واژگان برای IELTS General (نمره 5) - زندگی اداری

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زندگی اداری را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
office [اسم]
اجرا کردن

اداره

Ex:

به عنوان یک نویسنده مستقل، او یک اتاق اضافی در خانه‌اش را به یک دفتر خانگی دنج تبدیل کرد.

schedule [اسم]
اجرا کردن

جدول زمان‌بندی

Ex: Students received their class schedules for the upcoming semester .

دانشجویان برنامه کلاسی خود را برای ترم آینده دریافت کردند.

break [اسم]
اجرا کردن

وقت استراحت

Ex: The seminar will resume after a 15-minute break .

سمینار پس از یک استراحت 15 دقیقه‌ای از سر گرفته می‌شود.

report [اسم]
اجرا کردن

گزارش (کتبی)

Ex: The police officer wrote up a report detailing the incident that occurred earlier that evening .

مامور پلیس یک گزارش نوشت که حادثه ای را که عصر آن روز اتفاق افتاده بود به تفصیل شرح می داد.

project [اسم]
اجرا کردن

پروژه

Ex:

او پروژه تحقیقاتی خود را با شور و اشتیاق به کلاس ارائه داد.

procedure [اسم]
اجرا کردن

رویه

Ex: She carefully followed the procedure for setting up the new software system to avoid errors .

او با دقت روال نصب سیستم نرم‌افزاری جدید را دنبال کرد تا از خطاها جلوگیری کند.

appointment [اسم]
اجرا کردن

قرار ملاقات

Ex: She was late for her doctor 's appointment .

او برای ملاقات دکترش دیر کرد.

colleague [اسم]
اجرا کردن

همکار

Ex: My colleague shared valuable insights during the meeting , which helped us refine our strategy for the upcoming quarter .

همکار من بینش‌های ارزشمندی را در جلسه به اشتراک گذاشت، که به ما کمک کرد استراتژی خود را برای سه ماهه آینده اصلاح کنیم.

conference [اسم]
اجرا کردن

همایش

Ex: He attended a three-day conference on climate change in Berlin .

او در یک کنفرانس سه روزه درباره تغییرات آب و هوایی در برلین شرکت کرد.

employment [اسم]
اجرا کردن

کار

Ex: She is studying for a degree that promises good employment opportunities .

او برای مدرکی تحصیل می‌کند که وعده فرصت‌های خوب شغلی را می‌دهد.

meeting [اسم]
اجرا کردن

جلسه

Ex: She was taking notes during the entire meeting .

او در طول تمام جلسه در حال یادداشت برداری بود.

salary [اسم]
اجرا کردن

حقوق و دستمزد

Ex: The average salary in this industry has increased .

حقوق متوسط در این صنعت افزایش یافته است.

uniform [اسم]
اجرا کردن

لباس فرم

Ex: The security guards ' uniforms made them easily recognizable and approachable .

یونیفرم نگهبانان آن‌ها را به راحتی قابل تشخیص و دسترس می‌کرد.

اجرا کردن

مصاحبه گرفتن

Ex: The hiring manager interviewed him extensively to gauge his skills and experience .

مدیر استخدام به طور گسترده با او مصاحبه کرد تا مهارت ها و تجربیاتش را ارزیابی کند.

to hire [فعل]
اجرا کردن

استخدام کردن

Ex: They 're going to hire a professional photographer for the product shoot .

آنها قصد دارند یک عکاس حرفه‌ای برای عکاسی محصول استخدام کنند.

to fire [فعل]
اجرا کردن

اخراج کردن

Ex: The manager fired two employees last month .

مدیر ماه گذشته دو کارمند را اخراج کرد.

pay [اسم]
اجرا کردن

دستمزد

Ex: She received her pay at the end of the month .

او حقوقش را در پایان ماه دریافت کرد.

to promote [فعل]
اجرا کردن

ترفیع گرفتن

Ex: They decided to promote her to team leader due to her leadership abilities .

آنها تصمیم گرفتند او را به دلیل توانایی‌های رهبری‌اش به رهبر تیم ترفیع دهند.

to report [فعل]
اجرا کردن

گزارش دادن

Ex: Witnesses were asked to report what they saw to help the police with their investigation .

از شاهدان خواسته شد که آنچه را دیده‌اند گزارش دهند تا به پلیس در تحقیقاتش کمک کنند.

to manage [فعل]
اجرا کردن

مدیریت کردن

Ex: She manages a successful online business from home .

او یک کسب‌وکار آنلاین موفق را از خانه مدیریت می‌کند.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات و واکنش های فیزیکی
حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری تهیه غذا سرگرمی ها و روال ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی