ریاضیات و ارزیابی ACT - Change

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تغییر را یاد خواهید گرفت، مانند "پویا"، "نوسان"، "نوسان" و غیره، که به شما کمک می کند ACT های خود را با موفقیت پشت سر بگذارید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ریاضیات و ارزیابی ACT
to alter [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: Last year , the company altered its marketing strategy to reach a wider audience .

سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گسترده‌تری دست یابد.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The training program is designed to transform beginners into skilled professionals .

برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.

to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The software allows users to convert files for compatibility .

نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد فایل‌ها را برای سازگاری تبدیل کنند.

to evolve [فعل]
اجرا کردن

تکامل یافتن

Ex: Language tends to evolve over time , with new words and expressions emerging .

زبان تمایل به تکامل در طول زمان دارد، با ظهور کلمات و عبارات جدید.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار کردن

Ex: The chef adapted recipes to fit dietary restrictions while maintaining flavor .

آشپز دستورالعمل‌ها را برای تطبیق با محدودیت‌های غذایی تطبیق داد در حالی که طعم را حفظ کرد.

اجرا کردن

انقلابی کردن

Ex: Innovations in artificial intelligence are expected to revolutionize various industries .

انتظار می‌رود که نوآوری‌ها در هوش مصنوعی انقلابی در صنایع مختلف ایجاد کنند.

اجرا کردن

تثبیت کردن

Ex: The medication helps stabilize blood sugar levels in patients with diabetes .

دارو به تثبیت سطح قند خون در بیماران دیابتی کمک می‌کند.

to distort [فعل]
اجرا کردن

از ریخت انداختن

Ex: The pressure of the heavy snow distorted the branches of the trees , bending them under its weight .

فشار برف سنگین شاخه‌های درختان را تحریف کرد و آن‌ها را تحت وزن خود خم کرد.

to redress [فعل]
اجرا کردن

جبران یا تصحیح کردن

Ex: They were hoping for a fair settlement to redress the damages .
to remedy [فعل]
اجرا کردن

اصلاح کردن

Ex: Legal actions were taken to remedy the environmental damage caused by the industrial spill .

اقدامات قانونی برای جبران خسارت زیست‌محیطی ناشی از نشت صنعتی انجام شد.

to mitigate [فعل]
اجرا کردن

کاهش دادن

Ex: The emergency response teams were continuously mitigating the effects of the natural disaster .

تیم‌های پاسخگویی اضطراری به طور مداوم اثرات فاجعه طبیعی را کاهش می‌دادند.

to refine [فعل]
اجرا کردن

کم کردن

Ex: The debate became less heated as both sides refined their arguments .

بحث کمتر داغ شد زیرا هر دو طرف استدلال‌های خود را تصفیه کردند.

اجرا کردن

چیزی را تغییر دادن (به منظور بهبود آن)

Ex:

ورزشکاران با مربیان کار می‌کنند تا تکنیک‌های خود را برای عملکرد بهینه تنظیم دقیق کنند.

اجرا کردن

تغییر عقیده دادن

Ex:

سیاستمدار بین دیدگاه‌های مخالف نوسان می‌کند، که پیش‌بینی موضع او را دشوار می‌سازد.

to defuse [فعل]
اجرا کردن

چاشنی (بمب، مین و... را) کشیدن

Ex: While tensions were high , the mediator was defusing the situation by actively listening to both parties ' concerns .

در حالی که تنش‌ها بالا بود، میانجی با گوش دادن فعال به نگرانی‌های هر دو طرف، وضعیت را تسکین می‌داد.

اجرا کردن

سر به فلک کشیدن

Ex: After the announcement , the attendance at the event skyrocketed .

پس از اعلام، حضور در رویداد به شدت افزایش یافت.

to escalate [فعل]
اجرا کردن

(یک چیز ناخوشایند) تشدید شدن

Ex: The disagreement between the two parties escalated into a full-blown dispute .

اختلاف بین دو طرف به یک اختلاف تمام عیار تبدیل شد.

to curtail [فعل]
اجرا کردن

محدود کردن

Ex: The government curtails excessive spending by implementing strict budgetary measures .

دولت با اجرای اقدامات بودجه‌ای سختگیرانه، هزینه‌های اضافی را محدود می‌کند.

to render [فعل]
اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: His inspiring speech rendered the audience silent with contemplation .

سخنرانی الهام‌بخش او سبب شد که مخاطبان ساکت شوند، در حالی که در تفکر فرو رفته بودند.

اجرا کردن

متلاشی شدن

Ex: When exposed to moisture , some types of food may disintegrate and become inedible .

هنگامی که در معرض رطوبت قرار می‌گیرند، برخی از انواع غذا ممکن است تجزیه شوند و غیرقابل خوردن شوند.

اجرا کردن

بدتر شدن

Ex: Relationships can deteriorate if communication and understanding break down .

روابط می‌توانند بدتر شوند اگر ارتباط و درک از بین برود.

اجرا کردن

نوسان داشتن

Ex: The temperature fluctuated between hot and cold all day .

دما در طول روز بین گرم و سرد نوسان داشت.

اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: The program transitioned users from the old platform to the new one .

برنامه کاربران را از پلتفرم قدیمی به جدید منتقل کرد.

upheaval [اسم]
اجرا کردن

انقلاب

Ex: The sudden resignation of the president caused a major upheaval in the government .

استعفای ناگهانی رئیس‌جمهور باعث تلاطم بزرگی در دولت شد.

surge [اسم]
اجرا کردن

افزایش ناگهانی

Ex: A surge of emotion swept over her .
abrupt [صفت]
اجرا کردن

ناگهانی

Ex: The novel had an abrupt ending that left readers wanting more .

رمان پایان ناگهانی داشت که خوانندگان را مشتاق بیشتر گذاشت.

constant [صفت]
اجرا کردن

ثابت

Ex: His constant dedication to his family was admired by everyone who knew him .

وفاداری ثابت او به خانواده‌اش مورد تحسین همه کسانی بود که او را می‌شناختند.

volatile [صفت]
اجرا کردن

بی‌ثبات

Ex: Their relationship was volatile , with frequent arguments .

رابطه آنها ناپایدار بود، با بحث‌های مکرر.

dynamic [صفت]
اجرا کردن

پویا

Ex: The dynamic nature of social media trends means that popular topics can change overnight .

ماهیت پویا از روندهای رسانه‌های اجتماعی به این معنی است که موضوعات محبوب می‌توانند یک شبه تغییر کنند.