ابتدایی ۲ - موجودات وحشی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره موجودات وحشی، مانند "روباه"، "گوزن" و "کفشدوزک" را یاد خواهید گرفت، که برای دانش آموزان سطح ابتدایی آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ابتدایی ۲
crocodile [اسم]
اجرا کردن

کروکدیل

Ex: The crocodile silently approached its prey in the water .

تمساح بی‌صدا به شکار خود در آب نزدیک شد.

fox [اسم]
اجرا کردن

روباه

Ex: The farmer installed a fence to protect his chickens from foxes .

کشاورز حصاری نصب کرد تا مرغ‌هایش را از روباه‌ها محافظت کند.

deer [اسم]
اجرا کردن

گوزن

Ex: The deer 's fur blended perfectly with the autumn leaves , making it hard to spot .

پوست گوزن کاملاً با برگ‌های پاییزی ترکیب شده بود، که دیدن آن را سخت می‌کرد.

eagle [اسم]
اجرا کردن

عقاب

Ex: We were amazed by the immense wingspan of the eagle as it flew overhead .

ما از طول بال‌های گسترده عقاب وقتی که بالای سرمان پرواز می‌کرد شگفت‌زده شدیم.

to hunt [فعل]
اجرا کردن

شکار کردن

Ex: The tribe used to hunt buffalo for their livelihood .

قبیله برای معیشت خود گاومیش شکار می‌کرد.

web [اسم]
اجرا کردن

تار

Ex: The clever spider , weaved a beautiful web to catch her next meal .

عنکبوت باهوش، یک تار زیبا بافت تا غذای بعدی خود را شکار کند.

bee [اسم]
اجرا کردن

زنبور

Ex: The sweet aroma of the blooming flowers attracted many bees .

عطر شیرین گل‌های شکوفه زده بسیاری از زنبورها را جذب کرد.

ladybug [اسم]
اجرا کردن

کفشدوزک

Ex: The ladybug landed softly on a blade of grass after flying for a short distance .

کفشدوزک پس از پرواز در مسافت کوتاهی، به آرامی بر روی یک تیغه علف فرود آمد.

insect [اسم]
اجرا کردن

حشره

Ex: Sarah was amazed by the intricate patterns on the insect 's wings .

سارا از الگوهای پیچیده روی بالهای حشره شگفت‌زده شد.

spider [اسم]
اجرا کردن

عنکبوت

Ex: The children watched a spider crawl up the wall with curiosity .

بچه‌ها با کنجکاوی به یک عنکبوت نگاه کردند که روی دیوار بالا می‌رفت.

frog [اسم]
اجرا کردن

قورباغه

Ex: He was fascinated by the way the frog changed color when it was stressed .

او مجذوب روشی شد که قورباغه هنگام استرس رنگ عوض می‌کرد.

to ride [فعل]
اجرا کردن

سواری کردن

Ex:

دخترعموی من از زمانی که خیلی کوچک بود سوار اسب می‌شد.

type [اسم]
اجرا کردن

نوع

Ex: The city is known for its diverse population , attracting people of various types from all over the world .

این شهر به خاطر جمعیت متنوعش شناخته شده است و افراد انواع مختلف را از سراسر جهان جذب می‌کند.

smell [اسم]
اجرا کردن

رایحه (شناسایی‌شده توسط سیستم بویایی)