to become closed with buttons, etc.

بستن, محکم کردن
کت او با یک دکمه بسته میشد، که یقه را کمی باز میگذاشت.
(particularly of clothing or hair) hanging loosely or flowing freely

(لباس یا مو) آزاد, (مو) پریشان
(of clothes) made in a way that closely covers the body

کاملاً اندازه (لباس), قالب
او پیراهنهای فیت را ترجیح میداد که به شکل بدنش دوخته شده بود به جای استیلهای گشاد و کیسهای.
having a refined and graceful appearance or style

شیک, مطابق مد روز
مدل موی عروس ساده اما زیبا بود، با حلقههای آبشاری که صورتش را در امواج نرم قاب میکرد.
the quality of being intellectually refined, worldly, and knowledgeable, often gained through experience, education, or exposure to different cultures

پیچیدگی, ظرافت
ظرافت او در گفتگو باعث میشد که او یک سخنور جذاب باشد.
(in fashion and culture) a person who is greatly admired and recognized for their influence, style, or achievements, especially someone whose look or persona sets trends or becomes timeless

آیکون, نماد
او به لطف حس جسورانهاش در سبک، به یک آیکون فرهنگی تبدیل شد.
stylish, attractive, and often associated with luxury or sophistication

پرزرقوبرق
مهمانی پرزرق و برق پر از افراد مشهور و مهمانان ویژه بود.
brave enough to take risks and do dangerous things

شجاع, بیپروا
آتشنشان نترس به ساختمان در حال سوختن شتافت تا افراد به دام افتاده را نجات دهد.
having an appealing appearance that is stylish

شیک
او در لباس سیاه و کفش های هماهنگش بیزحمت شیک به نظر میرسید.
supporting traditional values and beliefs and not willing to accept any contradictory change

اصولگرا, مذهبی
او دیدگاههای محافظهکارانهای در مورد مسائل اجتماعی مانند ازدواج و نقشهای جنسیتی داشت.
an organized action, usually violent, against an authority, attempting to bring about a change

شورش
سربازان برای سرکوب شورش در شمال فرستاده شدند.
a style of trousers that widen from the knees downward, creating a bell-like shape

شلوار گشاد, شلوار گشاد از زانو به پایین
دهه 1970 به خاطر شلوارهای پاچه گشاد نمادینش معروف بود.
a skirt that is very short, often considered to be a symbol of youthfulness

دامن کوتاه
مجله مد یک مقاله درباره نحوه استایل دادن به دامن های کوتاه برای مناسبت های مختلف ارائه داد.
having a relaxed, worry-free nature

بیخیال, سبکبار
خنده بیپروا او در اتاق طنین انداز شد.
a person's emotional state, especially relating to pleasure, morale, or dejection

روحیه, حالت روحی
افسردگی روحیه او را پایین آورد.
improving or emphasizing someone's good features, making them appear more attractive

زیبنده, برازنده
the tradition of laying out a red carpet for VIPs and celebrities to walk on as they enter or exit an event, usually associated with movie premieres, award shows, and other entertainment industry events

فرش قرمز
a small, shiny, flat or round decorative object that is typically sewn onto garments or accessories to add sparkle and glamour

پولک تزئینی
the exciting and attractive quality of a person, place, etc. that makes them desirable

فریبندگی, جذابیت، زرقوبرق
a delicate cotton or silky cloth made by weaving or knitting threads in an open web-like pattern

توری (پارچه)
پردههای نازک توری در نسیم ملایمی که از پنجرهی باز میوزید به آرامی تکان میخوردند.
the activity of sewing decorative patterns onto a piece of clothing

گلدوزی
لباس عروس با سوزندوزی توری ظریف تزئین شده بود، که به لباس عروس جلوهای زیبا میبخشید.
having little weight or mass, making it easy to carry or move

سبک
او به دلیل آب و هوای ملایم، یک ژاکت سبک انتخاب کرد.
a shirt that is worn by a person in a sports team

پیراهن ورزشی
پیراهن بازیکن پس از بازی گلی شده بود.
a situation where a person feels safe, at ease, and in control, without experiencing stress
having the quality of sticking or bonding objects together

چسبنده, چسبناک
پشت چسبنده نوار به آن اجازه داد تا محکم به سطح بچسبد.
an item of clothing that is worn on the body, including various types of clothing such as shirts, pants, dresses, etc.

