ورزش - لباس ورزشی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
ورزش
اجرا کردن

کلاه بیسبال

Ex: During practice , the coach wore a team-branded baseball cap to represent the team .

در طول تمرین، مربی یک کلاه بیسبال با نشان تیم پوشید تا تیم را نمایندگی کند.

اجرا کردن

ژرسه ورزشی

Ex: The classic sports jersey design has n't changed much over the decades .

طراحی کلاسیک پیراهن ورزشی در طول دهه‌ها تغییر چندانی نکرده است.

اجرا کردن

ژرسي دوچرخه سواري

Ex: He wore a bright yellow cycling jersey during the race .

او در طول مسابقه یک پیراهن دوچرخه‌سواری زرد روشن پوشیده بود.

ski jacket [اسم]
اجرا کردن

ژاکت اسکی

Ex: At the resort , skiers could be seen wearing colorful ski jackets of various styles .

در استراحتگاه، اسکی‌بازانی دیده می‌شدند که ژاکت اسکی رنگارنگ با سبک‌های مختلف پوشیده بودند.

sports bra [اسم]
اجرا کردن

سوتین ورزشی

Ex: Her favorite sports bra is designed for high-impact activities .

سوتین ورزشی مورد علاقه او برای فعالیت‌های پرتأثیر طراحی شده است.

skort [اسم]
اجرا کردن

شلوارک دامنی

اجرا کردن

شلوارک دوچرخه سواری

Ex: Do you prefer padded or unpadded cycling shorts for long rides ?

آیا شما شلوارک دوچرخه‌سواری دارای پد یا بدون پد را برای مسافت‌های طولانی ترجیح می‌دهید؟

racing suit [اسم]
اجرا کردن

لباس مسابقه

Ex: The team logo was prominently displayed on the chest of her racing suit .

لوگوی تیم به طور برجسته‌ای روی سینه لباس مسابقه او نمایش داده شده بود.

rash guard [اسم]
اجرا کردن

محافظ ضد جوش

Ex: His new rash guard had UV protection to shield him from the sun .

rash guard جدید او دارای محافظت UV برای محافظت از او در برابر خورشید بود.

neck warmer [اسم]
اجرا کردن

گرم کننده گردن

Ex: Before hitting the slopes , skiers often wear a neck warmer to prevent cold air from reaching their necks .

قبل از رفتن به شیب‌ها، اسکی بازها اغلب گرم‌کننده گردن می‌پوشند تا از رسیدن هوای سرد به گردنشان جلوگیری کنند.

spiked shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش میخ دار

Ex: The football players wore spiked shoes to prevent slipping on the muddy field .

بازیکنان فوتبال کفش‌های میخ‌دار پوشیدند تا از لیز خوردن در زمین گلی جلوگیری کنند.

اجرا کردن

کفش صخره نوردی

Ex: The new climbing shoe felt stiff but offered excellent support .

کفش کوهنوردی جدید سفت احساس می‌شد اما حمایت عالی ارائه می‌داد.

اجرا کردن

کفش دو

Ex: The athlete chose running shoes with extra arch support .

ورزشکار کفش های دو را با حمایت اضافی قوس انتخاب کرد.

skate [اسم]
اجرا کردن

اسکیت

Ex: She tightened the straps on her skates before joining her friends .

او بندهای اسکیت‌هایش را محکم کرد قبل از اینکه به دوستانش بپیوندد.

ice skate [اسم]
اجرا کردن

کفش اسکی روی یخ

Ex: They rented ice skates at the outdoor skating rink and spent the afternoon skating under the open sky .

آنها اسکیت های یخ را در پیست اسکیت فضای باز اجاره کردند و بعدازظهر را زیر آسمان باز اسکیت کردند.

kicks [اسم]
اجرا کردن

کفش ورزشی

Ex: Everyone complimented his kicks at school .

همه در مدرسه کفش‌های ورزشی او را تحسین کردند.

karategi [اسم]
اجرا کردن

کاراته‌گی

Ex: The karategi was made of lightweight cotton for ease of movement .

کاراته‌گی از پنبه سبک برای سهولت حرکت ساخته شده بود.

judogi [اسم]
اجرا کردن

جودوگی

Ex: She folded her judogi neatly after the training session .

