:

طیف الکترومغناطیسی محدوده فرکانس‌های تابش الکترومغناطیسی را توصیف می‌کند.

اجرا کردن

مربوط به گرانش

Ex: The gravitational pull of the moon causes ocean tides on Earth .

کشش گرانشی ماه باعث جزر و مد اقیانوس‌ها بر روی زمین می‌شود.

aerodynamic [صفت]
اجرا کردن

آیرودینامیکی

Ex: Cyclists wear aerodynamic helmets and clothing to minimize air resistance .

دوچرخه‌سواران کلاه‌خود و لباس آیرودینامیکی می‌پوشند تا مقاومت هوا را به حداقل برسانند.

اجرا کردن

نسبیتی

Ex: Relativistic jets are high-speed streams of particles emitted from astrophysical objects like black holes .

جت‌های نسبیتی جریان‌های پرسرعتی از ذرات هستند که از اجرام اخترفیزیکی مانند سیاهچاله‌ها ساطع می‌شوند.

hydraulic [صفت]
اجرا کردن

هیدرولیکی

Ex: Hydraulic theory and laws governing the transmission of force via pressurized liquids form the foundation of the discipline .

نظریه هیدرولیک و قوانین حاکم بر انتقال نیرو از طریق مایعات تحت فشار، پایه و اساس این رشته را تشکیل می‌دهند.

اجرا کردن

ترمودینامیکی

Ex: Thermodynamic cycles , like the Carnot cycle , illustrate the transfer of heat and work to perform tasks like power generation .

چرخه‌های ترمودینامیکی، مانند چرخه کارنو، انتقال گرما و کار برای انجام وظایفی مانند تولید برق را نشان می‌دهند.

electric [صفت]
اجرا کردن

برقی

Ex:

ماشین برقی بی‌صدا در خیابان حرکت کرد، بدون انتشار هیچ گونه آلاینده‌ای.

اجرا کردن

انتقالی

Ex: The translational symmetry of the building 's design made it visually appealing from all angles .

تقارن انتقالی طراحی ساختمان، آن را از تمام زوایا از نظر بصری جذاب می‌کرد.

rotational [صفت]
اجرا کردن

چرخشی

Ex: He demonstrated the rotational motion of the propeller by spinning it with his hand .

او حرکت چرخشی ملخ را با چرخاندن آن با دستش نشان داد.

اجرا کردن

اخترفیزیکی

Ex: Astronomers use astrophysical models to explain the behavior of cosmic phenomena like supernovae .

اخترشناسان از مدل‌های اخترفیزیکی برای توضیح رفتار پدیده‌های کیهانی مانند ابرنواخترها استفاده می‌کنند.

infrared [صفت]
اجرا کردن

مادون قرمز

Ex:

عینک های دید در شب نور مادون قرمز را تقویت می‌کنند تا دید در شرایط نور کم بهبود یابد.

ultraviolet [صفت]
اجرا کردن

فرابنفش

Ex:

برخی حشرات می‌توانند نور فرابنفش را ببینند، که به یافتن غذا و جفت کمک می‌کند.

entropic [صفت]
اجرا کردن

آنتروپیک

Ex: Entropic factors play a role in the unfolding of proteins , affecting their stability and function .

عوامل آنتروپیک در بازشدن پروتئین‌ها نقش دارند و بر پایداری و عملکرد آنها تأثیر می‌گذارند.