خوشحال
او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.
در اینجا واژگان واحد 7 از کتاب درسی Headway Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خوشحال"، "هوشمند"، "پرستش"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
خوشحال
او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.
باهوش
دانش آموز باهوش با استفاده از روشهای هوشمندانه یادآوری و تکنیکهای مطالعه در امتحان قبول شد.
باهوش
او یک نویسنده هوشمند با دیدگاهی منحصر به فرد است.
خوشتیپ
مرد جوان خوشتیپ با ظاهر خوشمنظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.
دیوانه
او کارهای دیوانهوار مانند شنا در دریاچه در وسط زمستان انجام میدهد.
خوشحال
او از فرصت امتحان کردن چیزی جدید و هیجانانگیز خوشحال بود.
بزرگ
رستوران وعدههای بزرگ غذا سرو میکرد، اطمینان حاصل میکرد که مشتریان با احساس رضایت ترک کنند.
افتضاح
هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.
مشهور
او در سخنرانی خود به یک نقل قول معروف استناد کرد.
معمولی
برای کودکان طبیعی است که در سازگاری با یک مدرسه جدید کمی مشکل داشته باشند.
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
پرسروصدا
رستوران پر سر و صدا بود، با صدای به هم خوردن ظروف و گفتگوی مشتریان.
بیادب
او با پیامک زدن مداوم در طول فیلم بیادب بود.
کثیف
او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جادهای تمیز کند.
بدبخت
خبر رفتن دوستش او را برای چند روز بدبخت گذاشت.
آهسته
فرآیند کند بهبود زخم به مراقبت منظم نیاز داشت.
سرد
تهویه مطبوع اتاق را خیلی سرد کرد، بنابراین دمای آن را تنظیم کردم.
ترسیده
او از راه رفتن به تنهایی در تاریکی میترسید.
وحشتزده
وقتی صداهای عجیبی بیرون پنجره شنید، احساس ترس کرد.
صحیح
تاریخنگار زمینه تاریخی درست را برای رویداد فراهم کرد.
صحیح
تلفظ صحیح او همه را در کلاس زبان تحت تأثیر قرار داد.
عجیب
عجیب است که خیابانها را در ساعت شلوغی اینقدر خالی ببینیم.
غیر معمول
رفتار آرام او در مهمانی غیرعادی بود.
سخت
انجام جراحی سخت است و به مهارتهای دقیق و سالها آموزش پزشکی نیاز دارد.
سخت
درک زبان شکسپیر در نمایشنامههایش میتواند برای دانشآموزان دبیرستانی دشوار باشد.
شاد
آنها درباره تعطیلات پیشروی خود خوشحال و هیجانزده احساس میکردند.
عشق ورزیدن
من به خاطر وفاداری و همراهیاش سگم را دوست دارم.
دوستداشتني
او صدای خوانندگی دلنشینی داشت که مخاطبان را مجذوب خود میکرد.
عالی
این یک ایده عالی برای یک استارتاپ است، فکر میکنم بسیار موفق خواهد بود.
وحشتزده
چهره وحشتزده او ترسش از تاریکی را فاش کرد.
شگفتانگیز
ما آخر هفته وقت عالیای در ساحل داشتیم.
شگفتآور
او در روز تولدش یک هدیه شگفتانگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.
عاشق بودن
او از لحظهای که همدیگر را ملاقات کردند، او را دوست داشت.
زیبا
بازیگر به خاطر لبخند زیبای خود معروف است.
مجذوبکننده
کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش میدهد.
لذت بردن
ما آنقدر از فیلم لذت بردیم که دو بار آن را تماشا کردیم.
ناواضح (عکس، تصویر تلویزیون)
آفتابی
روز آفتابی آنها را وسوسه کرد که به کوهنوردی در کوههای نزدیک بروند.
روشن
آسمان در هنگام غروب خورشید به رنگ بنفش روشن درآمد.
تیره
او ناخنهایش را به رنگ تیره بنفش رنگ کرد.
خوب
فروشگاه مجموعهای از محصولات خوب را ارائه میدهد که دوام بیشتری دارند.
افتضاح
هوای وحشتناک برنامههای آنها را برای یک روز در ساحل خراب کرد.