واژگان برای IELTS General (نمره 8-9) - صداها

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صداها را که برای آزمون General Training IELTS ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 8-9)
shrill [صفت]
اجرا کردن

بسیار بلند (صدا)

Ex: The toddler let out a shrill scream in the supermarket , catching everyone 's attention .

کودک نوپا در سوپرمارکت جیغ تیزی کشید و توجه همه را به خود جلب کرد.

muffled [صفت]
اجرا کردن

(خفه) صدا

Ex: The muffled voices behind closed doors added an air of secrecy to the conversation .

صداهای خفه‌شده پشت درهای بسته، حال و هوای رازآلودی به گفتگو اضافه کرد.

dissonant [صفت]
اجرا کردن

ناهماهنگ (صدا)

Ex: The dissonant notes clashed with the melody , producing an unsettling effect .

نت‌های ناسازگار با ملودی برخورد کردند و اثری ناخوشایند ایجاد کردند.

grating [صفت]
اجرا کردن

صدای بسیار بلند یا ناخوشایند

Ex: A distinctive and grating noise filled the air as the Styrofoam pieces rubbed against each other .

صدایی متمایز و ناخوشایند هوا را پر کرد در حالی که تکه‌های استایروفوم به هم ساییده می‌شدند.

clanging [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن

Ex:

صدای کوبیدن چکش آهنگر بر روی سندان هوا را پر از کوبه‌ای ریتمیک کرد.

jarring [صفت]
اجرا کردن

(صدا) گوش‌خراش

Ex: The news of the accident was jarring , leaving everyone in shock and disbelief .

خبر حادثه تکان‌دهنده بود، همه را در شوک و ناباوری گذاشت.

squeaky [صفت]
اجرا کردن

صدای جیرجیر

Ex: The squeaky shoes of the basketball players echoed in the gymnasium during the match .

کفش‌های جیرجیرکننده بازیکنان بسکتبال در سالن ورزشی در طول مسابقه طنین انداز شد.

whirring [صفت]
اجرا کردن

صدای وزوز

Ex:

همانطور که مردم نزدیک می‌شدند، درب اتوماتیک با مکانیزمی وزوزکننده به آرامی باز شد.

raucous [صفت]
اجرا کردن

بلند و آزاردهنده (صدا)

Ex: The raucous noise of the city streets made it difficult to have a conversation outside .

صدای بلند و ناهنجار خیابان‌های شهر صحبت کردن در بیرون را دشوار می‌کرد.

raspy [صفت]
اجرا کردن

صدای آزاردهنده یا ناخوشایند

Ex:

موتور فرسوده صدای خشن و تق تق مانندی تولید کرد در حالی که ماشین به سختی روشن می‌شد.

blaring [صفت]
اجرا کردن

صدای بلند و ناخوشایند

Ex:

ناگهان سکوت را شکست، زنگ هشدار بلند او را از خوابی آرام بیدار کرد.

thudding [صفت]
اجرا کردن

بسیار خفه (صدا)

Ex:

صدای کوبنده ماشین‌آلات سنگین در سراسر مجتمع صنعتی شنیده می‌شد.

guttural [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه به صدای قورباغه و کلاغ

Ex: The guttural laughter of the old man was a deep , hearty sound that echoed through the tavern .

خنده گلویی پیرمرد صدایی عمیق و صمیمی بود که در میخانه طنین انداز شد.

jangling [صفت]
اجرا کردن

صدایی شبیه برخورد با دو جسم فلزی بهم را دادن

Ex: Drawing attention to the accident in the workshop , the jangling noise of the dropped toolbox was hard to ignore .

جلب توجه به حادثه در کارگاه، سر و صدای ناهنجار جعبه ابزار افتاده سخت بود که نادیده گرفته شود.

to pop [فعل]
اجرا کردن

صدای ترکیدن دادن

Ex:

همه ما خندیدیم وقتی صدای ترکیدن ناگهانی بسته‌بندی حبابی را شنیدیم.

to chime [فعل]
اجرا کردن

صدایی شبیه صدای زنگ دادن

Ex: The clock in the town square chimed every hour .

ساعت در میدان شهر هر ساعت زنگ می‌زد.

to screech [فعل]
اجرا کردن

صدای گوش‌خراش ایجاد کردن

Ex: The brakes screeched as the bus came to a sudden stop .

ترمزها جیغ کشید وقتی که اتوبوس ناگهان ایستاد.