غیر قابل استفاده
زیرزمین سیلزده فضای ذخیرهسازی را غیرقابل استفاده کرد.
این صفات توانایی یک شخص یا شی را برای منجر شدن به نتایج فیزیکی یا تغییرات در یک موجودیت دیگر توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
غیر قابل استفاده
زیرزمین سیلزده فضای ذخیرهسازی را غیرقابل استفاده کرد.
خوانا
تابلو راه به دلیل مه سنگین قابل خواندن نبود.
قابل جدا شدن
هارد دیسک قابل حمل را میتوان برای انتقال داده از کامپیوتر جدا کرد.
قابل تعویض
کارتریج جوهر در پرینتر قابل تعویض است وقتی جوهر آن تمام میشود.
قابل گسترش
منوی قابل گسترش در وبسایت، با کلیک کردن گزینههای بیشتری را نشان میدهد.
قابل اندازهگیری
تغییر دما در آزمایش با استفاده از دماسنج قابل اندازهگیری است.
قابلتبدیل
اوراق قرضه قابل تبدیل میتواند به تعداد از پیش تعیین شدهای از سهام عادی تبدیل شود.
حلال (مایعات)
گلیسرول قابل اختلاط و حلال در بسیاری از حلالهای قطبی است اما در مایعات غیرقطبی مانند روغنها حل نخواهد شد.
قابل تنظیم
میز قابل تنظیم را میتوان بالا یا پایین برد تا با وضعیت نشسته یا ایستاده سازگار شود.
یکبارمصرف
دستکشهای یکبار مصرف معمولاً در محیطهای مراقبتهای بهداشتی برای حفظ بهداشت استفاده میشوند.
چندبارمصرف
فیلتر قهوه قابل استفاده مجدد را میتوان شست و دوباره برای دم کردن قهوه تازه استفاده کرد.
تجدیدپذیر
زیست توده، مانند چوب و ضایعات کشاورزی، یک منبع تجدیدپذیر است که برای گرمایش و تولید انرژی استفاده میشود.
قابل بازیافت
شیشههای شیشهای قابل بازیافت هستند و میتوانند ذوب شده و به ظروف شیشهای جدید تبدیل شوند.
تجزیهپذیر
مواد آلی، مانند برگها و خردههای چمن، قابل تجزیه زیستی هستند و میتوانند خاک را غنی کنند در حالی که تجزیه میشوند.
پایدار
برنامه تمرینی سخت ورزشکار پایدار نبود و منجر به آسیبهای مکرر شد.
قابلاشتعال
برس و علف خشک در منطقه آن را در شرایط گرم و خشک بسیار قابل اشتعال میکند.
قابل نوشیدن
دستگاه آب تصفیهشده آب قابلشرب سرد و طراوتبخش ارائه میدهد.
باد شونده
جلیقه نجات بادی به طور خودکار هنگام غوطهوری در آب باد میشود.
جدا شدنی
لنز جدا شدنی روی دوربین را میتوان برای فواصل کانونی مختلف تعویض کرد.
جدا شدنی
قسمتهای جدا شدنی قطار اسباببازی را میتوان در پیکربندیهای مختلف مونتاژ کرد.
جدانشدنی
برای مادر و کودک، شیردهی یک پیوند عاطفی تقریباً جدانشدنی در آن ماههای اولیه برقرار کرد.
قابل شستشو
رومیزی قابل شستشو برای استفاده روزمره مناسب و تمیز کردن آن آسان است.
قابل نفوذ
ماده انتخاب شده برای چادر هم سبک و هم قابل نفوذ بود، که اجازه جریان هوا را میداد در حالی که حشرات را خارج نگه میداشت.
نفوذ ناپذیر
اقدامات امنیتی موجود برای ایجاد یک مانع نفوذناپذیر در برابر دسترسی غیرمجاز طراحی شده بودند.
شکستنی
ظروف شیشهای شکننده در کابینت آشپزخانه نیاز به دست زدن ملایم دارند تا از شکستن جلوگیری شود.
غیر قابل شکستن
ظروف شیشهای شکستناپذیر برای مقاومت در برابر دماهای بالا و ضربهها طراحی شدهاند.
ناپایدار
کاهش سریع سوختهای فسیلی الگوهای مصرف انرژی فعلی ما را ناپایدار میکرد.