ورزش - ورزش‌های راکتی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.

badminton [اسم]
اجرا کردن

بدمینتون

Ex:

بادمینتون را می‌توان به صورت انفرادی یا دو نفره بازی کرد.

اجرا کردن

تنیس روی میز

Ex: She is practicing hard to compete in the national table tennis tournament .

او سخت تمرین می‌کند تا در مسابقات ملی پینگ پنگ شرکت کند.

real tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس واقعی

Ex: He enjoys playing real tennis at the historic court .

او از بازی تنیس واقعی در زمین تاریخی لذت می‌برد.

to slice [فعل]
اجرا کردن

برش دادن

Ex: Their coach taught them how to slice effectively during practice .

مربی آنها به آنها آموخت که چگونه در تمرین به طور موثر slice بزنند.

smash [اسم]
اجرا کردن

ضربه محکم (ورزش)

Ex: She executed a perfect overhead smash in the squash match .

او یک اسمش عالی بالای سر در مسابقه اسکواش اجرا کرد.

topspin [اسم]
اجرا کردن

توپ اسپین

Ex: He adjusted his grip to control the amount of topspin on his shots .

او چنگش را تنظیم کرد تا مقدار توپ اسپین در ضرباتش را کنترل کند.

return [اسم]
اجرا کردن

ضربه متقابل (به توپ)

Ex: He focused on his footwork to improve his returns .

او روی کار پایش تمرکز کرد تا بازگشت‌هایش را بهبود بخشد.

drop shot [اسم]
اجرا کردن

ضربه آهسته بالای تور

Ex: The badminton player won the point with a deceptive drop shot .

بازیکن بدمینتون با یک دراپ شات فریبنده امتیاز را به دست آورد.

love [اسم]
اجرا کردن

امتیاز صفر

Ex: He served an ace to win the game at love .

او یک ایس سرو کرد تا بازی را در love ببرد.

ace [اسم]
اجرا کردن

آس

Ex: Aces are crucial for maintaining momentum in a game .

ایس‌ها برای حفظ حرکت در بازی حیاتی هستند.

net shot [اسم]
اجرا کردن

ضربه تور

Ex: The net shot requires precise control and soft touch to execute effectively .

ضربه تور به کنترل دقیق و لمس نرم نیاز دارد تا به طور موثر اجرا شود.

اجرا کردن

گرفتن بکهند

Ex: Her backhand grip was too tight , causing her shots to go wide .

گرفتن بک هند او خیلی محکم بود، که باعث می‌شد ضربه‌هایش به بیرون بروند.

اجرا کردن

ضربه بک هند

Ex: He used slice on his backhand shot to keep it low .

او از اسلایس در ضربه بک هند خود استفاده کرد تا آن را پایین نگه دارد.

اجرا کردن

گیر فورهند

Ex: She practiced her forehand grip to enhance her accuracy .

او گرفت فورهند خود را تمرین کرد تا دقتش را افزایش دهد.

اجرا کردن

درایو فورهند

Ex: She practiced her forehand drive to improve her consistency .

او ضربه فورهند خود را تمرین کرد تا ثبات خود را بهبود بخشد.

اجرا کردن

ضربه فورهند

Ex: She struggled with her forehand shot during the match .

او با ضربه فورهند خود در طول مسابقه دست و پنجه نرم کرد.

اجرا کردن

گرفتن شیک هند

Ex: With the shakehand grip , he could generate more spin on his serves .

با گرفت شیک‌هند، او می‌توانست اسپین بیشتری روی سرویس‌هایش ایجاد کند.

اجرا کردن

درایو بک هند

Ex: He executed a powerful backhand drive down the line .

او یک ضربه بک هند قدرتمند را در امتداد خط اجرا کرد.

اجرا کردن

اسمش فورهند

Ex: The forehand smash is a key weapon in her arsenal during crucial points .

ضربه فورهند یک سلاح کلیدی در زرادخانه او در نقاط حساس است.

sidespin [اسم]
اجرا کردن

چرخش جانبی

Ex: Applying sidespin changes the ball 's path .

اعمال چرخش جانبی مسیر توپ را تغییر می‌دهد.

backspin [اسم]
اجرا کردن

بک اسپین

Ex: He adjusted his racket angle to increase the amount of backspin .

او زاویه راکت خود را برای افزایش مقدار بک اسپین تنظیم کرد.

