واژگان برای IELTS General (نمره 6-7) - خلق و تولید
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ایجاد و تولید را یاد خواهید گرفت که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to produce products in large quantities by using machinery

تولید کردن
برای پاسخگویی به تقاضا، کارخانه هر ماه هزاران خودرو تولید میکند.
to create or make up something, especially with the intent to deceive

از خود درآوردن, درست کردن
دانش آموز سعی کرد یک دلیل برای عدم ارسال تکلیفش جعل کند، اما معلم قانع نشد.
to make something by putting separate parts of something together

مونتاژ کردن, سر هم کردن
سرهم کردن مدل هواپیما نیازمند کنار هم گذاشتن دقیق اجزای مختلف بود.
to make something from a piece of metal object by heating it until it becomes soft and then beating it with a hammer

چکش زدن
آهنگر شمشیری جدید برای شوالیه میساخت.
to produce an elementary and quick drawing of someone or something

پیشطرح زدن, طرح اولیه کشیدن
او در هنگام ناهار یک پرتره سریع از دوستش طرح زد.
to create fabric or a fabric item by interlocking loops of yarn or thread using a hooked needle

قلاببافی کردن
مادربزرگ با عشق یک جفت کفش نوزادی برای نوهاش قلاببافی کرد.
to create fabric or material by interlacing threads, yarn, or other strands in a pattern using a loom or by hand

بافتن
کارخانه نساجی کارگرانی را استخدام میکند که به طور ماهرانهای پارچههای مختلف را میبافند.
to carve or cut a design or lettering into a hard surface, such as metal or stone

حک کردن, کندهکاری کردن
حکاک به مهارت نشان خانوادگی را روی سینی نقره حکاکی کرد.
to make clothes according to the measurements of a particular costumer

دوختن
طراح مد دوخت یک لباس سفارشی برای مشتری.
to make a drink, such as tea or coffee, or soup by soaking ingredients in hot water

دم کردن (چای، قهوه و...)
او یک فنجان چای سیاه قوی برای تقویت بعدازظهرش دم کرد.
to create or produce something by cutting or shaping a material, such as a sculpture or design

کندهکاری کردن, حک کردن
مجسمهساز یک مجسمه مرمر حکاکی کرد که فرم انسانی را به نمایش میگذاشت.
to aimlessly draw lines and shapes, particularly when one is bored

بیهدف نقاشی کشیدن
او در حاشیههای دفترش در کلاس خط خطی میکند.
to design, build, or plan something systematically and skillfully, especially using scientific principles and technical knowledge

مهندسی کردن, طرح ریختن، نقشه کشیدن
دانشمندان و مهندسان برای طراحی یک راهحل برای مسئله پیچیده زیستمحیطی همکاری کردند.
to write a musical piece

آهنگسازی کردن
به عنوان بخشی از تکالیف درسیش، از دانشجوی موسیقی خواسته شد که یک قطعه کوتاه برای ویولن سولو بنویسد.
to write something for the first time that needs corrections for the final presentation

پیشنویس کردن
به عنوان یک فیلمنامه نویس، او اهمیت پیشنویس کردن صحنهها قبل از نهایی کردن فیلمنامه را درک کرد.
to introduce new ideas, methods, or products to improve or change the current way of doing things

ابداع کردن, نوآوری کردن
کارآفرینان اغلب در پاسخ به تقاضای بازار نوآوری میکنند و راهحلهای نوآورانه ایجاد میکنند.
to join two or more pieces of metal together using heat and pressure

جوش دادن
آهنگر به مهارت دروازه آهنی شکسته را جوش داد تا آن را به جای خود بازگرداند.
to cut or carve designs or writings on a hard surface, often using acid or a laser beam

حکاکی کردن, نقشاندازی کردن
جواهرساز طرحهای پیچیده را روی آویز نقره حکاکی کرد.
to sew decorative patterns on a piece of cloth with colored threads

گلدوزی کردن (روی پارچه), سوزن دوزی کردن
صنعتگر با مهارت پارچه را سوزن دوزی کرد تا یک تابلوی دیواری زیبا ایجاد کند.
to make something by combining different elements or compounds

عناصر مختلف را ترکیب کردن
محققان در شرایط پیشزیستی شبیهسازی شده در آزمایشگاه، ترکیبات آلی را سنتز کردند.
