واژگان برای IELTS General (نمره 5) - صفات اخلاقی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگیهای اخلاقی که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
nice and caring toward other people's feelings

مهربان, بامحبت
مهربان است که صندلی خود را به مرد مسن پیشنهاد میکنید.
thoughtful of others and their feelings

باملاحظه, بافکر
حرکت مهربانانه نگه داشتن در برای بانوی مسن، ملاحظهگری و احترام او را نشان داد.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
telling the truth and having no intention of cheating or stealing

صادق, درستکار
علیرغم وسوسه، او صادق باقی ماند و از گرفتن اعتبار برای کار دیگری امتناع کرد.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
دکتر با بیمار مسنی که سوالات تکراری درباره داروهایش میپرسید، صبور باقی ماند.
showing respect to what other people say or do even when one disagrees with them

روادار, مداراگر
علیرغم تفاوتهایشان در باورهای سیاسی، خواهر و برادرهای مداراگر به دیدگاههای یکدیگر احترام میگذاشتند و در گفتگوهای سازنده شرکت میکردند.
able to excuse people's faults, mistakes, or offenses

خوشقلب, بخشنده
علیرغم درد، دوست بخشنده تصمیم به آشتی و پیشرفت در رابطه میگیرد.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
treating others with politeness, consideration, and dignity

محترم
کارمند محترم همیشه با همکاران و مافوقهای خود با ادب و حرفهای رفتار میکند.
showing concern for the well-being of others and being kind and supportive in one's actions and interactions

مهربان, دلسوز
پرستار دلسوز تمام شب کنار تخت بیمار ماند و از آسایش او اطمینان حاصل کرد.
having a willingness to freely give or share something with others, without expecting anything in return

سخاوتمند, دستودلباز
علیرغم مواجهه با مشکلات مالی، او بخشنده باقی ماند، آنچه اندک داشت با دیگرانی که کمتر خوشبخت بودند تقسیم میکرد.
not truthful or trustworthy, often engaging in immoral behavior

ناصادق, فریبکار
تاکتیکهای ناصادقانه فروشنده منجر به بیاعتمادی در میان مشتریان شد.
influencing or controlling others in an unfair or deceptive way, often to achieve one's own goals

حقهباز, دغلباز
سیاستمدار متقلب از تاکتیکهای ترس برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و کسب آراء استفاده کرد.
not deserving of trust or confidence

غیر قابل اعتماد
آن منبع اطلاعات غیرقابل اعتماد است.
failing to remain faithful to a person, group, or cause

خائن, بدعهد، بدپیمان، ناسپاس
کارمند با افشای اطلاعات محرمانه به رقبا، به شرکت بی وفا بود.
having an excessive and intense desire for something, especially wealth, possessions, or power

حریص, طمعکار
کودک حریص همه آب نباتها را برای خودش ذخیره کرد و از تقسیم آن با دوستانش خودداری کرد.
neglecting one's duties or obligations, often causing harm or inconvenience to others

بیخیال, بیمسئولیت
راننده بیمسئولیت با ارسال پیامک در حین رانندگی باعث تصادف شد.
always putting one's interests first and not caring about the needs or rights of others

خودخواه
رفتار خودخواهانه او باعث نارضایتی در میان دوستان و خانوادهاش شد.
behaving or talking in a way that is inconsiderate or offensive to a person or thing

توهینآمیز, گستاخانه
او به خاطر بیان نظرات بیاحترامی در جلسه توبیخ شد.
not friendly, considerate, or showing mercy to others

بیرحم, نامهربان
او از اینکه در خلال بحث داغ با همکارش بداخلاق بوده پشیمان شد.
showing no mercy, particularly toward people's faults

بیرحم
نگاه بیرحم او به وضوح نشان داد که دروغش را نادیده نخواهد گرفت.
unable to wait calmly for something or someone, often feeling irritated or frustrated

بیقرار, کمصبر
مشتری بیصبر شد و خواستار خدمات سریعتر از کارکنان شد.
not open to accept beliefs, opinions, or lifestyles that are unlike one's own

انعطافناپذیر, متعصب
او دوست داشتن با کسی که اینقدر نسبت به دیدگاههای متنوع نابردبار بود را دشوار یافت.
