قیدهای نتیجه و دیدگاه - قیدهای عدم قطعیت

این قیدها نشان می‌دهند که کسی از گفته یا نظر خود مطمئن نیست و فقط آنها را ممکن می‌داند، مانند "احتمالاً"، "شاید"، "به ادعا" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
قیدهای نتیجه و دیدگاه
maybe [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: Thinking of taking that course , but it could be too hard for me , maybe I 'll start with something easier .

دارم به گذروندن اون دوره فکر می‌کنم، اما ممکنه برام خیلی سخت باشه، شاید با یه چیز آسون‌تر شروع کنم.

probably [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The package will probably be delivered by the end of the week .

بسته احتمالاً تا پایان هفته تحویل داده خواهد شد.

tentatively [قید]
اجرا کردن

به‌طور غیرقطعی

Ex: The company tentatively approved the proposal , pending final budget review .

شرکت به طور موقت پیشنهاد را تصویب کرد، در انتظار بررسی نهایی بودجه.

feasibly [قید]
اجرا کردن

عملی

Ex: Feasibly , the company can expand its market presence with a strategic approach .

به طور عملی, شرکت می‌تواند با یک رویکرد استراتژیک حضور خود در بازار را گسترش دهد.

perhaps [قید]
اجرا کردن

شاید

Ex: She has n't decided yet , but perhaps she 'll join us later .
possibly [قید]
اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The issue with the software could possibly be resolved through a system update .

مشکل نرم‌افزار احتمالاً می‌تواند از طریق به‌روزرسانی سیستم حل شود.

potentially [قید]
اجرا کردن

به‌طور بالقوه

Ex: With regular exercise , he may potentially improve his overall health .

با ورزش منظم، او ممکن است به طور بالقوه سلامت کلی خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

احتمالاً

Ex: The delay in delivery was made , very likely , due to the recent inclement weather .

تاخیر در تحویل، به احتمال زیاد، به دلیل آب و هوای نامساعد اخیر رخ داده است.

improbably [قید]
اجرا کردن

به شکلی غیرمحتمل

Ex: Her proposal was met with an improbably high level of skepticism from the team .

پیشنهاد او با سطح باورنکردنی بالایی از شک و تردید از سوی تیم مواجه شد.

impossibly [قید]
اجرا کردن

به طور غیرممکن

Ex: Balancing on a tightrope without a safety net is impossibly risky .

تعادل بر روی طناب محکم بدون تور ایمنی باورنکردنی خطرناک است.

reportedly [قید]
اجرا کردن

طبق گزارش‌ها

Ex: The team reportedly worked late into the night to meet the project deadline .

گزارش شده است که تیم تا دیروقت کار کرده‌اند تا مهلت پروژه را رعایت کنند.

allegedly [قید]
اجرا کردن

ظاهراً

Ex: The celebrity allegedly made inappropriate comments during a public event .

این شخصیت مشهور ادعا شده که در طول یک رویداد عمومی نظرات نامناسبی داده است.

purportedly [قید]
اجرا کردن

ادعا شده

Ex: The diet plan , purportedly effective for rapid weight loss , is being scrutinized by nutritionists .

برنامه رژیم غذایی، که ادعا می‌شود برای کاهش وزن سریع مؤثر است، توسط متخصصان تغذیه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

conceivably [قید]
اجرا کردن

به طور قابل تصور

Ex: With careful management , the company could conceivably recover from its financial challenges .

با مدیریت دقیق، شرکت می‌تواند به طور قابل تصوری از چالش‌های مالی خود بهبود یابد.

اجرا کردن

به شک

Ex: The company 's marketing strategy was questionably effective , leading to minimal results .

استراتژی بازاریابی شرکت به شک برانگیز مؤثر بود، که منجر به نتایج حداقلی شد.

plausibly [قید]
اجرا کردن

به طور معقول

Ex: The detective considered the suspect 's alibi to be plausibly true , given the corroborating statements from multiple witnesses .

کارآگاه دلیل موجه متهم را به طور معقول درست در نظر گرفت، با توجه به اظهارات تأییدکننده از چندین شاهد.