واژگان برای اعداد به آلمانی

اینجا اعداد از یک تا بیست و اعداد مهم مانند صد و هزار را یاد می‌گیری، که برای زبان‌آموزان سطح A1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
eins [عدد]
اجرا کردن

یک

Ex: Eins plus eins ist zwei.

یک به اضافه یک برابر دو است.

zwei [عدد]
اجرا کردن

دو

Ex: Zwei plus drei ist fünf.

دو به علاوه سه برابر با پنج است.

drei [عدد]
اجرا کردن

سه

Ex: Ich habe drei Bücher.

من سه کتاب دارم.

vier [عدد]
اجرا کردن

چهار

Ex: Ich sehe vier Vögel.

من چهار پرنده می‌بینم.

fünf [عدد]
اجرا کردن

پنج

Ex: Ich kaufe fünf Äpfel.

من پنج سیب می‌خرم.

sechs [عدد]
اجرا کردن

شش

Ex: Ich habe sechs Bücher gelesen.

من شش کتاب خوانده‌ام.

sieben [عدد]
اجرا کردن

هفت

Ex: Ich habe sieben Tage frei.

من هفت روز مرخصی دارم.

acht [عدد]
اجرا کردن

هشت

Ex: Ich habe acht Euro.

من هشت یورو دارم.

neun [عدد]
اجرا کردن

نه

Ex: Ich sehe neun Vögel.

من نه پرنده می‌بینم.

zehn [عدد]
اجرا کردن

ده

Ex: Ich habe zehn Euro.

من ده یورو دارم.

elf [عدد]
اجرا کردن

یازده

Ex: Der Bus kommt um elf Uhr.

اتوبوس در ساعت یازده می‌رسد.

zwölf [عدد]
اجرا کردن

دوازده

Ex: Zwölf Schüler sind heute krank.

دوازده دانش‌آموز امروز بیمار هستند.

dreizehn [عدد]
اجرا کردن

سیزده

Ex: Heute sind dreizehn Schüler in der Klasse.

امروز سیزده دانش‌آموز در کلاس هستند.

vierzehn [عدد]
اجرا کردن

چهارده

Ex: Sie ist vierzehn Jahre alt.

او چهارده ساله است.

fünfzehn [عدد]
اجرا کردن

پانزده

Ex: Er hat fünfzehn Stifte.

او پانزده خودکار دارد.

sechzehn [عدد]
اجرا کردن

شانزده

Ex: Sie hat sechzehn Bücher gelesen.

او شانزده کتاب خوانده است.

siebzehn [عدد]
اجرا کردن

هفده

Ex: Sie hat siebzehn Bücher gelesen.

او هفده کتاب خوانده است.

achtzehn [عدد]
اجرا کردن

هجده

Ex: Sie hat achtzehn Bücher gelesen.

او هجده کتاب خوانده است.

neunzehn [عدد]
اجرا کردن

نوزده

Ex: Ich habe neunzehn Fotos gemacht.

من نوزده عکس گرفتم.

zwanzig [عدد]
اجرا کردن

بیست

Ex: Zwanzig Euro, bitte.

بیست یورو، لطفاً.

dreißig [عدد]
اجرا کردن

سی

Ex: Ich brauche dreißig Minuten zum Laufen.

من برای راه رفتن به سی دقیقه نیاز دارم.

vierzig [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: Er zahlt vierzig Euro für das Ticket.

او چهل یورو برای بلیط می‌پردازد.

fünfzig [عدد]
اجرا کردن

پنجاه

Ex: Sie bekam fünfzig Rosen zum Geburtstag.

او پنجاه گل رز برای تولدش دریافت کرد.

sechzig [عدد]
اجرا کردن

شصت

Ex: Die Tour kostet sechzig Dollar.

تور شصت دلار هزینه دارد.

siebzig [عدد]
اجرا کردن

هفتاد

Ex: Das Museum hat siebzig Ausstellungsstücke.

موزه هفتاد قطعه نمایشی دارد.

achtzig [عدد]
اجرا کردن

هشتاد

Ex: Achtzig Prozent der Schüler bestehen.

هشتاد درصد دانش‌آموزان قبول می‌شوند.

neunzig [عدد]
اجرا کردن

نود

Ex: Neunzig Prozent der Erde sind erforscht.

نود درصد زمین کاوش شده است.

hundert [عدد]
اجرا کردن

صد

Ex: Ich habe hundert Euro gespart.

من صد یورو پس‌انداز کرده‌ام.

tausend [عدد]
اجرا کردن

هزار

Ex: Tausend Dank für deine Hilfe!

هزار تشکر برای کمک شما!

die Million [اسم]
اجرا کردن

میلیون

Ex: Eine Million Sterne sind am Himmel zu sehen.

یک میلیون ستاره در آسمان قابل مشاهده است.

اجرا کردن

میلیارد

Ex: Die App hat eine Milliarde Nutzer.

اپلیکیشن یک میلیارد کاربر دارد.

die Nummer [اسم]
اجرا کردن

شماره

Ex: Jeder Spieler hat eine Nummer.

هر بازیکن یک شماره دارد.