سطح بالای متوسط - فریب و گمراهی
اینجا شما کلماتی برای فریب و گمراهی مانند کلاهبرداری، فریب، دستکاری و توهم را یاد خواهید گرفت که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Eine Verpackung, die den Inhalt größer oder wertvoller erscheinen lässt als er ist

بسته فریبدهنده, بسته تقلبی
مدافعان مصرفکنندگان در مورد این بستهبندیهای گمراهکننده هشدار میدهند.
Neugier, Interesse oder Begierde wecken

وسوسه کردن
بوی کیک تازه پخته شده مرا وسوسه میکند تا میانوعده بخورم.
Das absichtliche Täuschen oder Verwirren

اغفال, گمراهکردن
تبلیغات اغلب حاوی گمراهکنندگی است.
Eine falsche Handlung, um Geld oder Vorteile zu bekommen. Es ist verboten

کلاهبرداری, تقلب، فریبکاری
کلاهبرداری به شدت به قربانیان آسیب میزند.
Das gezielte Beeinflussen oder Verändern von etwas

دستکاری
دستکاری انتخابات یک مشکل جدی است.
Ein falscher Eindruck oder Schein

توهم, خیال
او در توهم موفقیت زندگی میکرد.
Falsche Angaben auf einem Produktetikett

برچسب جعلی, تبلیغات جعلی
تقلب برچسب غیرقانونی است.
Eine Person, die betrügt oder täuscht

کلاهبردار, شیاد
نباید به کلاهبردار اعتماد کرد.
Jemand, der sich verstellt und täuscht

شیاد, کلاهبردار، شارلاتان
آنها به سرعت متقلب را تشخیص دادند.
Jemanden absichtlich falsch informieren

اغفال کردن, گمراه کردن، به اشتباه انداختن
میتوان به راحتی فریب داد.
Etwas absichtlich zu seinem Vorteil steuern oder verändern

دستکاری کردن, دخل و تصرف کردن
نباید دادهها را دستکاری کرد.
Etwas so tun, als ob es wahr wäre

تظاهر کردن, وانمود کردن
او علاقه تظاهر میکند با وجود اینکه حوصلهاش سر رفته است.
Etwas unecht machen, um zu täuschen

جعل کردن, دستکاری کردن
نباید اسناد را جعل کرد.
Kleine oder harmlose Lügen erzählen

دروغ گفتن
او اغلب دروغ میگوید، اما هیچکس آن را جدی نمیگیرد.
Täuschend oder nicht echt

فریبنده, واهی، بیهوده، باطل
یک احساس فریبآمیز از امنیت.
Schlau und hinterlistig

حیلهگر, فریبکار
این یک ایده زیرک و حیلهگرانه بود.
Das absichtliche Lügen unter Eid

شهادت دروغ
شهادت دروغ یک جرم جدی است.
Täuschung, um jemanden zu betrügen

کلاهبرداری, شیادی
بسیاری از مردم در دام کلاهبرداری در اینترنت میافتند.
Das Verbergen der wahren Gefühle oder Absichten

تظاهر, ظاهرسازی
با پنهان کردن او احساسات واقعی خود را پنهان کرد.
Das Anlocken oder Verlocken zu etwas Verbotenem oder Unvernünftigem

وسوسه, اغوا
او قربانی وسوسه پول آسان شد.
Falsches Verhalten, das Ehrlichkeit oder Gefühle nur vortäuscht

ظاهرسازی, ریاکاری
او ریاکاری سیاستمداران را تشخیص داد و دیگر به آنها اعتماد نکرد.
So tun, als wäre man ehrlich oder gut, obwohl man es nicht ist

متظاهرانه, ریاکارانه
او با خشم منافقانه واکنش نشان داد، اگرچه خودش مقصر بود.
