واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - سرگرمی ها و روال ها

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سرگرمی ها و روال ها را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
اجرا کردن

تئاتر آماتور

Ex: His passion for theater led him to volunteer in amateur dramatics .
angler [اسم]
اجرا کردن

شخصی که برای تفریح ماهیگیری می‌کند

Ex: The angler proudly displayed the trophy fish he caught during a recent fishing tournament .

ماهیگیر با افتخار ماهی جایزه‌ای را که در یک مسابقه ماهیگیری اخیر صید کرده بود به نمایش گذاشت.

birder [اسم]
اجرا کردن

کسی که به عنوان سرگرمی به تماشای پرندگان می‌پردازد

Ex: He joined a group of fellow birders at the annual migration festival , eager to witness the spectacle of thousands of birds passing through .

او به گروهی از پرنده‌نگرها در جشنواره سالانه مهاجرت پیوست، مشتاق برای دیدن نمایش هزاران پرنده در حال عبور.

cosplay [اسم]
اجرا کردن

کازپلی

Ex:

رویدادهای کاسپلی اغلب شامل مسابقاتی می‌شوند که شرکت‌کنندگان در آن مهارت و تعهد خود را به شخصیت‌های مورد علاقه‌شان به نمایش می‌گذارند.

fieldcraft [اسم]
اجرا کردن

مهارت‌های اولیه (برای بقا در محیط جنگل و...)

Ex: She was impressed by his fieldcraft expertise as he effortlessly identified edible plants and tracked wildlife during their nature hike .

او تحت تأثیر تخصصش در مهارت‌های بقا در طبیعت قرار گرفت، در حالی که به راحتی گیاهان خوراکی را شناسایی می‌کرد و حیات وحش را در طول پیاده‌روی طبیعت‌شان ردیابی می‌کرد.

bricolage [اسم]
اجرا کردن

ساختن چیزی از مواد در دسترس

Ex: The chef 's signature dish was a bricolage of flavors and textures , combining unexpected ingredients to create a culinary masterpiece .

غذای امضای سرآشپز یک ترکیب هنرمندانه از طعم‌ها و بافت‌ها بود، که با ترکیب مواد اولیه غیرمنتظره یک شاهکار آشپزی خلق می‌کرد.

engraving [اسم]
اجرا کردن

حکاکی

Ex: The wedding invitation was adorned with elegant floral engravings , adding a touch of sophistication to the stationary .

دعوتنامه عروسی با حکاکی‌های گل‌دار ظریف تزئین شده بود، که به کاغذها جلوه‌ای از ظرافت می‌بخشید.

horology [اسم]
اجرا کردن

ساعت‌سازی

Ex: In the world of haute horology , watchmakers compete to push the boundaries of innovation , creating timepieces that not only tell time but also serve as works of art .

در دنیای ساعت‌سازی لوکس، ساعت‌سازان برای پیشبرد مرزهای نوآوری رقابت می‌کنند و ساعت‌هایی می‌سازند که نه تنها زمان را نشان می‌دهند بلکه به عنوان آثار هنری نیز خدمت می‌کنند.

topiary [اسم]
اجرا کردن

درخت‌آرایی

Ex: He studied topiary techniques to sculpt hedges into elegant designs .
crocheting [اسم]
اجرا کردن

قلاب‌بافی

Ex:

او شب‌های زمستان را به قلاب‌بافی پتو برای خیریه گذراند، از نخ‌های رنگی برای روشن کردن زندگی نیازمندان استفاده کرد.

rambling [اسم]
اجرا کردن

گردش‌

Ex:

او در سادگی پرسه زدن آرامش یافت، اجازه داد ذهنش سرگردان شود در حالی که در میان مزارع و کنار رودخانه‌ها پرسه می‌زد.

embroidery [اسم]
اجرا کردن

گلدوزی

Ex: The traditional folk costume featured elaborate embroidery , showcasing the rich cultural heritage of the region .

لباس محلی سنتی دارای سوزن‌دوزی پیچیده‌ای بود که میراث فرهنگی غنی منطقه را به نمایش می‌گذاشت.

rota [اسم]
اجرا کردن

لیست افراد و وظایفشان

regimen [اسم]
اجرا کردن

رژیم

Ex: The doctor prescribed a new skincare regimen to address her acne , including a daily cleanser , toner , and moisturizer .

پزشک یک رژیم جدید مراقبت از پوست برای درمان آکنه او تجویز کرد، که شامل یک پاک‌کننده روزانه، تونر و مرطوب‌کننده بود.