سطح مبتدی - سرگرمیها و تفریحات
اینجا تو کلمات برای سرگرمیها و تفریح مانند فوتبال، ورزش، رقص و شنا را یاد میگیری، که برای زبانآموزان سطح A1 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Eine kurze Reise oder Fahrt zum Spaß oder zur Erholung

گردش, گشتوگذار، سفر
آنها در حال برنامهریزی برای یک سفر به دریا هستند.
Zeit ohne Arbeit oder Pflicht

اوقات فراغت, وقت آزاد
کودکان همچنین به وقت آزاد برای بازی نیاز دارند.
Ein Spiel mit einem Ball, bei dem zwei Teams Tore schießen

فوتبال
کودکان در پارک فوتبال بازی میکنند.
Etwas, das man in der Freizeit gern macht

سرگرمی
او دوست دارد در مورد سرگرمیاش صحبت کند.
Körperliche Aktivität, die zur Gesundheit oder Unterhaltung dient

ورزش
کدام ورزش را بیشتر دوست داری ؟
Eine Gruppe von Menschen mit gemeinsamen Interessen

باشگاه, انجمن، کانون
در انجمن، او فوتبال بازی میکند.
Sich im Wasser fortbewegen

شنا کردن
بچهها در استخر شنا میکنند.
Eine unterhaltsame Aktivität machen

بازی کردن
آنها در حال بازی قایمباشک هستند.
Längere Fußwanderungen in der Natur unternehmen

پیادهروی کردن, راهپیمایی کردن، گشتن
ما 20 کیلومتر از میان جنگل پیادهروی کردیم.
Etwas ansehen, meist ein Gebäude oder einen Ort

بازدید کردن, دیدن، دیدن کردن
آنها از بسیاری از جاذبههای گردشگری بازدید میکنند.