کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First) - کنترل، مسئولیت یا تغییر

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
to [take] charge [عبارت]
اجرا کردن

مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن

Ex: As a manager , he knows when to take charge and guide his team toward goals .
to fulfill [فعل]
اجرا کردن

محقق کردن

Ex:

سازمان مأموریت خود را با تحویل منابع به مناطق آسیب‌دیده از بلایا انجام داد.

اجرا کردن

مسئولیت

Ex: As the event organizer , she has the responsibility of coordinating all logistics .

به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.

اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

اجرا کردن

دور نگه داشتن

Ex:

او از قلاده استفاده کرد تا سگش را از باغ همسایه دور نگه دارد.

اجرا کردن

مانع افزایش شدن

Ex: We must find ways to keep down expenses in our household budget .

ما باید راه‌هایی پیدا کنیم تا هزینه‌ها را در بودجه خانوارمان پایین نگه داریم.

to keep in [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex:

به نگهبان امنیت دستور داده شد که پرسنل غیرمجاز را در لابی نگه دارد.

to dominate [فعل]
اجرا کردن

سلطه داشتن

Ex: Black cars dominated the parking lot , making the white ones barely noticeable .

ماشین‌های سیاه حاکم بودند بر پارکینگ، که باعث می‌شد ماشین‌های سفید به سختی قابل مشاهده باشند.

control [اسم]
اجرا کردن

کنترل

Ex: The manager lost control when the meeting became chaotic .

مدیر کنترل را از دست داد وقتی جلسه آشفته شد.

breakdown [اسم]
اجرا کردن

اختلال

Ex: He called for roadside assistance after experiencing an engine breakdown .

او پس از تجربه خرابی موتور، درخواست کمک جاده‌ای کرد.

اجرا کردن

(از نظر روانی) از هم پاشیدن

Ex: Despite appearing strong on the outside , he started to fall apart internally , grappling with hidden anxieties .

علیرغم ظاهر قوی در بیرون، او شروع به فروپاشی درونی کرد، با اضطراب‌های پنهان دست و پنجه نرم می‌کرد.

اجرا کردن

با شکست مواجه شدن

Ex: Our vacation plans may fall through if the weather forecast predicts a storm .

برنامه‌های تعطیلات ما ممکن است به هم بخورد اگر پیش‌بینی آب و هوا طوفان را پیش‌بینی کند.

to affect [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: Lack of proper nutrition can affect a child 's physical and cognitive development .

کمبود تغذیه مناسب می‌تواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

تبدیل کردن

Ex: The training program is designed to transform beginners into skilled professionals .

برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.

اجرا کردن

تأثیر گذاشتن

Ex: Economic policies implemented by governments can influence the overall prosperity of a nation .

سیاست‌های اقتصادی اجرا شده توسط دولت‌ها می‌توانند تأثیر بگذارند بر رفاه کلی یک ملت.

to disturb [فعل]
اجرا کردن

به هم زدن

Ex: The bird flew off as soon as the branch it perched on was disturbed .

پرنده به محض اینکه شاخه‌ای که روی آن نشسته بود آشفت شد، پرواز کرد.

to undo [فعل]
اجرا کردن

باز کردن

Ex: To take a break , she decided to undo the buttons of her jacket and relax for a moment .

برای استراحت کردن، او تصمیم گرفت دکمه‌های ژاکت خود را باز کند و برای لحظه‌ای آرام بگیرد.

اجرا کردن

ناگهان خاتمه دادن

Ex: She breaks off the conversation whenever her phone rings .

او هر زمان که تلفنش زنگ می‌زند مکالمه را قطع می‌کند.

to call off [فعل]
اجرا کردن

لغو کردن

Ex: We might need to call off the picnic if it keeps raining .

ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.

کمبریج انگلیسی: FCE (B2 First)
مدیریت مقادیر، سطوح و دسترسی اعضای بدن و حواس تجارت، پول و ارزش چالش‌ها، مهارت‌ها و توانایی‌ها
جامعه، زندگی و زیرساخت کنترل، مسئولیت یا تغییر آسیب، خطر یا شکست قیدها و عبارات قیدی
علم، آموزش و اکتشاف هنرهای خلاقانه تجهیزات یا اشیاء سرگرمی‌ها، اوقات فراغت و فعالیت‌های اجتماعی
احساسات و عواطف رویدادهای زنده و اجراها ویژگی‌ها و رفتارهای شخصی ارزیابی‌ها و کیفیت‌ها
غذا و حواس سلامتی و پزشکی قانون و جرم مکان‌ها و سازه‌ها
افراد و پویایی های اجتماعی مدیریت و مقابله با موقعیت‌ها ویژگی‌های جغرافیایی و بدنه‌های آبی پدیده‌های طبیعی و تأثیر انسان
سبک و ارائه شخصی تأثیر انسان، منابع و پایداری تفکر، درک و پردازش اطلاعات ایده ها، برنامه ریزی & حل مسئله
ارتباط بین فردی پویایی رابطه و رفتار اجتماعی ورزش و تناسب اندام Wildlife
فناوری و محاسبات زمان و توالی رسانه و محتوا حرکت و حرکت فیزیکی
سفر و ماجراجویی حرفه‌ای و محیط کسب‌وکار استخدام و انتقالات شغلی