واژگان برای ارتباطات و رسانه به زبان آلمانی

اینجا شما کلمات مربوط به ارتباطات و رسانه‌ها مانند تماس تلفنی، ایمیل، روزنامه و اینترنت را یاد می‌گیرید که برای زبان‌آموزان سطح A1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
der Anruf [اسم]
اجرا کردن

تماس (تلفنی)

Ex: Kannst du mir später einen Anruf machen?

می‌توانی بعداً به من یک تماس بزنی؟

der Brief [اسم]
اجرا کردن

نامه

Ex: Der Brief liegt auf dem Tisch.

نامه روی میز است.

die E-mail [اسم]
اجرا کردن

ایمیل

Ex: Hast du meine E-Mail bekommen?

آیا ایمیل من را دریافت کردی؟

die Zeitung [اسم]
اجرا کردن

روزنامه

Ex: Die Zeitung liegt auf dem Tisch.

روزنامه روی میز است.

der Film [اسم]
اجرا کردن

فیلم

Ex: Dieser Film ist sehr lang.

این فیلم خیلی طولانی است.

die Ansage [اسم]
اجرا کردن

اطلاعیه

Ex: Habt ihr die Ansage verstanden?

آیا اعلامیه را فهمیدید؟

die Anzeige [اسم]
اجرا کردن

تبلیغ

Ex: Ich habe eine Anzeige für mein Auto geschaltet.

من یک آگهی برای ماشینم گذاشتم.

اجرا کردن

اطلاعیه

Ex: Alle warteten auf die Durchsage.

همه منتظر اعلامیه بودند.

اجرا کردن

بروشور

Ex: Der Prospekt zeigt Urlaubsorte.

بروشور مکان‌های تعطیلات را نشان می‌دهد.

das Foto [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: Das Foto ist schön.

عکس زیباست.

اجرا کردن

گفت‌وگو

Ex: Das Gespräch war interessant.

گفتگو جالب بود.

اجرا کردن

اینترنت

Ex: Das Internet ist schnell.

اینترنت سریع است.

اجرا کردن

فرستنده

Ex: Wer ist der Absender dieses Pakets?

فرستنده این بسته کیست؟

اجرا کردن

گیرنده

Ex: Wer ist der Empfänger dieses Briefes?

دریافت‌کننده این نامه کیست؟

schicken [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: Sie schickt ein Paket nach Berlin.

او یک بسته را به برلین می‌فرستد.

اجرا کردن

تلفنی صحبت کردن

Ex: Er telefoniert jeden Tag mit seinem Freund.

او هر روز با دوستش تلفن می‌زند.

fernsehen [فعل]
اجرا کردن

تلویزیون تماشا کردن

Ex: Er sieht gerade Nachrichten fern.

او در حال حاضر اخبار را در تلویزیون تماشا می‌کند.

besetzt [صفت]
اجرا کردن

اشغال

Ex: Warum ist dein Telefon immer besetzt?

چرا تلفن شما همیشه مشغول است؟

anklicken [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex: Ich klicke das Icon an.

من روی آیکون کلیک می‌کنم.

sprechen [فعل]
اجرا کردن

صحبت کردن

Ex: Sprichst du Englisch?

آیا انگلیسی صحبت می‌کنی؟

sagen [فعل]
اجرا کردن

گفتن

Ex: Sie sagt eine Geschichte.

او یک داستان می‌گوید.

bekommen [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: Sie bekommt viele E-Mails.

او ایمیل‌های زیادی دریافت می‌کند.

erklären [فعل]
اجرا کردن

توضیح دادن

Ex: Der Lehrer erklärt die Aufgabe.

معلم توضیح می‌دهد وظیفه را.