واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - Success

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به موفقیت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
fortuitous [صفت]
اجرا کردن

تصادفی

Ex: Their meeting at the café was entirely fortuitous and led to a lifelong friendship .

ملاقاتشان در کافه کاملاً تصادفی بود—و به یک دوستی مادام‌العمر منجر شد.

اجرا کردن

مبتکرانه

Ex: Recognizing an opportunity , the enterprising professional established a side hustle that eventually evolved into a successful and independent venture .

با تشخیص یک فرصت، حرفه‌ای کارآفرین یک کسب و کار جانبی تأسیس کرد که در نهایت به یک سرمایه‌گذاری موفق و مستقل تبدیل شد.

driven [صفت]
اجرا کردن

کوشا

Ex: Despite facing setbacks , her driven attitude propelled her to keep striving for success .

علیرغم مواجهه با شکست‌ها، نگرش مصمم او او را به تلاش برای موفقیت سوق داد.

اجرا کردن

هدف‌گرا

Ex: The coach praised the team for their goal-oriented approach to training , which led to improved performance on the field .

مربی از تیم به خاطر رویکرد هدف‌محور آنها در تمرینات تقدیر کرد، که منجر به بهبود عملکرد در زمین شد.

اجرا کردن

بااعتماد‌به‌نفس

Ex: The athlete approached the competition with a self-assured mindset , knowing she had trained hard .

ورزشکار با ذهنیتی مطمئن از خود به مسابقه نزدیک شد، با این دانش که سخت تمرین کرده است.

well-heeled [صفت]
اجرا کردن

از نظر مالی موفق

Ex: He 's well-heeled thanks to his successful career .

او به لطف حرفه موفقش ثروتمند است.

loaded [صفت]
اجرا کردن

پولدار

Ex:

سلبریتی پولدار است و در یک عمارت زندگی می‌کند.

auspicious [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آیند

Ex: Finding the rare coin was an auspicious event for the collector .

پیدا کردن سکه نادر یک رویداد خوش یمن برای کلکسیونر بود.

high-flying [صفت]
اجرا کردن

بسیار‌ موفق

Ex: Her high-flying career in the entertainment industry took her to glamorous events and exotic locations .

حرفه‌ی پرشکوه او در صنعت سرگرمی، او را به رویدادهای جذاب و مکان‌های عجیب و غریب برد.

elite [صفت]
اجرا کردن

بهترین

Ex: In the academic world , the elite scholars were recognized for their outstanding contributions to knowledge and research .

در دنیای آکادمیک، محققان برجسته به خاطر مشارکت‌های برجسته‌شان در دانش و پژوهش شناخته شدند.

اجرا کردن

به طور غیر منتظره‌ای موفق

Ex: The serendipitous timing of the job opening coincided perfectly with her decision to relocate to a new city .

زمان‌بندی خوش‌شانس باز شدن شغل به طور کامل با تصمیم او برای نقل مکان به یک شهر جدید همزمان شد.

اجرا کردن

از انتظارات یا استانداردها بهتر بودن

Ex: Few authors have managed to transcend the influence of literary greats like Shakespeare .

تعداد کمی از نویسندگان توانسته‌اند فراتر از تأثیر بزرگان ادبیات مانند شکسپیر بروند.

to eclipse [فعل]
اجرا کردن

از کسی پیشی گرفتن

Ex: The success of his latest book completely eclipsed his previous works , making them seem insignificant in comparison .

موفقیت آخرین کتاب او به طور کامل آثار قبلی او را تحت الشعاع قرار داد و باعث شد در مقایسه ناچیز به نظر برسند.

to outstrip [فعل]
اجرا کردن

از کسی یا چیزی پیشی گرفتن

Ex: The demand for the new product outstripped supply , leading to shortages in stores .

تقاضا برای محصول جدید از عرضه پیشی گرفت، که منجر به کمبود در فروشگاه‌ها شد.

to prevail [فعل]
اجرا کردن

برتر بودن

Ex: In the face of criticism , the artist 's unique vision and creativity prevailed , gaining recognition and appreciation from art enthusiasts .

در برابر انتقادها، دیدگاه منحصر به فرد و خلاقیت هنرمند پیروز شد، که مورد قدردانی و تحسین علاقه‌مندان به هنر قرار گرفت.

