واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - صداها

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به صداها را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
dulcet [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آهنگ

Ex:

آواز پرنده یک سمفونی دلنشین بود که در سراسر صبح آرام طنین انداز می‌شد.

melodic [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آهنگ

Ex: The wind chimes had a soft , melodic sound that was calming .

زنگ‌های بادی صدایی نرم و ملودیک داشتند که آرامش‌بخش بود.

harmonious [صفت]
اجرا کردن

(از نظر موسیقایی) دلنشین

Ex: The nature sounds birds chirping and a gentle stream created a harmonious background in the forest .

صداهای طبیعت—آواز پرندگان و جویباری ملایم—یک پس‌زمینه هماهنگ در جنگل ایجاد کردند.

thunderous [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده‌بلند

Ex: Through the stadium , the thunderous footsteps of the marching band added energy to the atmosphere .

در سراسر استادیوم، قدم‌های کوبنده گروه رژه انرژی را به جو اضافه کرد.

echoing [صفت]
اجرا کردن

پژواک (صدا)

Ex:

دیوارهای دره یک اثر پژواک ایجاد کردند، که حتی زمزمه‌های نرم را نیز به عقب بازتاباند.

booming [صفت]
اجرا کردن

عمیق و طنین‌انداز (صدا)

Ex: The booming drums added intensity to the music during the rock concert .

طبل‌های کوبنده شدت را به موسیقی در طول کنسرت راک افزودند.

rhythmic [صفت]
اجرا کردن

ریتمیک

Ex: Her rhythmic steps followed the beat of the music perfectly .

قدم‌های ریتمیک او به طور کامل با ضرب موسیقی همراه بود.

cacophonous [صفت]
اجرا کردن

آزاردهنده و ناخوشایند (صدا)

Ex: The chaotic marketplace was cacophonous , filled with the shouts of vendors and customers .

بازار آشفته پر سر و صدا بود، پر از فریاد فروشندگان و مشتریان.

resonant [صفت]
اجرا کردن

طنین‌انداز

Ex: The bell 's resonant chime marked the beginning of the solemn ceremony .

صدای طنین‌دار زنگ، آغاز مراسم رسمی را نشان داد.

rumbling [صفت]
اجرا کردن

پیوسته و کم‌صدا

Ex:

غرغر دور یک قطار با نزدیک شدن به ایستگاه بلندتر شد.

rustling [صفت]
اجرا کردن

زمزمه‌مانند (صدا)

Ex:

خش خش باد از میان درختان نخل، حس گرمسیری به ساحل بخشید.

buzzing [صفت]
اجرا کردن

وزوزمانند (صدا)

Ex:

او صدای وزوز کننده‌ای را از تلفنش شنید.

grumbling [صفت]
اجرا کردن

پیوسته و کم صدا

Ex:

غرغر اعتراضی ماشین‌آلات نشان‌دهنده نیاز به تعمیر و نگهداری بود.

deafening [صفت]
اجرا کردن

کرکننده

Ex: The factory machines produced a deafening sound throughout the day .

ماشین‌آلات کارخانه صدایی کرکننده در طول روز تولید می‌کردند.

murmuring [صفت]
اجرا کردن

زمزمه‌مانند

Ex:

جمعیت زمزمه‌کننده در گالری هنری به حال و هوای تأملی افزود در حالی که بازدیدکنندگان از نمایشگاه‌ها تحسین می‌کردند.

dull [صفت]
اجرا کردن

نامشخص

Ex: The old radio emitted a dull crackling sound , struggling to pick up a clear signal .

رادیوی قدیمی صدای خفه‌ای از ترق تروق منتشر می‌کرد، در تلاش برای دریافت سیگنال واضح.

babbling [اسم]
اجرا کردن

صداهای نامفهوم و بی‌معنی

Ex: Grandparents often delight in the sweet babbling of their grandchildren during family gatherings .

پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها اغلب از غان و غون شیرین نوه‌هایشان در گردهمایی‌های خانوادگی لذت می‌برند.

hissing [اسم]
اجرا کردن

صدای خش‌خش‌مانند

Ex:

گربه نارضایتی خود را با صدای هیس هنگامی که یک غریبه به او نزدیک شد، ابراز کرد.

crackling [اسم]
اجرا کردن

صدای ترکیدن

Ex: With each step , the hiker heard the satisfying crackling of leaves underfoot in the dense forest .

با هر قدم، کوهنورد صدای رضایتبخش ترقتروق برگ‌ها زیر پاهایش در جنگل انبوه را می‌شنید.

roaring [اسم]
اجرا کردن

صدای بلند شبیه به حیوانات

Ex: In the nighttime , the roaring of the distant elephants added to the mystique of the jungle .

در شب، غرش فیل‌های دور دست به رمز و راز جنگل افزود.

humming [اسم]
اجرا کردن

صدای زمزمه‌مانند

Ex: During the summer night , the distant humming of cicadas created a soothing backdrop to the starry sky .

در شب تابستانی، وزوز دور زنجره‌ها پس‌زمینه‌ای آرامش‌بخش زیر آسمان پرستاره ایجاد می‌کرد.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی