چانه زدن
در یک معامله تجاری، هر دو طرف چانه زدند تا به یک سازش در مورد شرایط پرداخت که متناسب با نیازهایشان بود، برسند.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تعامل، مانند "cajole"، "supplicate"، "inquiry" و غیره را یاد خواهید گرفت که به شما در قبولی در آزمون های ACT کمک می کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
چانه زدن
در یک معامله تجاری، هر دو طرف چانه زدند تا به یک سازش در مورد شرایط پرداخت که متناسب با نیازهایشان بود، برسند.
درباره چیزی بحث کردن
طرفهای درگیر در مناقشه بر سر شرایط توافق بودند، که منجر به مذاکرات طولانی شد.
تقاضا کردن
معلم مجبور شد در کلاس سکوت را درخواست کند تا امتحان مهم را بدون اختلال برگزار کند.
انتقاد کردن
او خود را به خاطر عدم رعایت اقدامات احتیاطی لازم سرزنش کرد که منجر به شکست پروژه شد.
متقاعد کردن
فروشنده از تکنیکهای متقاعدکننده برای متقاعد کردن مشتری به ارتقاء به اشتراک پریمیوم استفاده کرد.
ارتباط برقرار کردن
فردا، آنها در رویداد شبکهای شبکهسازی خواهند کرد تا ارتباطات تجاری خود را گسترش دهند.
معاشرت کردن
نگران شهرت خود، او تصمیم گرفت دیگر با دوستانی که در فعالیتهای غیرقانونی مشغول هستند مراوده نداشته باشد.
انتقال دادن (مقصود، اطلاعات یا احساسات)
مجری رادیو با مهارت آخرین اخبار را به شنوندگان منتقل کرد.
مشورت کردن
مذاکره کنندگان قبل از رسیدن به اجماع در مورد شرایط معاهده، نیاز داشتند چندین بار مشورت کنند.
اطلاع دادن
تابلو در پارک بازدیدکنندگان را از قوانین و مقررات حفظ محیط زیست پاک آگاه میکند.
شرح دادن
به عنوان بخشی از مصاحبه، شاهد شروع به بازگویی رویدادهای منجر به حادثه کرد.
دستور دادن
مربی یک برنامه تمرینی سختگیرانه را برای ورزشکاران تجویز کرد تا قبل از مسابقه از آن پیروی کنند.
مورد خطاب قرار دادن
سخنران به شرکتکنندگان در کنفرانس خطاب خواهد کرد و بینشهایی در مورد آخرین روندهای صنعت به اشتراک خواهد گذاشت.
صحبت کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا برای بهبود مهارتهای زبانی خود با یکدیگر گفتگو کنند.
انتقال دادن (دانش یا اطلاعات)
نقش مشاور آگاه کردن افراد در مورد مکانیسمهای مقابلهای مؤثر برای مدیریت استرس و اضطراب است.
اعتراض کردن (در ملاء عام)
دانشمند به تفسیر نادرست یافتههای تحقیقاتی خود اعتراض کرد.
التماس کردن
در گذشته، شهروندان از شورای شهر درخواست کردند تا ایمنی عمومی را بهبود بخشند.
پیشنهاد کردن
شورای شهر یک مصوبه جدید برای مقابله با ترافیک پیشنهاد داد و از ساکنان در مورد راهحلهای احتمالی نظرخواهی کرد.
قشقرق به پا کردن
تماشاگران پس از نمایش ناامیدکننده فریاد برای بازپرداخت زده بودند.
اطلاع دادن
سازمان دولتی ساکنان را از تعطیلی برنامهریزی شده جادهها برای تعمیرات مطلع کرد.
قانع کردن
او توانست با پیشنهاد پختن غذای مورد علاقهشان، همخانهاش را ترغیب کند تا در نظافت خانه کمک کند.
پیشنهاد کردن
دوستم یک رستوران جدید در مرکز شهر توصیه کرد، گفت که غذا خوشمزه بود و جو گرمی داشت.
هشدار دادن
مشاور مالی سرمایهگذاران را از نوسانات بازار هشدار میدهد.
انتقال دادن
او به سرعت اطلاعات فوری را به همکارانش در دفتر منتقل کرد.
دعوا
بحث و جدل درباره جهت پروژه به توقف موقت پیشرفت تیم منجر شد.
تمنا
خیریه درخواستی برای کمکهای مالی به منظور کمک به آسیبدیدگان از فاجعه ارسال کرد.
پرسش
پرسش او درباره سیاست بازگشت کالای فروشگاه به او کمک کرد تا خریدی آگاهانه انجام دهد.
مکاتبات
تاریخدان مکاتبات شخصیتهای مشهور را مطالعه کرد تا بینشی درباره زندگی آنها به دست آورد.
تبادل
مراوده تجاری مؤثر کلید ایجاد روابط حرفهای قوی است.
درخواست
به دستور پادشاه، شوالیهها برای یافتن گنج گمشده به مأموریت رفتند.
دادخواست
او درخواست را به شورای شهر ارائه کرد، به امید اینکه آنها به نگرانیهای جامعه گوش دهند.
ادب
شوخیهای جذاب او باعث شد در گردهماییهای اجتماعی محبوب باشد.
اعتراف
اعتراف او به بیتوجهیاش به حل اختلاف تیم کمک کرد.
شوخی کنایهدار
او به شوخیها با شوخی خوشخلقانه پاسخ داد.
هشدار
تذکر معلم در کلاس درس طنین انداز شد و به دانشآموزان اهمیت صداقت را یادآوری کرد.