واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) - شکست
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شکست را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آکادمیک آیلتس ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
describing a situation where income is just sufficient to cover basic needs

بخور و نمیر
هنرمند، که به کار خود علاقهمند بود، زندگی روزمره را سپری میکرد و برای گذران زندگی به فروش گاهبهگاه آثار هنری خود متکی بود.
not effective in achieving the intended purpose

بیفایده
محصول تمیزکننده، که به عنوان لکهبر به بازار عرضه شده بود، در از بین بردن لکههای سرسخت از سطوح مختلف بیاثر بود.
failing to produce or accomplish the desired outcome

بینتیجه
پروژه بلندپروازانه هنرمند به یک تلاش ناموفق تبدیل شد، فاقد تأثیر مورد نظر.
not doing well or not having enough money or success

بیثمر
خانواده در محله غیرمرفه خود برای تأمین معاش تقلا میکردند.
bringing bad fortune or ending in failure

مستعد شکست, محکوم به شکست
تلاش بدفرجام آنها برای آشتی به یک بحث داغ ختم شد و آنها را از هم دورتر کرد.
poorly executed or managed, resulting in a failure to achieve the intended outcome

ضعیف در مدیریت یا اجرا
پاسخ ناشیانه دولت به فاجعه طبیعی وضعیت را تشدید کرد و بسیاری از شهروندان را بدون کمک ضروری رها کرد.
resulting in little or no effect or success

بیبهره, بینتیجه
تلاشهای بیثمر او برای نجات کسبوکار شکستخورده در نهایت به ورشکستگی منجر شد.
prevented from succeeding or achieving a desired outcome

نا موفق
یک توطئه ترور خنثیشده کشف شد که منجر به دستگیری افراد درگیر در توطئه شد.
lacking essential non-material needs, such as support, love, or community

بیبضاعت, تهیدست
طلاق او را احساس محرومیت از عشق و حمایت کرد.
extremely poor or in need

فقیر, تنگدست
خانواده نیازمند در پناهگاهی که توسط خیریه محلی فراهم شده بود زندگی میکرد.
to have a result contrary to what one desired or intended

نتیجه عکس دادن
تصمیم شرکت برای کاهش هزینهها به طور غیرمنتظرهای نتایج معکوس داشت، که منجر به کاهش کیفیت محصول شد.
to commit an embarrassing and serious mistake out of carelessness or stupidity

گاف دادن, اشتباه کردن
او در طول ارائه با فراموش کردن نکات کلیدی اشتباه بزرگی مرتکب شد.
to handle a task or activity clumsily, often causing damage or problem

احمقانه عمل کردن
تکنسین نصب را به هم ریخت، سیمها را در معرض دید گذاشت و یک خطر ایمنی ایجاد کرد.
to fail or end in a weak or disappointing manner

شکست خوردن
علیرغم اشتیاق اولیه، جنبش سیاسی با شکست مواجه شد زمانی که حامیان کلیدی علاقه خود را از دست دادند و مشارکت کاهش یافت.
to fail to be successful or make any progress

در رسیدن به موفقیت ناکام ماندن, هیچ پیشرفتی نکردن
بدون حمایت و منابع مناسب، بسیاری از دانشآموزان بااستعداد در مدارس کمبودجه رنج میبرند.
(of a company, organization, etc.) to close or stop trading due to financial problems

ورشکسته شدن, جمع شدن
رستوران مجبور شد تعطیل شود وقتی که ترافیک پیاده به دلیل تغییرات در محله کاهش یافت.
to not succeed as much as intended

بد یا ضعیف عمل کردن, بازدهی کمتری نسبت به سطح انتظار داشتن
علیرغم پتانسیل خود، او تمایل داشت در بازیهای حیاتی عملکرد ضعیفی داشته باشد، که مربیانش را ناامید میکرد.
to give up, surrender, or part with a possession, right, or claim

دست کشیدن, صرفنظر کردن
او از ادعای خود نسبت به ارث صرفنظر کرد.
to handle or grip something clumsily or ineffectively

چیزی را به درستی نگرفتن
هر بار که او دست و پا چلفتی میکند، یاد میگیرد با وسایل شکننده بیشتر مراقب باشد.
(of a plan) to fail to have the intended result

با شکست مواجه شدن, به جایی نرسیدن
طرح آنها برای افزایش فروش با ارائه تخفیفها با شکست مواجه شد و منجر به سود کمتر شد.
suffering or experiencing a lack of progress, vitality, or growth, often characterized by a feeling of being stuck or in decline

ضعیف و در حال شکست
بسیاری از ورزشکاران با استعداد به دلیل طرفداری مربی روی نیمکت در رنج هستند.
| واژگان برای IELTS Academic (نمره 8-9) | |||
|---|---|---|---|
| اندازه و مقیاس | ابعاد و مساحتها | وزن و ثبات | شکلها |
| افزایش در مقدار | کاهش مقدار | شدت | سرعت |
| اهمیت | منحصر به فرد بودن | ارزش | پیچیدگی |
| چالشها | کیفیت | موفقیت | شکست |
| شکل بدن | سن و ظاهر | سلامتی | هوش |
