کلمات آکادمیک پایه آیلتس برای "احساسات مثبت"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به احساسات مثبت را که برای آزمون آکادمیک پایه IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
happiness [اسم]
اجرا کردن

شادی

Ex: Being surrounded by nature always brings her a deep sense of peace and happiness .

احاطه شدن توسط طبیعت همیشه به او احساس عمیقی از آرامش و خوشحالی می‌دهد.

joy [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: Watching the sunrise from the mountaintop filled him with a deep sense of joy and wonder .

تماشای طلوع آفتاب از فراز کوه او را از احساس عمیق شادی و شگفتی پر کرد.

hopefulness [اسم]
اجرا کردن

امیدواری

Ex: Spring always brings me a sense of renewal and hopefulness .

بهار همیشه برای من احساس تجدید و امید به همراه می‌آورد.

inspiration [اسم]
اجرا کردن

الهام‌گرفتن

Ex: The scientist ’s inspiration led to a new medical breakthrough .

الهام دانشمند منجر به یک پیشرفت پزشکی جدید شد.

pleasure [اسم]
اجرا کردن

لذت

Ex: Her eyes sparkled with pleasure when she saw the surprise party .

چشمانش از لذت برق می‌زد وقتی که مهمانی غافلگیرکننده را دید.

excitement [اسم]
اجرا کردن

هیجان

Ex: The prospect of finally solving the complex puzzle filled him with renewed excitement , eager to crack the code .

چشم انداز حل نهایی پازل پیچیده او را با هیجان تازه ای پر کرد، مشتاق برای شکستن کد.

enthusiasm [اسم]
اجرا کردن

شوروشوق

Ex: Her enthusiasm for learning helped her succeed in school .

اشتیاق او به یادگیری به او کمک کرد تا در مدرسه موفق شود.

gratitude [اسم]
اجرا کردن

سپاسگزاری

Ex: They showed their gratitude by volunteering at the shelter that helped them .

آنها با داوطلب شدن در پناهگاهی که به آنها کمک کرده بود، قدردانی خود را نشان دادند.

love [اسم]
اجرا کردن

عشق

Ex:

داستان عشق پایدار زوج سالخورده الهام‌بخش نوه‌هایشان بود.

delight [اسم]
اجرا کردن

شوق

Ex: Her eyes sparkled with delight when she saw the decorations for her birthday party .

چشمانش از شادی برق زد وقتی تزئینات جشن تولدش را دید.

peace [اسم]
اجرا کردن

آرامش خاطر

Ex: After resolving the conflict , a lasting peace settled among the family members .

پس از حل اختلاف، صلح پایدار در میان اعضای خانواده برقرار شد.

enjoyment [اسم]
اجرا کردن

لذت

Ex: Their vacation in the mountains was filled with enjoyment and relaxation .

تعطیلات آنها در کوهستان پر از لذت و آرامش بود.

admiration [اسم]
اجرا کردن

تحسین

Ex: Her dedication to volunteering and helping others filled her friends and family with admiration .

فداکاری او در داوطلب شدن و کمک به دیگران، دوستان و خانواده‌اش را از تحسین پر کرد.

comfort [اسم]
اجرا کردن

راحتی

Ex: The soothing music created an atmosphere of comfort , allowing everyone to unwind and enjoy the moment .

موسیقی آرام‌بخش فضایی از آسایش ایجاد کرد، که به همه اجازه می‌داد آرام شوند و از لحظه لذت ببرند.

اجرا کردن

نشاط

Ex: The team 's cheerfulness kept morale high despite setbacks .

شادمانی تیم روحیه را بالا نگه داشت با وجود شکست‌ها.

optimism [اسم]
اجرا کردن

خوش‌بینی

Ex: His optimism makes him trust that people always have good intentions .

خوشبینی او باعث می‌شود که او باور داشته باشد مردم همیشه نیات خوبی دارند.

thrill [اسم]
اجرا کردن

هیجان

Ex: The idea of traveling to a new country always filled him with thrill .

ایده سفر به یک کشور جدید همیشه او را پر از هیجان می‌کرد.

laughter [اسم]
اجرا کردن

خنده

Ex: A burst of laughter erupted from the audience at the unexpected twist in the play .

انفجاری از خنده از تماشاگران در پی پیچش غیرمنتظره در نمایش به گوش رسید.

wonder [اسم]
اجرا کردن

هیبت

Ex: She looked at the ancient ruins in wonder , amazed by their history .

او به ویرانه‌های باستانی با حیرت نگاه کرد، از تاریخشان شگفت‌زده شد.

security [اسم]
اجرا کردن

آرامش خاطر

Ex: She hugged her blanket tightly , seeking security during the storm .

او پتویش را محکم در آغوش گرفت، در جستجوی امنیت در طول طوفان.

cheer [اسم]
اجرا کردن

شادمانی

Ex: The holiday season always spreads cheer among people .

فصل تعطیلات همیشه شادی را در میان مردم پخش می‌کند.

hope [اسم]
اجرا کردن

امید

Ex: We should never lose hope , even in the face of adversity .

ما هرگز نباید امید را از دست بدهیم، حتی در مواجهه با سختی‌ها.

fulfillment [اسم]
اجرا کردن

رضایت

Ex: The job provided her with a sense of fulfillment she had been seeking for years .

کار به او احساس رضایت داد که سال‌ها به دنبالش بود.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها جنبش‌ها
فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری درک حواس
استراحت و آرامش لمس و نگه داشتن خوردن و نوشیدن آماده‌سازی غذا
تغییر و شکل‌دهی سازماندهی و جمع‌آوری خلق و تولید Science
Education Research نجوم Physics
Biology Chemistry Geology Psychology
Mathematics نمودارها و شکل‌ها Geometry Environment
انرژی و قدرت مناظر و جغرافیا Technology Computer
Internet تولید و صنعت History Religion
فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان Arts Music
فیلم و تئاتر Literature Architecture Marketing
Finance Management Medicine بیماری و علائم
Law Crime Punishment Politics
War Measurement احساسات مثبت احساسات منفی
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی