قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها - قیدهای رفتار اخلاقی مثبت

این قیدها برای توصیف اعمال یا رفتارهایی استفاده می‌شوند که از نظر اخلاقی خوب و مثبت در نظر گرفته می‌شوند، مانند "صادقانه"، "مؤدبانه"، "بی‌نظیر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای حالت مربوط به انسان‌ها
honestly [قید]
اجرا کردن

بی‌دوزوکلک

Ex: They won the competition honestly , without resorting to any unfair tactics .

آنها مسابقه را صادقانه بردند، بدون توسل به هیچ تاکتیک ناعادلانه‌ای.

sincerely [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: They sincerely welcomed us into their home despite the short notice .

آنها با وجود اطلاع کوتاه، ما را صمیمانه به خانه‌شان دعوت کردند.

اجرا کردن

به صورت شفاف

Ex: She transparently admitted her role in the mistake without hesitation .

شفافانه, او بدون تردید نقش خود را در اشتباه اعتراف کرد.

candidly [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: She candidly revealed her past mistakes in the interview .

او صادقانه اشتباهات گذشته خود را در مصاحبه فاش کرد.

politely [قید]
اجرا کردن

مؤدبانه

Ex: He greeted his colleagues politely upon entering the meeting room .

او هنگام ورود به اتاق جلسه با همکارانش مؤدبانه سلام کرد.

civilly [قید]
اجرا کردن

مؤدبانه

Ex: Please speak civilly ; there 's no need for insults .

لطفاً مؤدبانه صحبت کنید؛ نیازی به توهین نیست.

courteously [قید]
اجرا کردن

مودبانه

Ex: The speaker answered questions from the audience courteously and thoroughly .

سخنران به سوالات حضار مودبانه و با دقت پاسخ داد.

nobly [قید]
اجرا کردن

با شرافت

Ex: The captain acted nobly when he put his crew 's safety before his own .

کاپیتان نجیبانه عمل کرد وقتی که ایمنی خدمه خود را قبل از ایمنی خود قرار داد.

selflessly [قید]
اجرا کردن

بی‌غرضانه، فداکارانه

Ex: They listened selflessly , letting their friend speak without interruption .

آن‌ها ایثارگرانه گوش دادند و اجازه دادند دوستشان بدون وقفه صحبت کند.

اجرا کردن

با احترام

Ex: Visitors should enter the temple respectfully , observing all rituals .

بازدیدکنندگان باید با احترام وارد معبد شوند و تمام آداب را رعایت کنند.

decently [قید]
اجرا کردن

به طور محترمانه

Ex: Even under pressure , he continued to treat others decently .

حتی تحت فشار، او به رفتار شایسته با دیگران ادامه داد.

loyally [قید]
اجرا کردن

وفادارانه

Ex: They continued to support the movement loyally , despite the risks .

آن‌ها علیرغم خطرات، به حمایت وفادارانه از جنبش ادامه دادند.

faithfully [قید]
اجرا کردن

صادقانه

Ex: The servant waited faithfully for his master 's return .

خدمتکار وفادارانه منتظر بازگشت اربابش بود.

staunchly [قید]
اجرا کردن

محکم

Ex: The organization staunchly advocates for human rights worldwide .

سازمان محکم از حقوق بشر در سراسر جهان دفاع می‌کند.

justly [قید]
اجرا کردن

عادلانه

Ex: The criticism was justly aimed at the company 's poor safety standards .

انتقاد به‌حق به استانداردهای ضعیف ایمنی شرکت معطوف شده بود.

اجرا کردن

نوع دوستانه

Ex: They offered their home to refugees altruistically , asking for nothing in return .

آن‌ها خانه‌شان را به پناهندگان به‌طور ایثارگرانه ارائه دادند، بدون اینکه چیزی در عوض بخواهند.

humbly [قید]
اجرا کردن

فروتنانه

Ex: They humbly sought forgiveness after the misunderstanding .

آنها پس از سوء تفاهم فروتنانه طلب بخشش کردند.

modestly [قید]
اجرا کردن

فروتنانه

Ex: They modestly avoided the spotlight despite their major contributions .

آنها با وجود مشارکت‌های بزرگشان فروتنانه از کانون توجه دوری کردند.

mercifully [قید]
اجرا کردن

بخشنده‌گرانه

Ex: They mercifully spared the town from further destruction .

آنها بخشنده‌انه شهر را از تخریب بیشتر نجات دادند.