اجرا کردن

عملکرد بهتری داشتن

Ex: Through continuous improvement , the student strives to outperform their classmates in academic achievements .

از طریق بهبود مستمر، دانش آموز تلاش می‌کند تا در دستاوردهای تحصیلی از همکلاسی‌های خود پیشی بگیرد.

to outwit [فعل]
اجرا کردن

زیرکانه از کسی پیشه گرفتن

Ex: During the negotiation , the skilled diplomats outwitted their counterparts , securing favorable terms for their country .

در طول مذاکره، دیپلمات‌های ماهر همتایان خود را فریب دادند و شرایط مطلوبی برای کشورشان تضمین کردند.

اجرا کردن

ماهرانه بر چیزی چیره شدن

Ex: The experienced sailor outmaneuvered the storm , navigating the ship to safety through strategic course adjustments .

ملوان با تجربه طوفان را پشت سر گذاشت، با تنظیمات استراتژیک مسیر کشتی را به سمت ایمنی هدایت کرد.

to outshine [فعل]
اجرا کردن

از دیگران پیشه گرفتن

Ex:

با کیفیت‌های رهبری استثنایی خود، او به طور مداوم در دنیای شرکتی از دیگران پیشی گرفت، به موقعیت‌های بالاتری از مسئولیت صعود کرد.

to procure [فعل]
اجرا کردن

به‌ دست آوردن

Ex: The explorer had to procure essential supplies before embarking on the challenging expedition into the wilderness .

کاشف مجبور شد قبل از شروع سفر چالش‌برانگیز به طبیعت وحشی، ملزومات ضروری را تهیه کند.

to reign [فعل]
اجرا کردن

برتر بودن (در قدرت یا مقام)

Ex: During the Golden Age of cinema , Hollywood stars like Marilyn Monroe and Humphrey Bogart reigned as iconic figures .

در دوران طلایی سینما، ستارگان هالیوود مانند مریلین مونرو و هامفری بوگارت به عنوان چهره‌های نمادین حکومت می‌کردند.

to burgeon [فعل]
اجرا کردن

شکوفا شدن

Ex:

ابتکارات آموزشی باعث رشد سریع حوزه تحقیق در سال‌های اخیر شده‌اند.

اجرا کردن

جای پای (کسی یا چیزی را) سفت کردن

Ex: Acquiring a key competitor allowed the business to consolidate its influence in the market .

کسب یک رقیب کلیدی به کسب‌وکار اجازه داد تا نفوذ خود را در بازار تحکیم بخشد.

اجرا کردن

به اوج رسیدن

Ex: The festivities culminated in a grand parade through the city streets .

جشن‌ها در یک رژه بزرگ در خیابان‌های شهر به اوج خود رسید.

to outclass [فعل]
اجرا کردن

از دیگران پیشی گرفتن

Ex: With his charisma and eloquence , the speaker effortlessly outclassed his rivals in the debate .

با کاریزما و فصاحت خود، سخنران به راحتی رقبای خود را در مناظره پشت سر گذاشت.

واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9)
اندازه و مقیاس ابعاد و مناطق وزن و پایداری اشکال
افزایش مقدار کاهش مقدار Intensity Speed
Significance بی نظیری Value Complexity
چالش‌ها Quality Success Failure
شکل بدن سن و ظاهر Wellness Intelligence
ویژگی های انسانی پاسخ‌های عاطفی مثبت پاسخ‌های عاطفی منفی حالت‌های عاطفی مثبت
حالت‌های عاطفی منفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها بافت‌ها
صداها Temperature نظرات افکار و تصمیمات
تشویق و دلسردی احترام و تایید درخواست و پیشنهاد تلاش و پیشگیری
حرکات زبان بدن و حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی
خوردن و نوشیدن تهیه غذا Science تغییر و شکل دادن
Education Astronomy Physics Biology
Chemistry Geology Philosophy Psychology
ریاضیات و نمودارها Geometry Environment انرژی و قدرت
چشم انداز و جغرافیا Engineering Technology Internet
Computer History Religion فرهنگ و عرف
Language Arts Music فیلم و تئاتر
Literature Architecture Marketing Finance
Management Medicine بیماری و علائم Law
Crime Punishment Government Politics
War Measurement احساسات سفر و مهاجرت
Weather Pollution فجایع حیوانات
غذا و نوشیدنی قیدهای حالت