واژگان برای اشیاء و دستگاه‌ها به زبان آلمانی

اینجا شما کلماتی برای اشیاء و دستگاه‌هایی مانند تلفن همراه، کامپیوتر، تخت و میز یاد می‌گیرید که برای زبان‌آموزان سطح A1 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح مبتدی
fa flag

تمبر

Ex: Diese Briefmarke ist sehr selten.

این تمبر بسیار نادر است.

das Handy [اسم]
fa flag

تلفن همراه

Ex: Ich lade mein Handy auf.

من در حال شارژ کردن تلفن همراه خود هستم.

das Telefon [اسم]
fa flag

تلفن

Ex: Ich spreche am Telefon.

من در حال صحبت با تلفن هستم.

fa flag

کامپیوتر

Ex: Ich arbeite am Computer.

من روی کامپیوتر کار می‌کنم.

der Drucker [اسم]
fa flag

چاپگر

Ex: Ich brauche neues Papier für den Drucker.

من به کاغذ جدید برای پرینتر نیاز دارم.

das Bild [اسم]
fa flag

عکس

Ex: Das Museum zeigt viele alte Bilder.

موزه بسیاری از تصاویر قدیمی را نشان می‌دهد.

fa flag

مداد

Ex: Dieser Bleistift schreibt sehr gut.

این مداد بسیار خوب می‌نویسد.

fa flag

خودکار

Ex: Der Kugelschreiber ist leer.

خودکار خالی است.

das Papier [اسم]
fa flag

کاغذ

Ex: Das Papier ist weiß.

کاغذ سفید است.

das Gepäck [اسم]
fa flag

چمدان

Ex: Bitte tragen Sie Ihr Gepäck nicht alleine.

لطفاً بار خود را به تنهایی حمل نکنید.

der Plan [اسم]
fa flag

نقشه

Ex: Der Plan zeigt alle Straßen der Stadt.

نقشه تمام خیابان‌های شهر را نشان می‌دهد.

das Licht [اسم]
fa flag

چراغ

Ex: Das Licht im Bad funktioniert nicht.

نور در حمام کار نمی‌کند.

das Bett [اسم]
fa flag

تختخواب

Ex: Ich gehe jeden Abend ins Bett.

من هر شب به تخت می‌روم.

fa flag

یخچال

Ex: Im Kühlschrank sind viele Lebensmittel.

در یخچال غذاهای زیادی وجود دارد.

die Flasche [اسم]
fa flag

بطری

Ex: Ich trinke aus der Flasche.

من از بطری می‌نوشم.

der Herd [اسم]
fa flag

اجاق‌گاز

Ex: Ich koche das Essen auf dem Herd.

من غذا را روی اجاق می‌پزم.

fa flag

کلید

Ex: Der Schlüssel passt nicht ins Schloss.

کلید به قفل نمی‌خورد.

der Schrank [اسم]
fa flag

کمد

Ex: Ich habe viele Hemden im Schrank.

من پیراهن‌های زیادی در کمد دارم.

das Sofa [اسم]
fa flag

کاناپه

Ex: Ich sitze gerne auf dem Sofa und lese.

من دوست دارم روی مبل بنشینم و بخوانم.

der Tisch [اسم]
fa flag

میز

Ex: Ich lege das Buch auf den Tisch.

من کتاب را روی میز می‌گذارم.

das Glas [اسم]
fa flag

لیوان

Ex: Das Glas ist voll mit Saft.

لیوان پر از آبمیوه است.

fa flag

بلیط

Ex: Die Fahrkarte kostet zehn Euro.

بلیط ده یورو هزینه دارد.