فهرست واژگان سطح B1 - موسیقی

در اینجا شما برخی از واژگان انگلیسی مربوط به موسیقی را یاد خواهید گرفت، مانند "کیبورد"، "ترومپت"، "ویلونسل" و غیره که برای زبان آموزان سطح B1 آماده شده است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
فهرست واژگان سطح B1
keyboard [اسم]
اجرا کردن

اُرگ

Ex: She composed a piece for keyboard and orchestra , showcasing the instrument 's versatility .

او قطعه‌ای برای کیبورد و ارکستر تصنیف کرد که همه‌کاره بودن ساز را به نمایش می‌گذارد.

trumpet [اسم]
اجرا کردن

ترومپت

Ex: The trumpet 's clear and piercing sound cut through the air during the outdoor festival .

صدای واضح و نافذ ترومپت در طول جشنواره فضای باز هوا را برید.

accordion [اسم]
اجرا کردن

آکاردئون

Ex: He performed a solo piece on the accordion , showcasing its versatility and expressiveness .

او یک قطعه سولو روی آکاردئون اجرا کرد که نشان دهنده تطبیق پذیری و بیانگری آن بود.

cello [اسم]
اجرا کردن

ویولن‌سل

Ex: He enjoys playing chamber music with friends , featuring the cello 's melodic lines and harmonic support .

او از نواختن موسیقی مجلسی با دوستان لذت می‌برد، با خطوط ملودیک ویولن سل و پشتیبانی هارمونیک آن.

clarinet [اسم]
اجرا کردن

کلارینت

Ex: The clarinet 's warm and resonant tone captivated the audience during the recital .

صدای گرم و طنین‌انداز کلارینت در طول اجرا، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

flute [اسم]
اجرا کردن

فلوت

Ex: The flute 's clear and shimmering tone floated above the orchestra , lending an ethereal quality to the music .

صدای روشن و درخشان فلوت بالای ارکستر شناور بود و به موسیقی کیفیتی اثیری بخشید.

saxophone [اسم]
اجرا کردن

ساکسوفون

Ex: The saxophone 's smooth and velvety tone blended seamlessly with the ensemble 's sound .

صدای نرم و مخملی ساکسیفون به طور بی‌عیبی با صدای گروه ترکیب شد.

band [اسم]
اجرا کردن

گروه موسیقی

Ex:

آن‌ها در دبیرستان یک گروه موسیقی راک تشکیل دادند و از آن زمان تاکنون با هم اجرا می‌کنند.

choir [اسم]
اجرا کردن

گروه کر

Ex: The choir 's harmonious voices filled the cathedral with music during the wedding ceremony .

صداهای هماهنگ کُر در طول مراسم عروسی کلیسا را پر از موسیقی کرد.

conductor [اسم]
اجرا کردن

رهبر ارکستر

Ex: The conductor rehearses with the musicians to achieve the desired interpretation of the music .

رهبر ارکستر با نوازندگان تمرین می‌کند تا تفسیر مورد نظر از موسیقی حاصل شود.

performer [اسم]
اجرا کردن

هنرمند (بازیگر، خواننده، نوازنده و غیره)

Ex: The street performer captivated passersby with their juggling and fire-breathing skills .

هنرمند خیابانی با مهارت‌های ژانگلوری و نفس آتشین خود رهگذران را مسحور کرد.

pianist [اسم]
اجرا کردن

نوازنده پیانو

Ex: The pianist composed a beautiful piece for piano and orchestra , showcasing their talent as both a composer and performer .

پیانیست یک قطعه زیبا برای پیانو و ارکستر تصنیف کرد، که استعدادش را هم به عنوان آهنگساز و هم نوازنده به نمایش گذاشت.

violinist [اسم]
اجرا کردن

ویولن‌زن

Ex: As a child , he dreamed of becoming a world-class violinist and practiced diligently every day .

در کودکی، او رویای تبدیل شدن به یک ویولونیست در سطح جهانی را داشت و هر روز با پشتکار تمرین می‌کرد.

drummer [اسم]
اجرا کردن

نوازنده درام

Ex: The drummer practiced rudiments and exercises daily to improve their speed , accuracy , and coordination .

درامر روزانه اصول و تمرین‌ها را تمرین می‌کرد تا سرعت، دقت و هماهنگی خود را بهبود بخشد.

album [اسم]
اجرا کردن

آلبوم (موسیقی)

Ex: The album topped the charts , selling millions of copies worldwide within its first week of release .

آلبوم به صدر جدول ها رسید و در هفته اول انتشار خود میلیون ها نسخه در سراسر جهان فروخت.

tape [اسم]
اجرا کردن

نوار (کاست)

Ex: The studio 's collection of vintage tapes holds rare recordings of jazz legends from the past century .
to tour [فعل]
اجرا کردن

به شهرهای مختلف رفتن (برای اجرای کنسرت)

Ex: The dance troupe is excited to tour different continents .

گروه رقص برای تور در قاره‌های مختلف هیجان‌زده است.

to publish [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: After months of recording and production , the band is finally ready to publish their debut album .
chorus [اسم]
اجرا کردن

بندبرگردان (شعر، ترانه و...)

Ex: After each verse , the singer returns to the chorus to reinforce the song 's main message .
beat [اسم]
اجرا کردن

ضرب‌آهنگ

Ex: The song 's infectious beat makes it impossible not to tap your foot along with the music .
lyric [اسم]
اجرا کردن

متن ترانه

Ex: The band 's lyrics often explore themes of love , loss , and personal growth .

متن آهنگ‌های گروه اغلب مضامین عشق، از دست دادن و رشد شخصی را بررسی می‌کنند.

MP3 player [اسم]
اجرا کردن

دستگاه پخش موسیقی

Ex:

او ترجیح می‌دهد از یک پخش‌کننده MP3 به جای خدمات استریمینگ استفاده کند چون به اتصال اینترنت نیاز ندارد.

headphones [اسم]
اجرا کردن

هدفون

Ex: The sound quality of these wireless headphones is exceptional , providing a truly immersive listening experience .

کیفیت صدای این هدفون‌های بی‌سیم استثنایی است، تجربه‌ای واقعاً غوطه‌ورکننده از شنیدن ارائه می‌دهد.

microphone [اسم]
اجرا کردن

میکروفن

Ex: During the interview , he leaned closer to the microphone to make sure his responses were audible and clear .

در طول مصاحبه، او به میکروفون نزدیکتر شد تا مطمئن شود پاسخ‌هایش قابل شنیدن و واضح هستند.

karaoke [اسم]
اجرا کردن

کارائوکه

Ex:

کارائوکه به افراد اجازه می‌دهد برای چند دقیقه مانند ستاره‌های راک احساس کنند، بدون توجه به توانایی آوازخوانی آنها.

disc jockey [اسم]
اجرا کردن

دی‌جی

Ex: She started her career as a disc jockey at college parties before landing a gig at a local nightclub .

او کار خود را به عنوان یک دی‌جی در مهمانی‌های دانشگاهی شروع کرد قبل از اینکه در یک شب‌نشینی محلی کار کند.

songwriter [اسم]
اجرا کردن

ترانه‌سرا

Ex: After years of struggle , she finally got recognition as a successful songwriter .

پس از سال‌ها تلاش، او بالاخره به عنوان یک ترانه‌سرا موفق شناخته شد.

tape [اسم]
اجرا کردن

نوار

Ex: The journalist played the tape containing the interview with the famous actor .

روزنامه‌نگار نوار حاوی مصاحبه با بازیگر معروف را پخش کرد.