حیوانات - اسامی جمع برای حیوانات
در اینجا شما نامهای جمعی برای حیوانات به انگلیسی مانند "گله"، "دسته" و "دام" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a group of animals, such as cows, sheep, etc. that are from the same species, which move and feed together

گله
یک گله بزرگ از فیلها از میان ساوانا حرکت کردند.
a social group of aquatic mammals, such as whales or dolphins

دسته کوچک (دلفین، وال و...)
نهنگها اغلب برای محافظت در گله سفر میکنند.
a large group of insects moving together in the same direction

دسته (حشرات), گروه
مزرعه با یک دسته از ملخها پوشیده شده بود.
large farm animals, such as cows and bulls, raised for meat, milk, or labor

گاوها (اعم از نر و ماده), دام
آنها دامها را هم برای تولید لبنیات و هم برای تولید گوشت پرورش میدهند.
a group of vehicles, animals, or people traveling together in a line, often for safety or trade

قافله, کاروان
تاجران در یک کاروان حرکت کردند تا کالاها را با امنیت حمل کنند.
a group of animals of the same type hunting or living together, particularly wolves

گله, گروه
سگهای وحشی آفریقایی یک گروه منسجم تشکیل دادند، که با همکاری هم طعمههای بزرگ را شکار میکنند.
a group of birds of the same type, flying and feeding together

دسته پرندگان
همانطور که خورشید غروب میکرد، گله فلامینگوها در لبه آب جمع شدند، پرهای رنگارنگشان رنگ صورتی بر روی مرداب انداخت.
(biology) a community of plants or animals that live close to each other in the same place

کلنی (زیستشناسی), پرگنه
a number of lions that live together as a social unit

گله شیر
گله در ساعات اولیه صبح با هم شکار میکرد.
a large number of fish swimming together

دسته (ماهیها)
دلفینها اغلب دیده میشوند که دستههای ماهی را جمع میکنند، با هم کار میکنند تا شکار خود را برای صیدی آسان محاصره کنند.
a large swarm of insects, especially locusts, that destroy crops or vegetation

آفت
محصولات توسط یک طاعون ملخها نابود شدند.
a large number of fish or sea mammals that swim together

گروه آبزیان
غواص از دسته بزرگ ماهیهایی که صخره را احاطه کرده بودند متحیر شد.
a group of animals located together, such as a herd or flock

گله
شکارچیان گلهای از غازها را در نزدیکی دریاچه مشاهده کردند.
a large group of rooks or owls that gather together

گله جغد
در گرگ و میش، یک مجلس کلاغها آسمان را با فریادهای بلندشان پر کردند.
a group of game birds such as quails, partridges or grouses, typically consisting of six to twelve birds

(پرندگان بهویژه کبک و بلدرچین) دسته, دسته کوچک
a gathering or assembly of animals, especially livestock or fowl, for the purpose of counting, inspection, or branding

*گله را یکجا جمع کردن
a group of wild or feral cats

*گله گربه وحشی
ساکنان محلی در اطراف تخریب گربههای وحشی نزدیک به کوچه محتاط بودند.
a group of pandas considered together as a unit

*دسته پاندا
بازدیدکنندگان از خجالت در محوطه خوشحال شدند.
a group of zebras

گله گورخر
گردشگران از دیدن یک گله از گورخرها که در دشت باز حرکت میکردند، هیجانزده شدند.
a group of crows gathered together

قتل, کشتار
کشاورز دستهای از کلاغها را تماشا کرد که دانههای باقیمانده را نوک میزدند.
a group of birds, especially woodcocks, considered collectively

دسته ابیا (نوعی خروس جنگلی)
یک دسته از پرندگان از بالای جنگل گذشت.
a group of birds, especially quails or larks, that are typically seen or kept together

*دسته پرنده
شکارچیان دستهای از پرندگان را در نزدیکی بیشه دیدند.
a group or flock of wildfowl

گروهی از پرندگان وحشی
شکارچیان دستهای از غازها را مشاهده کردند که در حال پرواز بر فراز سرشان بودند.
a group of moles considered as a unit or colony

*گله موش کور
کشاورز یک کار را در نزدیکی لبه مزرعه متوجه شد.
a large group of starlings flying together in a coordinated manner, often in a swirling or undulating pattern

*دسته سار
a flock of sparrows

*دسته گنجشک
آسمان پر از دستهای از گنجشکها بود، که منظرهای خیرهکننده ایجاد میکرد.
a group of mules considered collectively as a unit

گله قاطر
یک بارن قاطر برای حمل کالاها در کوهها استفاده شد.
a group of animals, especially primates or birds, traveling or living together in a cohesive social unit

*گله
a group of leopards considered collectively as a unit

*گله پلنگ
راهنمای سافاری از یک پرش در فاصله هشدار داد.