لباس
او با دقت هر لباس را قبل از قرار دادن در چمدانش تا کرد، مطمئن شد که آنها بدون چروک باقی بمانند.
all of the clothes that someone owns

مجموعه پوشاک (متعلق به یک فرد), لباس
گنجینه گسترده لباسهای او شامل کت و شلوارها، پوشاک معمولی و تجهیزات ورزشی برای هر مناسبت میشود.
exposed to view or external elements

بیپوشش, در معرض دید
او غذا را باز گذاشت، که حشرات را جذب کرد.
to provide support or lift to something or someone, often by bearing the weight or preventing it from falling or collapsing

(بالا) نگه داشتن
کمربند ایمنی کارگر را در محل ساخت و ساز بلندمرتبه نگه داشت.
(of a part of the body) not covered by any clothing

برهنه, لخت
سینه برهنه او پس از یک تمرین شدید در باشگاه از عرق میدرخشید.
an evening spent outside the home for entertainment or social activity

شب بیرون
جشن تولد او به یک شب بیرون خاطرهانگیز تبدیل شد.
to achieve two goals at the same time only by taking one action

با یک تیر دو نشان زدن, با یک کار دو هدف را پیش بردن
جلسه با یک کار دو هدف را پیش برد: هم مشکل بودجه حل شد، هم تاریخ رونمایی مشخص شد.
occurring or moving with great speed

سریع, تند
او در یادگیری زبان جدید پیشرفت سریعی داشت.
to make an attempt at matching or surpassing someone or something, particularly by the means of imitation

برابری جستن با, تقلید کردن، رقابت کردن با
او سخت کار کرد تا موفقیت مربی خود را در دنیای کسبوکار تقلید کند.
to connect or combine two objects, ideas, or people, often because they complement or work well together

جفت کردن, ترکیب کردن
سرآشپز با مهارت شراب را با هر غذا جفت کرد تا طعمها را تقویت کند.
designed with a waistband that sits above the natural waistline

کمر بلند
برش کمر بلند دامن، اندام او را بلندتر نشان میداد.
having refined taste, elegance, and knowledge of complex matters

باهوش و آگاه
حس طنز پیچیده او باعث شد در گردهماییهای اجتماعی محبوب شود.
to act so differently that it changes traditional or previous methods or approaches

ساختارشکنی کردن, تحولآفرینی کردن
شرکت با آزاد گذاشتن ساعت کاری کارمندان، ساختارشکنی کرد.
a refreshing change that brings new energy, ideas, or improvement to a situation

هوای تازه, نسیم تغییر
طرحهای نوآورانه او هوای تازهای به صنعت مد منسوخ شده بخشید.
to develop from a simple form to a more complex or sophisticated one over an extended period

تکامل یافتن, دگرگون شدن
نظریههای علمی تکامل مییابند با ظهور شواهد و درک جدید.
a long elegant dress that is usually worn on formal occasions or events that take place after evening

لباس شب رسمی
لباس شب از ابریشم ساخته شده بود و زیر نورها میدرخشید.
to remain strong, valuable, or effective over a long period, despite changes or challenges

در اثر مرور زمان ارزش خود را ثابت کردن, خوب دوام آوردن
improving or emphasizing someone's good features, making them appear more attractive

زیبنده, برازنده
a small, decorative object made from various materials, pierced with a hole and attached to clothing, accessories, or jewelry

مهره, دانه
او مهرهها را به پارچه برای تزئین اضافه کرد.
to attract a lot of interest or attention because of how great someone or something looks

همه نگاهها را به خود جلب کردن, چشمها را خیره کردن
آن خودروی اسپرت خوشفرم، با موتور غران و طراحی چشمگیرش وقتی در خیابان میتازد همه نگاهها را به خود جلب میکند.
a piece of underwear worn by women to cover and support their breasts

سوتین
فروشگاه طیف گستردهای از سایزهای سوتین را برای تناسب با انواع مختلف بدن ارائه میدهد.
the round dark area on a person's chest, which from female ones babies can drink milk

نوک پستان
پیرسینگ نوک پستان یک بیانیه جسورانه مد بود که با یک حلقه نقره تزئین شده بود.
something that protects or conceals a thing by being put over, on, or around it

روکش
همانطور که طوفان نزدیک میشد، خانواده عجله کردند تا یک پوشش برای چیدمان پیکنیک خود پیدا کنند تا آن را از باران محافظت کنند.
characterized by simplicity, the use of basic geometric forms, clean lines, and a reduction to essential elements, often with an emphasis on space and the absence of ornamentation

ساده و بدون تزئین
هنر مینیمال اغلب بر روی خلوص شکل و رنگ تمرکز دارد، با حذف تمام عناصر غیر ضروری.
designed with part of the shoulders exposed, often for style in clothing

شانهباز, با شانههای باز
بلوز دارای طراحی نرم شانه باز برای تابستان بود.
| واژگان کلیدی تاپهای روزمره و کاربردی | |||
|---|---|---|---|
| تاپ لولهای | تاپ پپلوم | پیراهن فلانل | تاپ هالتر |
| پیراهن زیر | بلوز | پیراهن | یقه اسکی |
| پیراهن بوش | محافظ جوش | ||
