known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
someone whose job involves performing in movies, plays, or series

بازیگر
بازیگر بااستعداد به راحتی طیف گستردهای از شخصیتها را از یک قهرمان تا یک شرور به تصویر کشید.
a country in North America that has 50 states

ایالات متحده (آمریکا)
ایالات متحده کشوری است واقع در آمریکای شمالی.
to change from being a child into an adult little by little

بزرگ شدن
وقتی بزرگ شدم، میخواهم موسیقیدان شوم.
(of a place) having a reputation for crime, disorder, or a generally unsafe and lawless environment

سخت, دشوار
بخشهای سخت منطقه حضور کم پلیس و نرخ جرم بالایی داشتند.
an area or district of a town or city that forms a community

محله
ما در یک محله زندگی میکنیم که پارکها و فضاهای سبز زیادی دارد.
a difficult and new task that puts one's skill, ability, and determination to the test

چالش
معما یک چالش سرگرمکننده برای همه در مهمانی فراهم کرد.
owning a very small amount of money or a very small number of things

فقیر, ندار
متأسفانه، زوج سالخورده فقیر برای پرداخت هزینههای خود به کمک دولت متکی بودند.
treatment of a person or animal in a violent or cruel way

بدرفتاری
سوءاستفاده از حیوانات نقض اصول اخلاقی است و میتواند منجر به رنج و آسیب شدید برای موجودات بیگناه شود.
to compose a musical piece

آهنگسازی کردن, سرودن (ترانه)
او یک بالاد نوشت که به بهترین دوستش تقدیم شده بود.
a written piece with particularly arranged words in a way that, usually rhyme, conveys a lot of emotion and style

شعر, نظم
شعر او، که پر از استعاره و ریتم است، جوهر طبیعت را به تصویر کشید.
to experience a particular emotion

احساس کردن
من در مورد تعطیلات آینده احساس هیجان میکنم.
(of an opinion or belief) held in a way that is firm and determined

قوی (در اعتقاد), راسخ
جامعه ترجیح قوی برای حفظ پارک قدیمی دارد.
(plural) a song's words or text

متن ترانه
متن این آهنگ با بسیاری از افراد در مخاطبان طنین انداز شد.
different or better than what is normal

خاص, ویژه، بهخصوص
مناسبت ویژه نیاز به جشنی با خانواده و دوستان داشت.
to tell someone about the feelings or ideas that we have

حرف زدن, صحبت کردن
آنها از حرف زدن در مورد احساسات و عواطف خود لذت میبرند.
having a lot of value

مهم
مسئله مهم در دست، اطمینان از ایمنی کارگران است.
harmful or unfair actions, words, or thoughts directed at people of different races, often based on the idea that one’s own race is more intelligent, moral, or worthy

نژادپرستی
نژادپرستی در نیروی پلیس مدتهاست که یک مسئله بوده است.
lacking fairness or justice in treatment or judgment

ناعادلانه, غیر منصفانه
او احساس کرد ناعادلانه است که زحماتش مورد قدردانی قرار نگرفت در حالی که دیگران به راحتی ترفیع گرفتند.
the manner or method of managing or dealing with something or someone

رفتار, روش مدیریت
درمان آثار تاریخی در موزه با نهایت دقت انجام میشود تا یکپارچگی آنها حفظ شود.
(plural) an organization that catches thieves, killers, etc. and makes sure everyone follows rules

اداره پلیس
ما به توانایی پلیس در تحقیق و حل جرایم اطمینان داریم.
admired and valued by others for one's qualities, achievements, or actions

مورد احترام
معلم محترم به دلیل فداکاری و تخصص خود، تحسین دانش آموزان و همکاران را به دست آورد.
a profession or a series of professions that one can do for a long period of one's life

شغل, حرفه
او حرفهای متنوع داشته است، از جمله دورههایی به عنوان موسیقیدان و طراح گرافیک.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او یک نویسنده موفق با بسیاری از کتابهای پرفروش است.
a number of music pieces or songs sold as a single item, normally on a CD or the internet

آلبوم (موسیقی)
او یک لیست پخش از آهنگهای مختلف از آلبومهای متفاوت برای ساخت موسیقی متن بینقص سفر جادهای خود تهیه کرد.
to be purchased or sold at a specified price, in particular numbers or in a certain fashion

به فروش رفتن
کتابفروشی انواع رمانها را میفروشد.
a single audio track that is part of a larger collection of songs, typically found on an album or an EP

تکآهنگ
او تکآهنگ جدید هنرمند مورد علاقهاش را تمام روز روی تکرار پخش کرد.
to play or perform a role in a play, movie, etc.

بازی کردن (نقش)
برای سریال تلویزیونی، بازیگر مجبور بود نقش یک دانشمند درخشان را بازی کند.
