مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن
محقق کردن
سازمان مأموریت خود را با تحویل منابع به مناطق آسیبدیده از بلایا انجام داد.
مسئولیت
به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
مانع افزایش شدن
ما باید راههایی پیدا کنیم تا هزینهها را در بودجه خانوارمان پایین نگه داریم.
سلطه داشتن
ماشینهای سیاه حاکم بودند بر پارکینگ، که باعث میشد ماشینهای سفید به سختی قابل مشاهده باشند.
کنترل
مدیر کنترل را از دست داد وقتی جلسه آشفته شد.
اختلال
او پس از تجربه خرابی موتور، درخواست کمک جادهای کرد.
(از نظر روانی) از هم پاشیدن
علیرغم ظاهر قوی در بیرون، او شروع به فروپاشی درونی کرد، با اضطرابهای پنهان دست و پنجه نرم میکرد.
با شکست مواجه شدن
برنامههای تعطیلات ما ممکن است به هم بخورد اگر پیشبینی آب و هوا طوفان را پیشبینی کند.
تحتتأثیر قرار دادن
کمبود تغذیه مناسب میتواند بر رشد جسمی و شناختی کودک تأثیر بگذارد.
تبدیل کردن
برنامه آموزشی طراحی شده است تا مبتدیان را به متخصصان ماهر تبدیل کند.
تأثیر گذاشتن
سیاستهای اقتصادی اجرا شده توسط دولتها میتوانند تأثیر بگذارند بر رفاه کلی یک ملت.
به هم زدن
پرنده به محض اینکه شاخهای که روی آن نشسته بود آشفت شد، پرواز کرد.
باز کردن
برای استراحت کردن، او تصمیم گرفت دکمههای ژاکت خود را باز کند و برای لحظهای آرام بگیرد.
ناگهان خاتمه دادن
او هر زمان که تلفنش زنگ میزند مکالمه را قطع میکند.
لغو کردن
ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.