کلمات انگلیسی برای "شخصیت و رفتار" | واژگان A2

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شخصیت و رفتار، مانند "خجالتی"، "پرحرف" و "جدی" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
behavior [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: Her behavior towards her friends shows her loyalty .

رفتار او نسبت به دوستانش وفاداری او را نشان می‌دهد.

personality [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: Even though they 're twins , their personalities are quite different .

با اینکه آنها دوقلو هستند، شخصیت‌هایشان کاملاً متفاوت است.

character [اسم]
اجرا کردن

خلق‌وخو

Ex: He impresses everyone with his hardworking character .

او با شخصیت سختکوش خود همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

shy [صفت]
اجرا کردن

خجالتی

Ex: Despite her shy nature , she stepped up to lead the team .

علیرغم طبیعت خجالتی او، او برای رهبری تیم پیش قدم شد.

talkative [صفت]
اجرا کردن

پرحرف

Ex: His talkative nature makes him a great salesperson .

طبیعت پرحرف او او را به یک فروشنده عالی تبدیل می‌کند.

serious [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: His serious nature makes him a great leader in difficult situations .

طبیعت جدی او باعث می‌شود که در شرایط سخت یک رهبر عالی باشد.

funny [صفت]
اجرا کردن

بامزه

Ex: I find it funny when cats chase their tails .

من آن را خنده‌دار می‌یابم وقتی گربه‌ها دنبال دم خود می‌دوند.

interesting [صفت]
اجرا کردن

جالب

Ex: It 's interesting to note how technology has evolved over the years .

جالب است که ببینیم تکنولوژی در طول سال‌ها چگونه تکامل یافته است.

boring [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: The class was boring because the teacher simply read from the textbook .

کلاس خسته‌کننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی می‌خواند.

exciting [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: The concert was exciting , with amazing performances by my favorite bands .

کنسرت هیجان‌انگیز بود، با اجراهای شگفت‌انگیز از گروه‌های موردعلاقه‌ام.

wonderful [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: She has a wonderful sense of humor that always makes me laugh .

او حس شوخ‌طبعی عالی دارد که همیشه مرا می‌خنداند.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌انگیز

Ex: Her performance in the play was truly amazing .

اجرای او در نمایش واقعاً شگفت‌انگیز بود.

excellent [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: She is an excellent pianist who has won many competitions .

او یک پیانیست عالی است که بسیاری از مسابقات را برنده شده است.

awesome [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: She got an awesome new skateboard for her birthday .

او برای تولدش یک اسکیت بورد جدید عالی دریافت کرد.

kind [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: It's kind of you to offer your seat to the elderly man.

مهربان است که صندلی خود را به مرد مسن پیشنهاد می‌کنید.

weird [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: She has a weird habit of talking to herself when she 's nervous .

او عادت عجیبی دارد که وقتی عصبی است با خودش صحبت می‌کند.

normal [صفت]
اجرا کردن

معمولی

Ex: He 's a normal kid who loves to play football and video games .

او یک بچه عادی است که عاشق فوتبال و بازی‌های ویدیویی است.

strange [صفت]
اجرا کردن

عجیب

Ex: I saw a strange bird in the park that I 've never seen before .

من یک پرنده عجیب در پارک دیدم که قبلاً هرگز ندیده بودم.

nice [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: She bought a nice jacket made of high-quality leather .

او یک ژاکت خوشگل از چرم با کیفیت بالا خرید.

great [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: My parents are great , they always support me in everything I do .

والدین من عالی هستند، آنها همیشه در هر کاری که انجام می‌دهم از من حمایت می‌کنند.

tough [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: He 's a tough negotiator , always getting the best deals .

او یک مذاکره‌کننده سخت‌گیر است، همیشه بهترین معاملات را می‌گیرد.

unique [صفت]
اجرا کردن

منحصربه‌فرد

Ex: He has a unique habit of sketching people he meets for the first time .

او عادت منحصر به فردی در کشیدن طرح افرادی که برای اولین بار ملاقات می‌کند دارد.

jealous [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: He felt jealous when he saw his best friend talking to his crush .

وقتی بهترین دوستش را در حال صحبت با معشوقه‌اش دید، حسادت کرد.

brilliant [صفت]
اجرا کردن

باهوش

Ex: Everyone admired her for being a brilliant thinker and innovator .

همه به خاطر اینکه یک متفکر و نوآور درخشان بود، او را تحسین می‌کردند.

creative [صفت]
اجرا کردن

خلاق

Ex: I find my sister a creative person , always coming up with new ideas for products to sell in her shop .

من خواهرم را فردی خلاق می‌بینم، همیشه با ایده‌های جدید برای محصولاتی که در مغازه‌اش بفروشد می‌آید.

crazy [صفت]
اجرا کردن

دیوانه

Ex: He 's not dangerous , just a bit crazy and talks nonsense sometimes .

او خطرناک نیست، فقط کمی دیوانه است و گاهی مزخرف می‌گوید.

perfect [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: Jimmy is the perfect student , always paying attention in class .

جیمی دانش‌آموز کامل است، همیشه در کلاس توجه می‌کند.

helpful [صفت]
اجرا کردن

مفید (در کمک به دیگران)

Ex: My classmate is very helpful , sharing his notes when I miss a lecture .

همکلاسی من بسیار مفید است، وقتی یک سخنرانی را از دست می‌دهم یادداشت‌هایش را به اشتراک می‌گذارد.

fair [صفت]
اجرا کردن

منصف

Ex: The interviewer asks each candidate the same questions , proving he is a fair person .

مصاحبه‌کننده از هر کاندیدا سوالات یکسانی می‌پرسد، ثابت می‌کند که او فردی منصف است.

rude [صفت]
اجرا کردن

بی‌ادب

Ex: He 's quite rude , always shouting at people for no reason .

او بسیار بی‌ادب است، همیشه بدون دلیل به مردم فریاد می‌زند.

unhappy [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: She seemed unhappy after the phone call .

او بعد از تماس تلفنی ناراضی به نظر می‌رسید.

confident [صفت]
اجرا کردن

بااعتمادبه‌نفس

Ex: I 'm confident that we can finish the project on time .

من مطمئنم که می‌توانیم پروژه را به موقع به پایان برسانیم.

scary [صفت]
اجرا کردن

ترسناک

Ex: I had a scary nightmare about zombies last night .

دیشب یک کابوس ترسناک درباره زامبی‌ها دیدم.

active [صفت]
اجرا کردن

فعال

Ex: My grandmother is quite active for her age , she even does gardening .

مادربزرگم برای سنش بسیار فعال است، حتی باغبانی هم می‌کند.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: The medication has a mild effect and does n't cause drowsiness .

دارو اثر ملایم دارد و باعث خواب‌آلودگی نمی‌شود.

individual [صفت]
اجرا کردن

فردی

Ex: Our individual actions contribute to the overall success of the team .

اقدامات فردی ما به موفقیت کلی تیم کمک می‌کند.

foolish [صفت]
اجرا کردن

احمق

Ex: She made a foolish promise without considering the consequences .

او بدون در نظر گرفتن عواقب، قول احمقانه‌ای داد.

certain [صفت]
اجرا کردن

مطمئن

Ex: He felt certain that the plan would work .

او مطمئن بود که برنامه کار خواهد کرد.

quiet [صفت]
اجرا کردن

ساکت و آرام

Ex: His quiet personality hides his incredible talent for music .

شخصیت آرام او استعداد باورنکردنی او در موسیقی را پنهان می‌کند.

own [صفت]
اجرا کردن

خود

Ex: She drives her own car to work every day .

او هر روز با ماشین خودش به سر کار می‌رود.