Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
to chain [فعل]
اجرا کردن

زنجیر کردن

Ex: The gatekeeper will chain the entrance to restrict access to the private property .

نگهبان ورودی را زنجیر می‌کند تا دسترسی به ملک خصوصی محدود شود.

اجرا کردن

(از گیر) درآوردن

Ex: The cat struggled to disentangle itself from the threads of yarn it had played with .

گربه برای رها کردن خود از نخ‌های کاموایی که با آن بازی کرده بود تقلا کرد.

mobility [اسم]
اجرا کردن

تحرک

Ex: The mobility of young professionals is often a key factor in their career success .

تحرک حرفه‌ای جوانان اغلب یک عامل کلیدی در موفقیت شغلی آن‌ها است.

اجرا کردن

با عجله رفتن

Ex: When the rain started , everyone shot off to find shelter .

وقتی باران شروع شد، همه به سرعت رفتند تا پناهگاهی پیدا کنند.

to stow [فعل]
اجرا کردن

ذخیره کردن

Ex: We are stowing luggage in the closet to make room for guests .

ما در حال جایگذاری چمدان‌ها در کمد هستیم تا برای مهمانان جا باز کنیم.

to squeeze [فعل]
اجرا کردن

فشردن

Ex: He squeezed the large furniture through the narrow doorway with some difficulty .

او با کمی دشواری مبلمان بزرگ را از درگاه تنگ فشرد.

to turn up [فعل]
اجرا کردن

رسیدن

Ex: The volunteer turned up for the cleanup without being asked .

داوطلب بدون اینکه از او خواسته شود برای نظافت آمد.

to flock [فعل]
اجرا کردن

جمع شدن

Ex: In the evening , spectators will flock to the stadium for the concert .

عصرگاه، تماشاگران برای کنسرت به استادیوم جمع خواهند شد.

to rip [فعل]
اجرا کردن

پاره کردن

Ex: With a single tug , he managed to rip the letter into shreds out of anger .

با یک کشش، او توانست از روی عصبانیت نامه را پاره کند.

to caper [فعل]
اجرا کردن

پریدن

Ex: To express their happiness , the friends started to caper together on the beach .

برای بیان خوشحالی خود، دوستان شروع به جست و خیز کردن در کنار ساحل کردند.

to fidget [فعل]
اجرا کردن

بی‌قرار بودن

Ex: The dog fidgeted with excitement as his owner approached with the leash for their walk .

سگ از هیجان ول خورد در حالی که صاحبش با قلاده برای پیاده‌روی نزدیک می‌شد.

to flap [فعل]
اجرا کردن

بال زدن

Ex: The windmill blades steadily flapped in the wind , generating renewable energy .

پره‌های آسیاب بادی به طور منظم در باد تکان می‌خوردند، انرژی تجدیدپذیر تولید می‌کردند.

to line [فعل]
اجرا کردن

to form a row or be positioned along the edge of something

Ex: Soldiers lined the path for the parade .
to pile [فعل]
اجرا کردن

تلنبار کردن

Ex: Can you pile the dirty laundry in the hamper for washing ?

آیا می‌توانید لباس‌های کثیف را برای شستشو در سبد روی هم بگذارید؟

to seal [فعل]
اجرا کردن

مهر و موم کردن

Ex: The plastic bag was sealed with a heat sealer , ensuring airtight packaging for the perishable items .

کیسه پلاستیکی با یک دستگاه مهر و موم حرارتی مهر و موم شد، که بسته‌بندی هوابندی برای اقلام فاسدشدنی را تضمین می‌کند.

to slap [فعل]
اجرا کردن

سیلی زدن

Ex: He slapped the wet cloth onto the spill to absorb the liquid quickly .

او پارچه خیس را روی ریخته‌گی کوبید تا مایع را سریع جذب کند.

to stack [فعل]
اجرا کردن

انباشته کردن

Ex: Can you stack the dishes in the dishwasher before starting it ?

آیا می‌توانید قبل از روشن کردن ماشین ظرفشویی، ظروف را در آن چیده کنید؟

اجرا کردن

سفیدکاری کردن

Ex: The church was whitewashed before the festival .

کلیسا قبل از جشن سفیدکاری شد.

to breach [فعل]
اجرا کردن

نفوذ کردن

Ex: The engineer used explosives to breach the dam and redirect water flow .

مهندس از مواد منفجره برای شکستن سد و تغییر مسیر جریان آب استفاده کرد.

to tap [فعل]
اجرا کردن

به آرامی ضربه زدن

Ex: The carpenter is tapping the wood to check for its quality .

نجار چوب را می‌کوبد تا کیفیت آن را بررسی کند.

to skim [فعل]
اجرا کردن

به آرامی لمس کردن

Ex: The swift bird of prey would often skim the treetops as it sought its prey in the dense forest .

پرنده شکاری سریع اغلب بالای درختان را می‌پوشاند در حالی که در جنگل انبوه به دنبال شکار خود می‌گشت.

to scrub [فعل]
اجرا کردن

با فرچه یا برس تمیز کردن

Ex: Before painting , they scrub the walls to remove any dirt or grease .

قبل از نقاشی، آنها دیوارها را می‌سایند تا هرگونه کثیفی یا چربی را از بین ببرند.

to sift out [فعل]
اجرا کردن

الک کردن

Ex: We need to sift out the best candidates for the job.

ما باید بهترین نامزدها را برای شغل غربالگری کنیم.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها