فهرست واژگان سطح A2 - بدن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره بدن انسان، مانند "پوست"، "استخوان" و "جمجمه" را یاد خواهید گرفت، که برای زبان آموزان سطح A2 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح A2
skin [اسم]
اجرا کردن

پوست

Ex: The doctor advised wearing sunscreen to protect the skin from harmful UV rays .

پزشک توصیه کرد از کرم ضدآفتاب استفاده کنید تا پوست را از پرتوهای مضر UV محافظت کنید.

blood [اسم]
اجرا کردن

خون

Ex: The vampire myth often involves creatures that drink blood .

افسانه خونآشام اغلب شامل موجوداتی است که خون می‌نوشند.

bone [اسم]
اجرا کردن

استخوان

Ex:

زن مسن از پوکی استخوان رنج می‌برد، که باعث استخوان‌های ضعیف می‌شد.

muscle [اسم]
اجرا کردن

ماهیچه

Ex: The physical therapist recommended exercises to strengthen weak muscles .

فیزیوتراپیست تمریناتی را برای تقویت عضلات ضعیف توصیه کرد.

chest [اسم]
اجرا کردن

سینه

Ex: She placed her hand over her chest and felt her heartbeat .

او دستش را روی سینه‌اش گذاشت و ضربان قلبش را احساس کرد.

backbone [اسم]
اجرا کردن

ستون فقرات

Ex: The gymnast demonstrated incredible flexibility in her backbone during her routine .

ژیمناست در طول اجرای خود انعطاف‌پذیری باورنکردنی در ستون فقرات خود نشان داد.

breath [اسم]
اجرا کردن

نفس

Ex: The baby 's breath was warm against her cheek .

نفس نوزاد گرم روی گونه‌اش بود.

breathing [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The doctor observed the patient 's breathing to monitor their health .

پزشک تنفس بیمار را برای نظارت بر سلامتی او مشاهده کرد.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex:

بدن چربی را در مناطق مختلفی مانند ران ها، شکم و بازوها ذخیره می کند.

skull [اسم]
اجرا کردن

جمجمه

Ex: The museum displayed a collection of animal skulls from various species .

موزه مجموعه‌ای از جمجمه حیوانات از گونه‌های مختلف را نمایش داد.

gum [اسم]
اجرا کردن

لثه

Ex: The dentist advised massaging the gums with a soft toothbrush for improved circulation .

دندانپزشک ماساژ لثه‌ها با مسواک نرم را برای بهبود گردش خون توصیه کرد.

eyelash [اسم]
اجرا کردن

مژه

Ex: The actress had thick , luxurious eyelashes that accentuated her gaze .

بازیگر مژه‌های ضخیم و مجللی داشت که نگاهش را برجسته می‌کرد.

palm [اسم]
اجرا کردن

کف دست

Ex: The baby grasped her mother 's finger with her tiny palm .

نوزاد با کف دست کوچک خود انگشت مادرش را گرفت.

forearm [اسم]
اجرا کردن

ساعد

Ex: The doctor examined the patient 's forearm for any signs of injury .

پزشک ساعد بیمار را برای یافتن هرگونه نشانه‌ای از آسیب معاینه کرد.

thigh [اسم]
اجرا کردن

ران

Ex: The doctor advised doing exercises to strengthen the thigh muscles .

پزشک توصیه کرد که برای تقویت عضلات ران ورزش کنید.

heel [اسم]
اجرا کردن

پاشنه

Ex:

ورزشکار عضلات ساق پا را کشید تا تنش در پاشنه‌ها را کاهش دهد.

throat [اسم]
اجرا کردن

گلو

Ex: The cold weather made her throat feel dry and scratchy .

هوای سرد گلو او را خشک و خراشیده کرد.

physical [صفت]
اجرا کردن

فیزیکی

Ex:

پزشک یک معاینه جسمی برای ارزیابی وضعیت بیمار انجام داد.

physically [قید]
اجرا کردن

از لحاظ جسمی

Ex: The athlete was physically strong and agile .

ورزشکار از نظر جسمی قوی و چابک بود.

strong [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: The strong muscles of the tiger enabled it to bring down its prey with ease .

عضلات قوی ببر به آن اجازه داد تا با آسانی شکار خود را زمین بزند.

weak [صفت]
اجرا کردن

ضعیف

Ex: He pointed to a weak section in the wall that needed reinforcement .

او به بخش ضعیف در دیوار اشاره کرد که نیاز به تقویت داشت.

wrist [اسم]
اجرا کردن

مچ دست

Ex: The gymnast landed gracefully on her hands , supporting her weight on her wrists .

ژیمناست با ظرافت روی دستانش فرود آمد، وزن خود را روی مچ‌هایش نگه داشت.

brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

elbow [اسم]
اجرا کردن

آرنج

Ex: The tennis player 's powerful serve put a lot of strain on her elbow .

سرویس قدرتمند تنیس‌باز فشار زیادی به آرنج او وارد کرد.

finger [اسم]
اجرا کردن

انگشت

Ex: She accidentally cut her finger while preparing dinner .

او به طور تصادفی انگشت خود را در حال تهیه شام برید.

heart [اسم]
اجرا کردن

قلب

Ex: The heart is a vital organ that pumps blood throughout the body .

قلب یک اندام حیاتی است که خون را در سراسر بدن پمپاژ می‌کند.

human [اسم]
اجرا کردن

انسان

Ex:

پزشک در درمان بیماری‌هایی که انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند تخصص داشت.

shoulder [اسم]
اجرا کردن

شانه

Ex: The massage therapist kneaded the tense muscles in her shoulders , providing relief from stress and tension .

ماساژور عضلات منقبض در شانه‌های او را مالش داد، که باعث تسکین استرس و تنش شد.