واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - اقدامات فیزیکی و واکنشها
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اقدامات و واکنش های فیزیکی را که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to strike forcefully with a sharp blow

ضربه محکمی زدن
آشپز با طرف صاف چاقو به حبههای سیر ضربه میزند تا پوستها به راحتی کنده شوند.
to hit or punch lightly and quickly, often in a playful or teasing manner

محکم زدن
به عنوان یک حرکت دوستانه، سارا اغلب برای گفتن سلام در راهرو به بازوی همکلاسی خود ضربه میزد.
to beat someone or something with a closed fist quickly and forcefully

مشت زدن
بوکسور قصد داشت به صورت حریفش مشت بزند تا برتری پیدا کند.
to forcibly pull something apart into pieces

پاره کردن
در هیجان، آنها کاغذ کادو را پار کردند تا محتویات را ببینند.
to hit or strike with force, often accidentally

برخوردن, زدن
او هنگام ورود به اتاق سرش را به قاب در کوتاه کوبید.
to hit using hands or weapons

ضربه زدن
در دفاع از خود، او با یک ضربه سریع به شکم به مهاجم ضربه زد.
to push forcefully with a quick, strong movement, often using hands or body

هل دادن
بچهها در حالی که در زمین بازی شوخیکنان یکدیگر را هل میدادند، خندیدند.
to cause injury to the surface of one's skin by rubbing it against something rough

خراشیدن (پوست)
او به طور تصادفی بازویش را به دیوار زبر مالید در حالی که مبلمان را جابجا میکرد.
to push a knife or other sharp object into someone to injure or kill them

چاقو زدن
او به سختی از چاقو خوردن فرار کرد وقتی با یک شیء نزدیک از خود دفاع کرد.
to block the throat, hinder breathing and cause suffocation

باعث خفگی شدن
در یک وضعیت تهدیدکننده زندگی، او از دانش هنرهای رزمی خود برای خفه کردن مهاجم و محافظت از خود استفاده کرد. عمل جنایی:
to fight or contend against someone or something, often in a physical or armed conflict

جنگیدن, نبرد کردن
نیروهای ویژه برای مبارزه با تروریسم در منطقه مستقر شدند.
to hit or strike something with a sweeping motion

ضربه زدن
بوکسور به مهارت به حریف خود ضربه زد، ضربهای قدرتمند به بدن وارد کرد.
to attack or handle someone or something roughly, causing severe injury or damage

سخت زخمی کردن
اگر به درستی آموزش نبیند، سگ ممکن است در آینده بازدیدکنندگان بیگناه را زخمی کند.
to beat or strike repeatedly with force, often in a violent or uncontrolled manner

سخت کتک زدن
از روی عصبانیت، او کامپیوتر قدیمی را کوبید وقتی که به دستوراتش پاسخ نداد.
to quickly and unexpectedly attack a group or place to surround and capture them

حملهور شدن, یورش بردن
یک تیم امنیت سایبری به سرعت بر روی هکرهایی که قصد نفوذ به شبکه را داشتند حمله کرد.
to hit or strike heavily with the hand or a blunt object, producing a dull, muffled sound

ضربه زدن
سرآشپز خمیر را کوبید تا قبل از پختن آن را شکل دهد.
to deliver a quick, sharp punch with a straight arm, often used in boxing to hit an opponent

سریع مشت زدن
فردا، او احتمالاً به برادرش برای بیدار شدن به مدرسه مشت میزند.
to wrestle or struggle closely with someone, using hands or the body

با کسی دست و پنجه نرم کردن (در کشتی)
هفته گذشته، او با مهارت با حریف خود در مسابقات هنرهای رزمی کشتی گرفت.
