واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - پیش‌بینی

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیش‌بینی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
to foretell [فعل]
اجرا کردن

پیش‌گویی کردن

Ex:

پیش‌بین‌کنندگان آب و هوا از داده‌ها برای پیش‌بینی شرایط آب و هوایی آینده استفاده می‌کنند.

to promise [فعل]
اجرا کردن

قول دادن

Ex: They promised their parents that they would call them every week while studying abroad .

آنها به والدین خود قول دادند که هر هفته در هنگام تحصیل در خارج از کشور به آنها تلفن خواهند زد.

to expect [فعل]
اجرا کردن

گمان کردن

Ex: The teacher outlined what students could expect on the upcoming exam .

معلم آنچه را که دانش‌آموزان می‌توانستند در امتحان آینده انتظار داشته باشند، ترسیم کرد.

to predict [فعل]
اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The fortune teller claimed to predict future events through mystical means .

غیب‌گو ادعا کرد که می‌تواند رویدادهای آینده را از طریق روش‌های عرفانی پیش‌بینی کند.

اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The experienced chef could anticipate the needs of the kitchen before they arose .

آشپز با تجربه می‌توانست نیازهای آشپزخانه را قبل از به وجود آمدن پیش‌بینی کند.

to project [فعل]
اجرا کردن

آینده را پیش‌بینی کردن

Ex: The economist will project inflation rates using current economic indicators .

اقتصاددان نرخ تورم را با استفاده از شاخص‌های اقتصادی فعلی پیش‌بینی خواهد کرد.

to prophesy [فعل]
اجرا کردن

پیشگویی کردن

Ex: Throughout history , individuals have claimed to prophesy significant world events .

در طول تاریخ، افراد ادعا کرده‌اند که می‌توانند رویدادهای مهم جهانی را پیش‌بینی کنند.

اجرا کردن

خبر از اتفاق بدی دادن

Ex: The mysterious stranger 's arrival seemed to foreshadow future events in the novel .

ورود غریبهٔ مرموز به نظر می‌رسید که پیش‌بینی رویدادهای آینده در رمان باشد.

to envision [فعل]
اجرا کردن

تصور کردن

Ex: The scientist could envision breakthroughs in medical research that would revolutionize healthcare .

دانشمند می‌توانست تصور کند که پیشرفت‌هایی در تحقیقات پزشکی رخ دهد که مراقبت‌های بهداشتی را متحول کند.

to foresee [فعل]
اجرا کردن

از قبل دانستن

Ex: The weather experts foresee a hot summer ahead .

کارشناسان هواشناسی تابستان گرمی را در پیش پیش‌بینی می‌کنند.

to forecast [فعل]
اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: Meteorologists use advanced models to forecast hurricane paths with increased accuracy .

هواشناسان از مدل‌های پیشرفته برای پیش‌بینی مسیر طوفان‌ها با دقت افزایش یافته استفاده می‌کنند.

to presage [فعل]
اجرا کردن

پیش‌بینی کردن

Ex: The economic indicators are presaging a period of financial uncertainty .

شاخص‌های اقتصادی نشانه‌ای از دوره‌ای از عدم قطعیت مالی هستند.

to augur [فعل]
اجرا کردن

آینده را پیش‌بینی کردن

Ex: In ancient Rome , priests were believed to augur the outcome of events through observing bird flights .

در روم باستان، اعتقاد بر این بود که کشیش‌ها با مشاهده پرواز پرندگان پیش‌بینی می‌کردند که رویدادها چگونه پایان می‌یابند.

اجرا کردن

تخمین زدن

Ex: Can we extrapolate the final outcome from the current progress ?

آیا می‌توانیم نتیجه نهایی را از پیشرفت فعلی برونیابی کنیم؟

to forewarn [فعل]
اجرا کردن

از قبل هشدار دادن

Ex: The security guard quickly forewarned employees about a scheduled fire drill to avoid panic .

نگهبان امنیت به سرعت کارمندان را از یک تمرین آتش‌سوزی برنامه‌ریزی شده پیش‌آگاه کرد تا از وحشت جلوگیری کند.

to portend [فعل]
اجرا کردن

خبر از اتفاقی بد دادن

Ex: The sudden change in leadership last year portended a shift in company strategy that became apparent in the subsequent quarters .

تغییر ناگهانی در رهبری سال گذشته نشانگر تغییر در استراتژی شرکت بود که در فصل‌های بعدی آشکار شد.

to herald [فعل]
اجرا کردن

خبر از چیزی دادن

Ex: The new policy is likely to herald a positive change in the organization 's work culture .

سیاست جدید احتمالاً نشانگر تغییر مثبتی در فرهنگ کاری سازمان خواهد بود.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار Intensity زمان و مدت فضا و منطقه
اشکال Speed Significance Insignificance
قدرت و نفوذ بی نظیری عمومیت Complexity
کیفیت بالا کیفیت پایین Value چالش‌ها
ثروت و موفقیت فقر و شکست سن و ظاهر شکل بدن
Wellness قابلیت فکری ناتوانی های فکری صفات مثبت انسانی
صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی رفتارهای مالی رفتارهای اجتماعی
صفات تندخو پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی طعم‌ها و بوها صداها بافت‌ها
Temperature Probability تلاش و پیشگیری نظرات
افکار و تصمیمات تشویق و دلسردی دانش و اطلاعات درخواست و پیشنهاد
احترام و تایید پشیمانی و اندوه اقدامات رابطه‌ای اقدامات و واکنش های فیزیکی
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها حرکات درگیر شدن در ارتباط کلامی
درک و یادگیری درک حواس فرماندهی و اعطای مجوزها پیش‌بینی
لمس و نگه داشتن تغییر و شکل دادن خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری
تهیه غذا خوردن و نوشیدن Science Education
Research Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment چشم انداز و جغرافیا
Engineering Technology اینترنت و کامپیوتر تولید و صنعت
History Religion فرهنگ و عرف زبان و دستور زبان
Arts Music فیلم و تئاتر Literature
Architecture Marketing Finance Management
Medicine بیماری و علائم Law انرژی و قدرت
Crime Punishment Government Politics
Measurement War احساسات مثبت احساسات منفی
سفر و گردشگری Migration غذا و نوشیدنی مواد
Pollution فجایع Weather حیوانات
قیدهای حالت قیدهای درجه قیدهای نظر و قطعیت قیدهای زمان و تکرار
قیدهای هدف و تأکید قیدهای پیوندی