او بعد از جلسه تمرین جودوگی خود را به دقت تا کرد.

dobok [اسم]
اجرا کردن

یک دوبوک

Ex: In competitions , competitors are judged not only on skill but also on the neatness of their dobok .

در مسابقات، شرکت‌کنندگان نه تنها بر اساس مهارت بلکه بر اساس تمیزی دوبوکشان نیز قضاوت می‌شوند.

mawashi [اسم]
اجرا کردن

ماواشی

Ex: After each tournament , the mawashi is washed and carefully maintained by the sumo wrestler .

پس از هر مسابقه، ماواشی توسط کشتی‌گیر سومو شسته و با دقت نگهداری می‌شود.

kendogi [اسم]
اجرا کردن

کندوگی

Ex: The kendogi 's sleeves fluttered as he executed a swift strike .

آستین‌های کندوگی در حالی که او ضربه‌ای سریع را اجرا می‌کرد، در حال پرواز بودند.

singlet [اسم]
اجرا کردن

زیرپیراهنی و رکابی

wetsuit [اسم]
اجرا کردن

تن‌پوش غواصی

Ex: The diver donned a wetsuit before plunging into the depths of the reef .

غواص قبل از شیرجه زدن به اعماق صخره، یک لباس غواصی پوشید.

bathing cap [اسم]
اجرا کردن

کلاه شنا

Ex: The bathing cap 's stretchy material ensured a comfortable fit without pulling hair .

ماده کشسان کلاه شنا بدون کشیدن مو، تناسب راحتی را تضمین می‌کرد.

drysuit [اسم]
اجرا کردن

لباس ضد آب

Ex: The kayaker put on his drysuit before heading out onto the choppy lake .

کایاکر لباس ضد آب خود را پوشید قبل از اینکه به دریاچه مواج برود.

dive suit [اسم]
اجرا کردن

لباس غواصی

Ex: The dive suit included built-in buoyancy control for safety .

لباس غواصی شامل کنترل شناوری داخلی برای ایمنی بود.

bogu [اسم]
اجرا کردن

بوگو

Ex: The dojo provided new bogu for its members .

دوچو بوگو جدیدی برای اعضای خود فراهم کرد.

mitt [اسم]
اجرا کردن

دستکش بیسبال

hakama [اسم]
اجرا کردن

هاکاما، شلوار سنتی ژاپنی که روی کیمونو پوشیده می‌شود، اغلب در هنرهای رزمی مانند آی کی دو و کندو استفاده می‌شود

Ex: The dojo 's floor echoed with the swish of hakama as students bowed to each other .

کف دوژو با صدای خش‌خش هاکاما طنین انداز شد در حالی که دانش‌آموزان به یکدیگر تعظیم می‌کردند.

ورزش
اصطلاحات عمومی در ورزش زمین‌ها و مناطق ورزشی موسسات ورزشی ورزشکاران حرفه‌ای
کارکنان و پرسنل مسابقات ورزشی رویدادهای ورزشی دستاوردها و نتایج ورزشی
عنوان‌ها در ورزش انواع ورزش‌ها ورزش‌های تیمی اصطلاحات در ورزش‌های تیمی
موقعیت‌ها در ورزش‌های تیمی نقش بازیکنان در ورزش‌های تیمی بازیکنان تهاجمی در ورزش‌های تیمی بازیکنان دفاعی در ورزش‌های تیمی
Soccer American Football Rugby Basketball
Volleyball Baseball Cricket Lacrosse
Golf Bowling ورزش‌های راکتی Tennis
Athletics Running ورزش های رزمی ورزشکاران رزمی
Boxing تیراندازی با کمان و تیراندازی ورزش های زمستانی Skiing
Hockey ورزش‌های آبی Surfing Scuba Diving
Swimming ورزش‌های اسکیت Figure Skating Climbing
Weightlifting ورزش‌های موتوری Cycling ورزش های هوایی
ورزش‌های اسبی Gymnastics Cue Sports ورزش های دیسک پرنده
Sport Fishing لباس ورزشی توپ ها و دیسک ها چوب‌ها، راکت‌ها و سلاح‌ها
تجهیزات محافظتی تجهیزات زمین و تمرین تخته ها و اسکی تجهیزات ویژه
وسایل نقلیه ابزارها و ماشین‌آلات دستگاه‌ها