to surprise or upset someone greatly

شوکه کردن, متعجب ساختن
پایان ناگهانی فیلم تماشاگران را شوکه کرد و آنها را در سالن سینما مبهوت گذاشت.
to a great amount or degree

تا حد زیادی, بسیار
تغییرات در سیاست به شدت بر عملیات شرکت تأثیر گذاشت.
to keep something in one's mind, particularly an important fact

فراموش نکردن, به یاد داشتن
به یاد داشته باشید، ما توافق کردیم که دقیقاً ساعت 5 بعدازظهر ملاقات کنیم.
brought to this world through birth

متولدشده, بهدنیاآمده
کره اسب تازه متولد شده اولین قدمهای لرزان خود را برداشت، مشتاق برای کشف محیط اطرافش.
having the highest level of significance or central importance

اصلی
هدف اصلی کمپین بازاریابی افزایش آگاهی از برند و تعامل مشتری است.
someone whose job is to use their voice for creating music

خواننده
خواننده آهنگهای محبوب خود را در جشنواره موسیقی اجرا کرد.
known by a lot of people

مشهور, شناختهشده
او پس از اینکه ویدیوی ویرالش میلیونها بازدید به دست آورد، یکشبه معروف شد.
to start or grow to be

شدن
سر و صدا در طول ساخت و ساز غیر قابل تحمل شد.
receiving a lot of love and attention from many people

محبوب, پرطرفدار
آهنگهای او محبوب هستند چون رقصیدن به آنها آسان است.
to change from being a child into an adult little by little

بزرگ شدن
وقتی بزرگ شدم، میخواهم موسیقیدان شوم.
our mother or our father

والد, پدر یا مادر
والدین هر شب به نوبت برای کودکانشان داستانهای قبل از خواب میخواندند.
a lady who shares a mother and father with us

خواهر
باید با خواهرت صحبت کنی و ببینی آیا میتواند در حل مشکلت به تو کمک کند.
the period or time of being a child, characterized by significant physical and emotional growth

طفولیت, کودکی
عشق امیلی به خواندن در کودکی او آغاز شد، زمانی که او برای ساعتها در کتابها گم میشد.
to end the relationship or live apart from a partner

جدا شدن
برخی از زوجها تصمیم میگیرند موقتاً جدا شوند تا رابطه خود را ارزیابی مجدد کنند.
to cause a change in a person, thing, etc.

تحتتأثیر قرار دادن, متأثر کردن، اثر گذاشتن
بازخورد مثبت میتواند به طور قابل توجهی بر اعتماد به نفس و انگیزه یک فرد تأثیر بگذارد.
a person aged between 13 and 19 years

نوجوان
بسیاری از نوجوانان از رسانههای اجتماعی برای ارتباط با همسالان خود استفاده میکنند.
to cause someone or something to display or possess a specific quality, emotion, or state

(تبدیل) کردن
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا سوالات خود را روشن کنند تا درک بهتری از درس داشته باشند.
to assist or enable someone to acquire some knowledge, skills, or abilities

یاد دادن
والدین ما هر روز چیزهای جدیدی به ما یاد میدهند.
having a feeling of curiosity or attention toward a particular thing or person because one likes them

علاقمند, مشتاق
کودکان به ترفندهای جادوگر بسیار علاقهمند بودند.
to begin something new and continue doing it, feeling it, etc.

شروع به انجام کاری کردن
رستوران ارائه یک آیتم جدید منو را آغاز کرد که محبوب شد.
not like another thing or person in form, quality, nature, etc.

متفاوت, مختلف
کتاب پایانی متفاوت از آنچه او انتظار داشت داشت.
a group of people or things that have similar characteristics or share particular qualities

نوع, جور
فروشگاه محصولات انواع مختلف را میفروشد، از الکترونیک تا لباس.
a series of sounds made by instruments or voices, arranged in a way that is pleasant to listen to

موسیقی
ژانر مورد علاقه او از موسیقی جاز است.
being number two in order or time

دوم, دومین
او دومین نفر در صف بعد از مری بود.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او یک نویسنده موفق با بسیاری از کتابهای پرفروش است.
the inability to stop using or doing something, particularly something harmful or unhealthy

اعتیاد
غلبه بر اعتیاد نیازمند تعهد، پشتکار و حمایت مداوم از سوی متخصصان مراقبتهای بهداشتی، دوستان و اعضای خانواده است.
the use of influence or demands to persuade or force someone to do something

فشار
شورا در نهایت تسلیم فشار عمومی شد و طرح را بازنگری کرد.
feeling very unhappy and having no hope

ناامید, غمگین
او در طول زمستان طولانی و تاریک افسرده شد.
the body part inside our body where the food that we eat goes

معده, شکم
او در طول سفر با ماشین موجی از حالت تهوع را در معده خود احساس کرد.
the unpleasant feeling caused by an illness or injury

درد
درد ناشی از آفتابسوختگی خواب را برایش سخت کرده بود.
to consume illegal drugs, especially on a habitual basis

(مواد مخدر) مصرف کردن
آنها از زمانی که جوان بودند مصرف میکنند.
any illegal substance that people take in order to experience its mental or physical effects

ماده مخدر
استفاده از مواد مخدر میتواند به عواقب ویرانگری منجر شود، از جمله اوردوز، زندان و روابط شکسته.
on many occasions

اغلب, بیشتر وقتها
او اغلب در رویدادهای فرهنگی شهر شرکت میکند.
a relation by which things or people are associated or linked

ارتباط, رابطه، ربط، پیوند
بین ورزش منظم و بهبود سلامت روان ارتباط مستقیمی وجود دارد.
