ورزش - Cycling

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

دوچرخه سواری گراول

Ex: She invested in a durable bike specifically for gravel cycling .

او در یک دوچرخه بادوام سرمایه‌گذاری کرد مخصوصاً برای دوچرخه‌سواری روی شن.

اجرا کردن

مسابقه دوچرخه‌سواری جاده‌ای پارا

Ex:

رویداد دوچرخه‌سواری جاده‌ای پارا، فراگیری و برتری ورزشی را ترویج می‌کند.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

to pedal [فعل]
اجرا کردن

رکاب زدن

Ex: Every morning , she pedals her bike to work , enjoying the fresh air and exercise on her commute .

هر صبح، او با دوچرخه سواری به سر کار می‌رود، از هوای تازه و ورزش در مسیر رفت و آمد لذت می‌برد.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری بی‌ام‌اکس

Ex:

مسابقات بایسیکل موتورکراس بر روی پیست‌های خاکی طراحی شده به طور ویژه برگزار می‌شوند.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری پیست

Ex: The national track cycling trials will be held next weekend .

آزمایش‌های ملی دوچرخه‌سواری پیست آخر هفته آینده برگزار می‌شود.

اجرا کردن

مسابقه دوچرخه‌سواری جاده‌ای

Ex: She switched from mountain biking to road bicycle racing last year .

او سال گذشته از دوچرخه‌سواری کوهستان به مسابقه دوچرخه‌سواری جاده‌ای تغییر کرد.

اجرا کردن

دوچرخه‌سواری در کوهستان

Ex: Mountain biking requires skill and proper equipment .

دوچرخه سواری کوهستان به مهارت و تجهیزات مناسب نیاز دارد.

cyclo-cross [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه سواری cyclo-cross

Ex: During a cyclo-cross event , riders must frequently dismount and carry their bikes over barriers .

در طول یک رویداد سایکلو-کراس، رانندگان باید مکرراً از دوچرخه پیاده شده و آن را از روی موانع حمل کنند.

اجرا کردن

اسپیدوی دوچرخه

Ex: She won her first cycle speedway race at the age of ten .

او در سن ده سالگی اولین مسابقه اسپیدوی دوچرخه‌سواری خود را برد.

paceline [اسم]
اجرا کردن

یک خط

Ex: She tucked into the paceline to conserve energy for the final sprint .

او به ردیف پیوست تا انرژی را برای دو نهایی ذخیره کند.

drafting [اسم]
اجرا کردن

پشت سر رفتن

Ex:

مربی بر اهمیت درافتینگ در جلسات تمرینی تأکید کرد.

bike throw [اسم]
اجرا کردن

پرتاب دوچرخه

Ex: In the final sprint , his bike throw made all the difference .

در دو نهایی، پرتاب دوچرخه او همه چیز را تغییر داد.

sprint [اسم]
اجرا کردن

اسپرینت

Ex: His explosive sprint left his competitors far behind .

اسپرینت انفجاری او رقبایش را خیلی عقب گذاشت.

اجرا کردن

صعود ایستاده

Ex: In mountainous terrain , experienced cyclists utilize standing climbs to conserve energy .

در زمین‌های کوهستانی، دوچرخه‌سواران با تجربه از بالا رفتن ایستاده برای صرفه‌جویی در انرژی استفاده می‌کنند.

leadout [اسم]
اجرا کردن

یک شروع

Ex:

لید-اوت با دقت اجرا شد.

اجرا کردن

صعود نشسته

Ex: Seated climbing requires good endurance and leg strength .

صعود نشسته به استقامت و قدرت پاهای خوبی نیاز دارد.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها