افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر - انجام یک عمل یا تجربه (جلو و زیر)

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال عبارتی با استفاده از 'Together', 'Against', 'Apart', و دیگر
اجرا کردن

پیشرفت کردن

Ex: You can get ahead financially by making smart investments .

شما می‌توانید با سرمایه‌گذاری هوشمندانه از نظر مالی پیشرفت کنید.

to go ahead [فعل]
اجرا کردن

آغاز کردن (عملی)

Ex: The school principal gave the students the green light to go ahead and organize the charity event .

مدیر مدرسه به دانش‌آموزان چراغ سبز داد تا به پیش بروند و رویداد خیریه را سازماندهی کنند.

اجرا کردن

در آینده منتظر وقوع بودن

Ex: There are many challenges lying ahead for our company , but we are confident that we can overcome them .

چالش‌های زیادی در پیش رو برای شرکت ما وجود دارد، اما مطمئن هستیم که می‌توانیم بر آن‌ها غلبه کنیم.

اجرا کردن

حوادث احتمالی در آینده را پیش‌بینی کردن

Ex: Investors need to look ahead and assess the potential risks and rewards of different investments .

سرمایه‌گذاران باید به آینده نگاه کنند و ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه سرمایه‌گذاری‌های مختلف را ارزیابی کنند.

اجرا کردن

برتری داشتن

Ex: The startup faced financial hurdles initially , but strategic investments helped them pull ahead in the market .

استارتاپ در ابتدا با موانع مالی روبرو شد، اما سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک به آنها کمک کرد تا در بازار پیشی بگیرند.

اجرا کردن

همه احتمالات را در نظر گرفتن

Ex: When choosing a career , it 's wise to think ahead about job prospects and growth opportunities .

هنگام انتخاب شغل، عاقلانه است که به آینده فکر کنید در مورد چشم‌اندازهای شغلی و فرصت‌های رشد.

اجرا کردن

در آستانه رسیدن به موفقیت قرار داشتن

Ex: The young author is bubbling under the literary world with their debut novel .

نویسنده جوان با رمان اول خود در آستانه موفقیت در دنیای ادبیات است.

اجرا کردن

در دسته خاصی قرار گرفتن

Ex: The research paper comes under the field of psychology .

مقاله تحقیقی در حوزه روانشناسی قرار می‌گیرد.

اجرا کردن

در گروه خاصی دسته‌بندی شدن

Ex: As a non-profit organization , they fall under specific regulations governing charitable entities .

به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی، آنها تحت مقررات خاصی که نهادهای خیریه را اداره می‌کنند، قرار می‌گیرند.

to go under [فعل]
اجرا کردن

زیر آب رفتن

Ex:

صندوق گنج غرق شده به زیر آب رفت صدها سال پیش.

اجرا کردن

از سر ناچاری به چیزی رضایت دادن

Ex: She knew she had to knuckle under to her boss if she wanted to keep her job .

او می‌دانست که اگر می‌خواهد شغلش را حفظ کند، باید به رئیسش تسلیم شود.

اجرا کردن

به شدت درگیر کاری شدن

Ex:

کمپین رسانه‌های اجتماعی تیم بازاریابی را با سیل نظرات، پیام‌ها و تعاملات غرق کرد.