قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای نتایج مثبت

این قیدها برای نشان دادن این که یک عمل با نتایج مطلوب به پایان رسیده است، مانند "مثمرثمر"، "با موفقیت"، "با ارزش" و غیره استفاده می‌شوند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای نتیجه و دیدگاه
اجرا کردن

سودمندانه

Ex: Using time management techniques , he tackled the tasks productively , maximizing his daily output .

با استفاده از تکنیک‌های مدیریت زمان، او وظایف را به صورت مولد انجام داد و خروجی روزانه خود را به حداکثر رساند.

excellently [قید]
اجرا کردن

عالی

Ex: The team collaborated excellently to deliver a flawless presentation .

تیم عالی همکاری کرد تا یک ارائه بی‌نقص ارائه دهد.

efficiently [قید]
اجرا کردن

به‌طور مؤثر

Ex: She organized her daily tasks efficiently , ensuring a balanced workload .

او وظایف روزانه خود را به طور کارآمد سازماندهی کرد، اطمینان حاصل کرد که بار کاری متعادلی دارد.

profitably [قید]
اجرا کردن

به صورت سودآور

Ex: The entrepreneur successfully launched and ran the business profitably for several years .

کارآفرین با موفقیت کسب و کار را راه‌اندازی کرد و برای چندین سال به صورت سودآور آن را اداره کرد.

gainfully [قید]
اجرا کردن

به صورت سودآور، به صورت مفید

Ex: The entrepreneur sought to invest in projects that would contribute gainfully to both society and his business .

کارآفرین به دنبال سرمایه‌گذاری در پروژه‌هایی بود که به طور سودآور به جامعه و کسب‌وکارش کمک کند.

اجرا کردن

با موفقیت

Ex: He applied for the job and successfully secured a position with the company .

او برای شغل درخواست داد و با موفقیت یک موقعیت در شرکت به دست آورد.

effectively [قید]
اجرا کردن

به‌طور مؤثر

Ex: The marketing campaign was designed to reach the target audience effectively , resulting in a significant increase in sales .

کمپین بازاریابی برای رسیدن به مخاطبان هدف به طور موثر طراحی شده بود که منجر به افزایش قابل توجه فروش شد.

اجرا کردن

به طور رضایت بخش

Ex: The students answered the exam questions satisfactorily , demonstrating a clear understanding of the material .

دانش‌آموزان به سوالات امتحان به صورت رضایت‌بخش پاسخ دادند، که نشان‌دهنده درک روشنی از مطالب بود.

optimally [قید]
اجرا کردن

بهینه

Ex: The computer system was configured optimally to enhance its performance and speed .

سیستم کامپیوتری بهینه پیکربندی شده بود تا عملکرد و سرعت آن افزایش یابد.

helpfully [قید]
اجرا کردن

سودمندانه

Ex: The receptionist helpfully found a quiet space where I could take a call .

پذیرش مفیدانه فضای آرامی پیدا کرد که بتوانم تماس بگیرم.

handily [قید]
اجرا کردن

ماهرانه

Ex: The experienced chef handily prepared the elaborate five-course meal for the dinner party .

آشپز با تجربه به مهارت غذای پنج وعده‌ای پیچیده را برای مهمانی شام آماده کرد.

usefully [قید]
اجرا کردن

به طور مفید

Ex: The recycling program in the community has been usefully reducing the amount of waste sent to landfills .

برنامه بازیافت در جامعه به مفید کاهش مقدار زباله‌های ارسال شده به محل‌های دفن زباله کمک کرده است.

اجرا کردن

به صورت سازنده

Ex: The teacher guided the students constructively through the revision process , fostering a positive learning environment .

معلم دانش‌آموزان را سازنده از طریق فرآیند بازنگری راهنمایی کرد، که محیط یادگیری مثبتی را تقویت می‌کند.

fruitfully [قید]
اجرا کردن

به صورت ثمربخش

Ex: After attending the training program , employees applied the new skills fruitfully , leading to increased efficiency in the workplace .

پس از شرکت در برنامه آموزشی، کارمندان مهارت‌های جدید را به طور ثمربخش به کار بردند که منجر به افزایش کارایی در محل کار شد.

اجرا کردن

به طور سودمند

Ex: The student organized their study schedule advantageously , maximizing productivity and retention .

دانشجو برنامه مطالعه خود را به صورت سودمند سازماندهی کرد، بهره‌وری و حفظ مطالب را به حداکثر رساند.

اجرا کردن

به طور مفید، به طور سودمند

Ex: The educational initiative was designed beneficially to address the specific needs of diverse learners .

ابتکار آموزشی به گونه‌ای سودمند طراحی شد تا نیازهای خاص یادگیرندگان متنوع را برطرف کند.

healthily [قید]
اجرا کردن

به طور سالم

Ex: The environmental initiative aimed to develop healthily sustainable practices , reducing the ecological impact of human activities .

ابتکار محیط زیستی با هدف توسعه روش‌های پایدار به شیوه‌ای سالم، برای کاهش تأثیر اکولوژیکی فعالیت‌های انسانی طراحی شد.

اجرا کردن

متقاعدکننده

Ex: The environmentalist spoke persuasively about the need for sustainable practices to protect the planet .

محیط‌زیست‌گرا به‌صورت متقاعدکننده‌ای در مورد نیاز به شیوه‌های پایدار برای محافظت از سیاره صحبت کرد.

اجرا کردن

بی عیب و نقص

Ex: The chef presented the dishes immaculately , combining exquisite flavors and artistic plating .

آشپز غذاها را بی‌عیب و نقص ارائه داد، ترکیبی از طعم‌های عالی و چیدمان هنرمندانه.

superbly [قید]
اجرا کردن

به طور عالی

Ex: The actor portrayed the character superbly , bringing depth and authenticity to the role .

بازیگر شخصیت را عالی به تصویر کشید، عمق و اصالت را به نقش آورد.

thoroughly [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The chef seasoned the steak thoroughly with salt and pepper to enhance its flavor .

آشپز استیک را به طور کامل با نمک و فلفل چاشنی زد تا طعم آن را افزایش دهد.

اجرا کردن

به‌طور معجزه‌آسایی

Ex: The medical team worked tirelessly , and the patient 's condition improved miraculously against all odds .

تیم پزشکی بی‌وقفه کار کرد و وضعیت بیمار به طرز معجزه‌آسایی برخلاف همه انتظارات بهبود یافت.

famously [قید]
اجرا کردن

به‌صورت شناخته شده

Ex: The city is famously recognized for its iconic landmarks and vibrant cultural scene .

این شهر معروف است برای نشانه‌های نمادین و صحنه فرهنگی پرجنب‌وجوشش.

valuably [قید]
اجرا کردن

به صورت ارزشمند

Ex: The philanthropist valuably donated funds to support educational initiatives in underserved communities .

خیرخواه به طور ارزشمندی کمک مالی کرد تا از ابتکارات آموزشی در جوامع محروم حمایت کند.

healthfully [قید]
اجرا کردن

به طور سالم

Ex: The wellness retreat focused on living healthfully through mindfulness , yoga , and nutritious meals .

اقامتگاه سلامتی بر زندگی سالم از طریق ذهن آگاهی، یوگا و وعده‌های غذایی مغذی تمرکز داشت.

iconically [قید]
اجرا کردن

به صورت نمادین، به صورت سمبلیک

Ex: The logo was redesigned iconically , incorporating timeless elements that reinforced the brand 's identity .

لوگو به صورت نمادین بازطراحی شد، با دربرگرفتن عناصر جاودانه که هویت برند را تقویت کردند.