کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی - واحد 6 - درس 1

در اینجا واژگان از واحد 6 - درس 1 در کتاب درسی Top Notch Fundamentals A را پیدا خواهید کرد، مانند "پذیرفتن"، "پیراهن"، "پیژامه"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی
to give [فعل]
اجرا کردن

چیزی را به کسی دادن

Ex: The manager gave employees access cards to enter the secured area .

مدیر به کارمندان کارت‌های دسترسی داد تا وارد منطقه امن شوند.

to accept [فعل]
اجرا کردن

پذیرفتن

Ex: My sister finally accepted the challenge to run a marathon .
compliment [اسم]
اجرا کردن

تعریف‌وتمجید

Ex: He offered a compliment on the artwork displayed in the gallery .

او یک تعریف درباره اثر هنری نمایش داده شده در گالری ارائه داد.

clothes [اسم]
اجرا کردن

لباس

Ex: She received many compliments on her stylish clothes .

او برای لباس‌های شیکش تعریف‌های زیادی دریافت کرد.

shirt [اسم]
اجرا کردن

پیراهن

Ex: The shirt I recently bought is made of soft cotton fabric .

پیراهنی که اخیراً خریدم از پارچه نخی نرم ساخته شده است.

sweater [اسم]
اجرا کردن

پلیور

Ex: I need a lightweight sweater for the spring season .

من به یک پلیور سبک برای فصل بهار نیاز دارم.

tie [اسم]
اجرا کردن

کراوات

Ex: She finally loosened her tie after a long day at work .

او بالاخره بعد از یک روز طولانی کار کراواتش را شل کرد.

jacket [اسم]
اجرا کردن

کاپشن

Ex: The jacket has multiple pockets , perfect for storing small items .

ژاکت چندین جیب دارد، که برای ذخیره‌سازی وسایل کوچک عالی است.

skirt [اسم]
اجرا کردن

دامن

Ex: The skirt has a zipper at the back for easy wearing .

دامن در پشت خود زیپ دارد تا پوشیدن آن آسان باشد.

shoe [اسم]
اجرا کردن

کفش

Ex: She picked up her baby 's shoes and put them on before going outside .

او کفشهای کودکش را برداشت و قبل از بیرون رفتن آنها را پوشید.

dress [اسم]
اجرا کردن

لباس زنانه

Ex: My mom helped me zip up the back of my dress .

مادرم به من کمک کرد تا زیپ پشت لباسم را ببندم.

suit [اسم]
اجرا کردن

کت‌شلوار

Ex: She needs to iron her suit before the important meeting .

او باید کت و شلوار خود را قبل از جلسه مهم اتو کند.

blouse [اسم]
اجرا کردن

بلوز (زنانه)

Ex: The blouse has ruffles on the sleeves , adding a feminine touch .

بلوز دارای چین‌های روی آستین‌ها است که حالتی زنانه به آن می‌بخشد.

pants [اسم]
اجرا کردن

شلوار

Ex: She prefers to wear loose-fitting pants for maximum comfort .

او ترجیح می‌دهد شلوار های گشاد بپوشد برای حداکثر راحتی.

اجرا کردن

مایو

Ex: She purchased a new bathing suit before the summer season began .

او قبل از شروع فصل تابستان یک مایوی جدید خرید.

swimsuit [اسم]
اجرا کردن

مایو

Ex: She put on her swimsuit and jumped into the pool .

او مایوی خود را پوشید و به داخل استخر پرید.

bathrobe [اسم]
اجرا کردن

حوله تن‌پوش

Ex: She hung her freshly laundered bathrobe on the hook behind the bathroom door .

او روب حمام تازه شسته شده اش را به قلاب پشت در حمام آویزان کرد.

boot [اسم]
اجرا کردن

پوتین

Ex: The fashionable boots added a trendy touch to her outfit .

چکمه‌های شیک، جلوه‌ای مد روز به لباسش اضافه کرد.

coat [اسم]
اجرا کردن

پالتو

Ex: My little daughter wears a fluffy coat that makes her look like a teddy bear .

دختر کوچکم یک کت کرکی پوشیده که او را شبیه یک خرس عروسکی می‌کند.

hat [اسم]
اجرا کردن

کلاه

Ex: She tried on different hats at the store to find the perfect fit .

او کلاه‌های مختلفی را در فروشگاه امتحان کرد تا اندازه مناسب را پیدا کند.

jeans [اسم]
اجرا کردن

شلوار جین

Ex: My mother washed my jeans to keep them clean and fresh .

مادرم شلوار جین من را شست تا تمیز و تازه بماند.

nightgown [اسم]
اجرا کردن

لباس‌خواب (زنانه)

Ex: She always changes into her nightgown before reading in bed .

او همیشه قبل از خواندن در رختخواب به لباس خواب خود تغییر می‌کند.

umbrella [اسم]
اجرا کردن

چتر

Ex: The beachgoers sought refuge under their beach umbrellas to avoid getting sunburned .

مسافران ساحلی برای جلوگیری از آفتاب‌سوختگی به زیر چترهای ساحلی خود پناه بردند.

raincoat [اسم]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The children wore matching raincoats as they splashed in puddles .

بچه‌ها بارانی‌های هماهنگ پوشیده بودند در حالی که در گودال‌ها آب بازی می‌کردند.

sandal [اسم]
اجرا کردن

صندل

Ex: He opted for closed-toe sandals for a hike in the desert .

او برای پیاده‌روی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.

pajamas [اسم]
اجرا کردن

لباس‌خواب

Ex: She received a new pair of pajamas as a gift for her birthday .

او یک جفت جدید پیراهن خواب به عنوان هدیه برای تولدش دریافت کرد.

T-shirt [اسم]
اجرا کردن

تی‌شرت

Ex: She always wears a plain white T-shirt with jeans .

او همیشه یک تی شرت سفید ساده با شلوار جین می‌پوشد.

shorts [اسم]
اجرا کردن

شلوارک

Ex: I packed a few pairs of shorts for our beach vacation .

من چند جفت شورت برای تعطیلات ساحلی‌مان بسته‌بندی کردم.

sock [اسم]
اجرا کردن

جوراب

Ex: She lost one of her socks in the laundry and could n't find it .

او یکی از جوراب‌هایش را در لباس‌شویی گم کرد و نتوانست آن را پیدا کند.

pantyhose [اسم]
اجرا کردن

جوراب‌شلواری

Ex: The dress code required employees to wear pantyhose with their uniforms .

کد لباس از کارمندان می‌خواست که با یونیفرم خود جوراب شلواری بپوشند.

underwear [اسم]
اجرا کردن

لباس زیر

Ex: I prefer to wear comfortable cotton underwear .

من ترجیح می‌دهم زیرپوش نخی راحت بپوشم.