مغرور
وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد شخصیت، مانند "متکبر"، "مراقبت"، "جسور" و غیره، آماده شده برای زبان آموزان سطح B2 را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مغرور
وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.
شجاع
به عنوان یک رهبر جسور، او بدون ترس با تصمیمات دشوار و چالشها روبرو میشود.
مهربان
در زمانهای بحران، جوامع اغلب گرد هم میآیند و روحیه مهربان خود را نشان میدهند.
محترم
رئیس محترم ارتباطات باز و انصاف را ارزش میگذارد و محیط کاری مثبت و محترمانهای ایجاد میکند.
ناصادق
تقلب در امتحانات یک عمل نادرست است که یکپارچگی علمی را تضعیف میکند.
بیخیال
رئیس ما آسانگیر است تا زمانی که به مهلتهای خود پایبند باشیم.
پرانرژی
شخصیت پر انرژی جک او را به روح مهمانی تبدیل کرده بود، همیشه آماده شرکت در گفتگوها و فعالیتهای پر جنب و جوش.
مشتاق
تشویق پرشور او قدردانی واقعی او از اجرا را نشان داد.
پرانرژی
رهبر پویا تیم خود را با انرژی و اشتیاق بیحد و مرزش الهام میبخشد.
فراموشکار
من مجبور شدم همه چیز را بنویسم چون احساس میکردم به طور غیرعادی فراموشکار هستم.
حریص
شرکتهای حریص سود را بر حفظ محیط زیست ترجیح میدهند که منجر به تخریب زیستمحیطی میشود.
سرد (در رفتار)
رابطه آنها حتی پس از حل اختلاف یخی باقی ماند.
بیقرار
بیصبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.
پرشوروحرارت
کودک پرجنبوجوش در زمین بازی دوید، خندید و با دوستانش بازی کرد.
منطقی
نتیجهگیری منطقی، با توجه به شواهد ارائه شده، این بود که پروژه موفق خواهد شد.
متواضع
دمدمیمزاج
خلق و خوی دمدمی مزاج او پیشبینی واکنشش در هر موقعیت معینی را برای دیگران دشوار میکرد.
بااخلاق
تاجر اخلاقی از کوتاه کردن راه یا مصالحه بر سر کیفیت خودداری کرد، صداقت را بر سود ترجیح داد.
فضول
گزارشگر فضول در مورد جزئیاتی پرسید که به او مربوط نبود.
خوشبین
حتی در مواجهه با سختیها، او نگرشی خوشبینانه حفظ کرد، بر راهحلهای بالقوه تمرکز کرد به جای اینکه بر مشکلات تمرکز کند.
بدبین
چشمانداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهرهوری را کاهش داد.
مشتاق
آنها یک بحث پرشور در مورد آینده انرژیهای تجدیدپذیر در جامعه خود داشتند.
واقعبین
رویکرد عملی او به ما کمک کرد تا در پروژه زمان و پول صرفهجویی کنیم.
منطقی
یک قاضی منطقی شواهد را بدون تعصب وزن میکند.
محترم
محله به خاطر خانههای محترم و باغهای به خوبی نگهداری شدهاش شناخته میشد، که غرور جامعه را منعکس میکرد.
بااعتمادبهنفس
او با لبخندی با اعتماد به نفس وارد اتاق شد.
دلسوز
حساس بودن به تفاوتهای فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم میکند.
راستگو
تلاشهای صادقانه او برای بهبودی توسط همه قابل مشاهده بود.
مصمم
آنها به رویکرد مصمم او در فرزندپروری، که تعادل بین انضباط و دلسوزی را برقرار میکند، تحسین میکنند.
دلسوز
علیرغم تفاوتهایشان، آنها همیشه نسبت به احساسات یکدیگر همدل بودند.
متزلزل (از نظر روانی)
او با خلق و خوی ناپایدار دست و پنجه نرم میکرد، اغلب بین شادی شدید و ناامیدی عمیق در نوسان بود.
بیاعتمادبهنفس
بیان نامطمئن او نشان میداد که به آموزش بیشتری نیاز دارد.
سختگیر
سرپرست سختگیر به دقت ساعات کاری و بهرهوری کارمندان را زیر نظر داشت.
خشن
انفجار خشونتآمیز به ساختمانهای اطراف آسیب رساند.
بامدارا
سرپرست آسانگیر ساعتهای کاری انعطافپذیری را به کارمندانی که نیاز داشتند مسئولیتهای شخصی خود را با وظایف شغلیشان متعادل کنند، اعطا کرد.
سختگیر
گروهبان به خاطر سختگیر اما منصف بودنش شناخته میشد، که انضباط و مسئولیتپذیری را در نیروها نهادینه میکرد.
ناخنخشک
او یک تاجر خسیس است که هرگز بیشتر از نیازش خرج نمیکند.