سطح مبتدی - Essen
اینجا شما کلمات اساسی درباره غذا مانند گرسنگی، تشنگی، صبحانه و رستوران را یاد میگیرید که برای زبانآموزان سطح A1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Das Gefühl, wenn der Körper Nahrung braucht

گرسنگی
او زیاد میخورد زیرا گرسنگی زیادی دارد.
Ein Ort, wo man Kaffee, Kuchen und kleine Snacks trinken oder essen kann

کافه, کافیشاپ
بعد از کار، اغلب به کافه میروم تا استراحت کنم.
Ein Ort, an dem man Essen und Getränke bestellen und genießen kann

رستوران
رستوران میزهای زیادی دارد.
Ein kleines Restaurant oder eine Gaststätte, oft mit regionaler Küche

رستوران, مهمانخانه
مکان پر است.
Das Gefühl, wenn der Körper Wasser braucht

تشنگی
تشنگی از گرسنگی قویتر بود.
Die erste Mahlzeit des Tages, die morgens gegessen wird

صبحانه
هتل یک صبحانه خوب ارائه میدهد.
Das Verlangen, etwas zu essen

اشتها, میل به غذا
بوی پیتزا اشتهای مرا بیدار میکند.
Eine Liste mit allen Gerichten und Getränken, die in einem Restaurant angeboten werden

منوی غذا, منو
او منو را با دقت بسیار مطالعه میکند.
Flüssigkeit in den Mund nehmen und schlucken

نوشیدن
کودکان مجاز به نوشیدن الکل نیستند.
Morgens eine Mahlzeit essen

صبحانه خوردن
او هرگز زیاد صبحانه نمیخورد.