کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی - واحد 4 - درس 3

در اینجا واژگان از واحد 4 - درس 3 در کتاب درسی Top Notch Fundamentals A را پیدا خواهید کرد، مانند "هشتاد"، "بیست و شش"، "صد"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی
twenty-one [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌یک

Ex:

در بازی بلک جک، هدف این است که تا حد امکان به بیست و یک نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شوید.

twenty-two [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌دو

Ex:

او در طول دوران بازیگری خود بیست و دو جایزه کسب کرد.

اجرا کردن

بیست‌وسه

Ex: There are twenty-three chapters in the novel she ’s reading .

بیست و سه فصل در رمانی که او می‌خواند وجود دارد.

twenty-four [عدد]
اجرا کردن

بیست و چهار

Ex:

ساعت بیست و چهار ساعت را به وقت نظامی نشان می‌دهد.

twenty-five [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وپنج

Ex:

شرکت این ماه بیست و پنج کارمند جدید استخدام کرد.

twenty-six [عدد]
اجرا کردن

بیست‌وشش

Ex:

تیم در مسابقه نهایی بیست و شش امتیاز به دست آورد.

اجرا کردن

بیست‌وهفت

Ex:

تیم به مدت بیست و هفت ساعت کار کرد تا پروژه را به پایان برساند.

اجرا کردن

بیست‌وهشت

Ex:

تیم در کوارتر نهایی بیست و هشت امتیاز به دست آورد.

twenty-nine [عدد]
اجرا کردن

بیست‌و‌نه

Ex:

بیست و نه نفر برای کلاس هنر ثبت نام کردند.

thirty [عدد]
اجرا کردن

سی

Ex: It ’s been thirty years since the company was founded .

سی سال از تأسیس شرکت می‌گذرد.

thirty-one [عدد]
اجرا کردن

سی‌ویک

Ex:

او سی و یک دقیقه طول کشید تا آزمون را کامل کند.

thirty-two [عدد]
اجرا کردن

سی و دو

Ex:

بسته سی و دو کیلوگرم وزن دارد.

forty [عدد]
اجرا کردن

چهل

Ex: They spent forty minutes discussing the new project .

آنها چهل دقیقه در مورد پروژه جدید بحث کردند.

fifty [عدد]
اجرا کردن

پنجاه

Ex: He saved fifty dollars each month to reach his goal of buying a new bicycle .

او هر ماه پنجاه دلار پس‌انداز می‌کرد تا به هدف خود یعنی خرید یک دوچرخه جدید برسد.

sixty [عدد]
اجرا کردن

شصت

Ex: After sixty years of marriage , they still held hands and shared a deep love for each other .

بعد از شصت سال ازدواج، آن‌ها هنوز هم دست یکدیگر را می‌گرفتند و عشق عمیقی به هم داشتند.

seventy [عدد]
اجرا کردن

هفتاد

Ex: The concert tickets sold out in less than seventy minutes , showcasing the band 's popularity .

بلیط های کنسرت در کمتر از هفتاد دقیقه به فروش رفت، که نشان دهنده محبوبیت گروه است.

eighty [عدد]
اجرا کردن

هشتاد

Ex: There are eighty students enrolled in the summer program , making it quite popular .

هشتاد دانشجو در برنامه تابستانی ثبت نام کرده‌اند که آن را بسیار محبوب می‌کند.

ninety [عدد]
اجرا کردن

نود

Ex: The company celebrated its ninety anniversary with a grand event for its employees and clients .

شرکت نودمین سالگرد خود را با یک رویداد بزرگ برای کارمندان و مشتریانش جشن گرفت.

hundred [عدد]
اجرا کردن

صد

Ex: He completed the challenge of running a hundred miles in just one week .

او چالش دویدن صد مایل را تنها در یک هفته به پایان رساند.

اجرا کردن

صدویک

Ex: The hotel room is on the first floor , number one hundred one .

اتاق هتل در طبقه اول است، شماره صد و یک.