مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 44

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
fledgling [صفت]
اجرا کردن

(جوان) نورسته

Ex:

موسیقیدان تازهکار با اضطراب در اولین کنسرت خود اجرا کرد، اما استعدادش درخشید.

cunning [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: His cunning disguise allowed him to infiltrate the enemy camp undetected and gather valuable intelligence .

تغییر چهره مکارانه او به او اجازه داد تا بدون شناسایی شدن به اردوگاه دشمن نفوذ کند و اطلاعات ارزشمندی جمع آوری کند.

booming [صفت]
اجرا کردن

پررونق

Ex: The booming tourism industry has brought a significant economic boost to the region .

صنعت گردشگری رونق یافته باعث رونق اقتصادی قابل توجهی در منطقه شده است.

yielding [صفت]
اجرا کردن

مطیع

Ex:

سیاستمدار با تسلیم شدن در برابر افکار عمومی و تنظیم سیاست‌های خود بر این اساس، رهبری را نشان داد.

harrowing [صفت]
اجرا کردن

دل‌خراش

Ex: The harrowing accounts of survivors from the disaster brought tears to everyone 's eyes .

روایت‌های دلخراش بازماندگان فاجعه اشک را به چشمان همه آورد.

اجرا کردن

جان‌گداز

Ex:

شاهد بودن دلخراش دیدار دوباره خواهر و برادرهای گمشده مدت‌ها پیش، در میان تراژدی احساس امید آورد.

sterling [صفت]
اجرا کردن

ممتاز

Ex: The company 's sterling reputation for honesty and integrity contributed to its success in the market .

شهرت برجسته شرکت برای صداقت و درستکاری به موفقیت آن در بازار کمک کرد.

painstaking [صفت]
اجرا کردن

پرزحمت

Ex: The chef prepared the dish with painstaking precision , ensuring every element was just right .

آشپز غذا را با دقت سختکوشانه آماده کرد، مطمئن شد که هر عنصر درست است.

rugged [صفت]
اجرا کردن

بسیار قوی یا بادوام

Ex: The off-road vehicle had rugged tires , providing traction and durability for off-the-beaten-path adventures .

وسیله نقلیه آفرود دارای لاستیک‌های محکم بود که کشش و دوام را برای ماجراجویی‌های خارج از جاده‌های معمولی فراهم می‌کرد.

demented [صفت]
اجرا کردن

روانی

Ex: Caregivers support those with demented symptoms , aiding in daily tasks .

مراقبان از کسانی که علائم زوال عقل دارند حمایت می‌کنند، در کارهای روزمره کمک می‌کنند.

elated [صفت]
اجرا کردن

بسیار خوشحال

Ex: The team was elated after winning the championship game .

تیم پس از برد در بازی قهرمانی شادمان بود.

pied [صفت]
اجرا کردن

رنگارنگ

Ex: The pied butterfly fluttered gracefully among the flowers in the garden .

پروانه رنگارنگ با ظرافت در میان گل‌های باغ پرواز می‌کرد.

gnarled [صفت]
اجرا کردن

گره‌دار

Ex:

مسیر پیاده‌روی از میان جنگلی انبوه می‌گذشت که ریشه‌های گره‌خورده از زمین بیرون زده بودند.

impassioned [صفت]
اجرا کردن

پرشور و حرارت

Ex: During the protest , demonstrators chanted slogans with impassioned voices , demanding change .

در طول اعتراض، تظاهرکنندگان با صدایی پرشور شعار دادند و خواستار تغییر شدند.

veiled [صفت]
اجرا کردن

مستور

Ex: His veiled threats made it clear that there were consequences for crossing him .

تهدیدهای پوشیده او به وضوح نشان داد که عواقبی برای مقابله با او وجود دارد.

speckled [صفت]
اجرا کردن

خال‌خالی

Ex: The trout had a speckled pattern along its sides , blending in with the riverbed .

قزل‌آلا طرحی خال‌خالی در دو طرف خود داشت که با بستر رودخانه ترکیب می‌شد.

serrated [صفت]
اجرا کردن

دندانه‌دار

Ex: The utility knife with a serrated edge proved useful for slicing through tough packaging .

چاقوی چندکاره با لبه دندانه‌دار برای بریدن بسته‌بندی‌های سخت مفید بود.

concerted [صفت]
اجرا کردن

مشترک

Ex: In response to the pandemic , there was a concerted global effort to develop and distribute vaccines .

در پاسخ به همه‌گیری، یک تلاش هماهنگ جهانی برای توسعه و توزیع واکسن‌ها وجود داشت.

brindled [صفت]
اجرا کردن

پلنگی

Ex: The brindled horse trotted gracefully across the pasture , its coat rippling with shades of black and chestnut .

اسب راهراه با وقار در چراگاه تاخت می‌زد، پوشش آن با سایه‌هایی از سیاه و شاه بلوطی موج می‌زد.