کتاب 'تاپ ناچ' مبتدی - واحد 1 - درس 1
در اینجا واژگان از واحد 1 - درس 1 در کتاب Top Notch Fundamentals A را پیدا خواهید کرد، مانند "نام"، "پیشخدمت"، "بازیگر"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
the word we call a person or thing

نام, اسم
معلم نامهای ما را یکی یکی برای حضور و غیاب صدا زد.
a person's profession or job, typically the means by which they earn a living

شغل, حرفه
او تصمیم گرفت شغل خود را تغییر دهد و در زمینه بهداشت و درمان فعالیت کند تا به دیگران در بهبود رفاهشان کمک کند.
someone who teaches things to people, particularly in a school

معلم, آموزگار
برای بهبود تجربه یادگیری ما، معلم ما یک سفر علمی به موزه ترتیب داد.
a person who is studying at a school, university, or college

دانشآموز, محصل، دانشجو
آنها با دانشآموزان دیگر در پروژههای گروهی همکاری میکنند.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
به عنوان یک معمار، او از تبدیل دیدگاه های مشتریان خود به فضاهای کاربردی و زیبا لذت می برد.
someone whose job involves performing in movies, plays, or series

بازیگر
بازیگر بااستعداد به راحتی طیف گستردهای از شخصیتها را از یک قهرمان تا یک شرور به تصویر کشید.
a person who is good at sports and physical exercise, and often competes in sports competitions

ورزشکار
ورزشکار جوان آرزو داشت کشورش را در المپیک نمایندگی کند.
someone who plays a musical instrument or writes music, especially as a profession

نوازنده, موسیقیدان
موسیقیدان جوان بورسیهای برای یک مدرسه موسیقی معتبر به دست آورد.
someone who creates drawings, sculptures, paintings, etc. either as their job or hobby

هنرمند
هنرمند خیابانی برای رهگذران پرتره میکشید.
a person who possesses or has a high rank in a bank or any other financial institution

بانکدار
بانکداران مسئول اطمینان از رعایت مقررات بانکی و حفظ سلامت مالی مؤسسه هستند.
someone whose job is to use their voice for creating music

خواننده
خواننده آهنگهای محبوب خود را در جشنواره موسیقی اجرا کرد.
a person who works on a plane to bring passengers meals and take care of them

مهماندار
او آموزشهای گستردهای را برای تبدیل شدن به مهماندار هواپیما گذراند، که شامل یادگیری روشهای اضطراری و مهارتهای خدمات به مشتری بود.
someone whose job is to keep or check financial accounts

حسابدار
حسابدار به مشتری خود توصیه کرد که چگونه هزینههای خود را بهینه کنند تا سودآوری کلی بهبود یابد.
a person who counts and handles money in a bank or other financial institution

متصدی بانک
سیستمهای خودکار جایگزین بسیاری از صرافان سنتی در بانکهای مدرن شدهاند.
someone who is licensed to fix and care for our teeth

دندانپزشک
دندانپزشک از دندانهایم عکس رادیولوژی گرفت تا مشکلات احتمالی را بررسی کند.
someone who deals with electrical equipment, such as repairing or installing them

برقکار, تکنیسین برق
آنها با یک برقکار مشورت کردند تا مشکل چراغهای چشمکزن را حل کنند.
a person whose job is arranging and selling flowers

گلفروش
گلفروش راهنماییهایی در مورد چگونگی مراقبت از گلها برای ماندگاری بیشتر آنها ارائه داد.
a person whose job is to take care of plants in a garden

باغبان
آنها با یک باغبان مشورت کردند تا گیاهان مناسب برای آبوهوا و نوع خاک خود را انتخاب کنند.
a store selling food and household items

سوپرمارکت, بقالی
دیروز فراموش کردم شیر از سوپرمارکت بخرم.
a person employed in a store to assist customers and handle sales transactions

شاگرد مغازه
او به عنوان کارمند در کتابفروشی محلی کار میکرد.
someone whose job is to cut, wash and style hair

آرایشگر
آرایشگر همیشه روزهای شنبه شلوغ است.
a person whose job is repairing and maintaining motor vehicles and machinery

مکانیک, تعمیرکار
گاراژ مکانیک محلی خدمات مقرونبهصرفه و قابل اعتماد ارائه میدهد.
an experienced teacher at a university or college who specializes in a particular subject and often conducts research

استادیار (دانشگاه)
دانشآموزان منتظر بودند که استاد سخنرانی را شروع کند.
a person who gathers and reports news or does interviews for a newspaper, TV, radio station, etc.

گزارشگر, خبرنگار
گزارشگر برای پرسیدن سوالاتی درباره سیاست جدید در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد.
a person whose job is selling goods

فروشنده
او از فروشنده در مورد گارانتی تلویزیون پرسید.
someone who buys tickets, arranges tours, books hotels, etc. for travelers as their job

کارمند آژانس مسافرتی
آژانس مسافرتی چند مقصد را بر اساس علایق و بودجه آنها توصیه کرد.
someone who works in an office as someone's assistance, dealing with mail and phone calls, keeping records, making appointments, etc.

منشی
او به منشی خود متکی است تا وظایف را اولویتبندی کند و تقویمش را بهروز نگه دارد.
a man who brings people food and drinks in restaurants, cafes, etc.

پیشخدمت (مرد), گارسون
همه ما گرسنه بودیم و انتظار داشتیم که گارسون منو را سریعاً به میز ما بیاورد.
someone who has been trained to care for injured or sick people, particularly in a hospital

پرستار
پرستار با مهربانی روش کار را برای من توضیح داد و به من کمک کرد احساس آرامش کنم.
a person who practices or studies law, advises people about the law or represents them in court

وکیل
در طول مشاوره، وکیل روند قانونی و مراحلی را که او باید بعداً انجام میداد توضیح داد.