واژگان برای IELTS Academic (نمره 6-7) - پیشبینی
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به پیشبینی را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک IELTS ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to predict or say in advance what will happen in the future

پیشگویی کردن
برخی معتقدند که برخی رویاها میتوانند رویدادهای آینده را پیشبینی کنند.
to tell someone that one will do something or that a particular event will happen

قول دادن
شرکت به سهامداران خود قول داد که پس از یک فصل موفق، سود سهام افزایش یابد.
to think or believe that it is possible for something to happen or for someone to do something

گمان کردن, فکر کردن، انتظار داشتن
به عنوان یک مدیر، مهم است که به وضوح بیان کنید چه چیزی از تیم خود انتظار دارید.
to say that something is going to happen before it actually takes place

پیشبینی کردن
اقتصاددانها به دلیل روندهای اقتصادی فعلی، افزایش نوسانات بازار را پیشبینی میکنند.
to expect or predict that something will happen

پیشبینی کردن
او پیشبینی کرد که ترافیک در ساعت شلوغی سنگین خواهد بود.
to guess or predict future outcomes or trends based on current data or analysis

آینده را پیشبینی کردن
آیا میتوانید پیشبینی کنید رشد خرید اینترنتی بر اساس رفتار اخیر مصرفکننده چگونه خواهد بود؟
to predict or declare future events, often with a sense of divine inspiration or insight

پیشگویی کردن
بسیاری از متون مذهبی شامل بخشهایی هستند که در آن پیامبران درباره آینده پیشگویی میکنند.
to indicate in advance that something, particularly something bad, will take place

خبر از اتفاق بدی دادن
موسیقی شوم در فیلم پیشبینی یک صحنه پرتنش و دراماتیک را میکرد.
to picture something in one's mind

تصور کردن
همانطور که چشمانش را بست، سعی کرد تصور کند سواحل آرامی را که امیدوار بود در تعطیلات از آنها دیدن کند.
to know or predict something before it happens

از قبل دانستن
پس از مطالعه روندهای بازار، او توانست کاهش فروش را پیشبینی کند.
to predict future events, based on analysis of present data and conditions

پیشبینی کردن
تحلیلگر از روندها و الگوها برای پیشبینی افزایش تقاضای مصرفکننده استفاده کرد.
to serve as a sign or warning of a future event

پیشبینی کردن
پیشگویی باستانی نشانهای از سقوط یک امپراتوری بزرگ بود.
to predict future events based on omens or signs

آینده را پیشبینی کردن
برخی از تمدنهای باستان اعتقاد داشتند که خسوفهای ماه نشانهای از تغییرات عمده در قدرت سیاسی یا تغییرات اجتماعی هستند.
to estimate something using past experiences or known data

تخمین زدن, استنتاج کردن
او توانست با تحلیل مطالعات مشابه، نتیجه احتمالی آزمایش را برونیابی کند.
to inform or caution in advance

از قبل هشدار دادن
مدیر از فرصت استفاده کرد تا تیم را از تغییرات پیشرو در زمانبندی پروژه پیشآگاه کند.
to serve as a sign or indication of a future event

خبر از اتفاقی بد دادن
غرش دور رعد ممکن است نشانهای از طوفانی نزدیک باشد.