اجرا کردن

قانون تسریع

Ex: The expedite rule adds an element of urgency to longer rallies .

قاعده تسریع عنصری از فوریت به رالی‌های طولانی‌تر اضافه می‌کند.

foot fault [اسم]
اجرا کردن

خطای پا

Ex: His frustration grew as he repeatedly committed foot faults during the match .

ناامیدی او افزایش یافت در حالی که او بارها در طول مسابقه خطای پا مرتکب می‌شد.

wood shot [اسم]
اجرا کردن

ضربه قاب

Ex: The wood shot caused the shuttlecock to fly off in an unpredictable direction .

ضربه قاب باعث شد شاتلکاک در جهتی غیرقابل پیش‌بینی پرواز کند.

let [اسم]
اجرا کردن

لت

Ex:

یک لت زمانی اتفاق می‌افتد که سرویس نیاز به تکرار دارد.

drive [اسم]
اجرا کردن

ضربه قدرتمند

Ex: A well-executed drive can dictate the pace of the game .

یک درایو خوب اجرا شده می‌تواند سرعت بازی را تعیین کند.

اجرا کردن

حلقه بک هند

Ex: He surprised his opponent with a sharp backhand loop down the line .

او با یک حلقه بک هند تیز در امتداد خط حریفش را غافلگیر کرد.

اجرا کردن

پدل تنیس

Ex: Paddle tennis requires agility and quick reflexes .

پدل تنیس به چابکی و واکنش‌های سریع نیاز دارد.

pickleball [اسم]
اجرا کردن

پیکل بال

Ex: He twisted his ankle playing pickleball and had to sit out for a week .

او هنگام بازی پیکلبال مچ پایش پیچ خورد و مجبور شد یک هفته استراحت کند.

اجرا کردن

تنیس سکو

Ex: The rules of platform tennis are similar to regular tennis but with some unique variations .

قوانین تنیس پلتفرم مشابه تنیس معمولی است اما با برخی تغییرات منحصر به فرد.

padel [اسم]
اجرا کردن

پدل

Ex: His favorite padel strategy involves using the walls to his advantage .

استراتژی مورد علاقه او در پادل شامل استفاده از دیوارها به نفع خود است.

crossminton [اسم]
اجرا کردن

کراسمینتون

Ex:

کراسمینتون به چابکی و واکنش‌های سریع نیاز دارد.

Qianball [اسم]
اجرا کردن

کیانبال

Ex: The Qianball tournament attracted players from all over the country , showcasing the sport ’s growing popularity .

مسابقات کیانبال بازیکنان را از سراسر کشور جذب کرد و نشان دهنده محبوبیت روزافزون این ورزش بود.

racketlon [اسم]
اجرا کردن

راکتلون

Ex: He excelled in squash but struggled in the tennis segment of racketlon .

او در اسکواش عالی عمل کرد اما در بخش تنیس راکتلون مشکل داشت.

frontenis [اسم]
اجرا کردن

فرانتنیس

Ex:

فرانتنیس به ویژه در مکزیک و اسپانیا محبوب است.

jai alai [اسم]
اجرا کردن

جای آلای

Ex:

مسابقات جای آلای اغلب جمعیت مشتاق را جذب می‌کنند.

frescobol [اسم]
اجرا کردن

یک ورزش ساحلی برزیلی که با راکت‌های چوبی و یک توپ کوچک لاستیکی بازی می‌شود

Ex: They practiced frescobol every weekend to stay in shape .

آنها هر آخر هفته فریسکوبال تمرین می‌کردند تا تناسب اندام خود را حفظ کنند.

road tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس جاده ای

Ex: We watched an exciting road tennis match yesterday .

دیروز یک مسابقه هیجان‌انگیز تنیس جاده‌ای تماشا کردیم.

sticke [اسم]
اجرا کردن

یک بازی راکت و توپ داخل سالن که عناصر تنیس چمنی و تنیس واقعی را ترکیب می‌کند

Ex: The sticke rackets were specially designed for the game .

راکت‌های استیک به طور ویژه برای بازی طراحی شده‌اند.

xare [اسم]
اجرا کردن

شاره

Ex: The local club offers xare lessons for beginners .

باشگاه محلی درس‌های xare را برای مبتدیان ارائه می‌دهد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها